به گزارش کردپرس، نیویورکتایمز در مقالهای با عنوان «ترکیه و کردها راهی رو به جلو نشان میدهند»، روند صلح میان دولت ترکیه و PKK را نمونهای از تلاش برای پایاندادن به یک منازعه طولانی از طریق جایگزینکردن سیاست بهجای سلاح بررسی کرده است.
اصلی آیدینتاشباش، روزنامهنگار و نویسنده این مقاله، تصویب قانون «تقویت همبستگی ملی و یکپارچگی اجتماعی» را برای کشوری که طی یک دهه گذشته امنیت ملی را بر بسیاری از مسائل دیگر مقدم دانسته، گامی قابلتوجه توصیف می کند.
به نوشته او، این قانون «عفو عمومی» یا بستهای جامع برای دموکراتیکسازی ترکیه نیست؛ اما بیش از هر زمان دیگری احتمال دستیابی به یک آشتی ملی و پایان یکی از طولانیترین منازعات خاورمیانه را افزایش داده است.
پذیرش محدودیتهای راهحل نظامی از سوی دو طرف
آیدینتاشباش تحلیل می کند که پس از حدود یک سال مذاکره، رهبری PKK ظاهراً به این نتیجه رسیده است که مبارزه مسلحانه دیگر نمیتواند حقوق و مطالبات کردها را تأمین کند. از سوی دیگر، دولت ترکیه نیز بهطور ضمنی پذیرفته است که مسئله کرد تنها از طریق ابزارهای نظامی حل نمیشود و برای پاسخگویی به مطالبات سیاسی جنبشی که در میان بخشی از جامعه کرد ریشه دارد، باید مسیری سیاسی ایجاد شود.
نویسنده مقاله، مبادله «خلع سلاح در برابر گشایش فضای سیاست» را مهمترین ویژگی این روند دانسته و می نویسد جنبشهای مسلح معمولاً تنها به درخواست مخالفان خود سلاح را کنار نمیگذارند؛ بلکه زمانی به چنین اقدامی روی میآورند که مبارزه مسلحانه را برای تحقق اهدافشان ناکارآمد ببینند و در برابر خود، راهی معتبر برای ادامه پیگیری آن اهداف از طریق سیاست بیابند.
قانون چارچوب و بازگشت اعضای PKK
در مقاله نیویورکتایمز آمده است که روند ترکیه بهصورت مرحلهبهمرحله و با مشارکت نهادهای رسمی کشور پیش رفته است. PKK ابتدا تصمیم به انحلال گرفت و سپس در مراسمی نمادین در کردستان عراق شماری از سلاحهای خود را سوزاند. در مقابل، ترکیه با تصویب قانون چارچوب، ضمانتهای حقوقی لازم را برای بازگشت احتمالی هزاران عضو PKK و پیوستن دوباره آنان به زندگی مدنی فراهم کرده است. استفاده از تسهیلات این قانون به تأیید خلع سلاح کامل PKK از سوی نهادهای رسمی ترکیه وابسته خواهد بود.
این قانون میان اعضای عادی PKK و افرادی که به ارتکاب جرائم سنگین متهم یا محکوم شدهاند، تفاوت قائل میشود. براساس این سازوکار، روند رسیدگی به پرونده شماری از اعضای رده پایین، زندانیان سیاسی و تبعیدیان برای پنج تا ۱۰ سال به تعویق میافتد و در صورت خودداری آنان از بازگشت به فعالیت مسلحانه، پروندهها میتوانند در پایان این دوره بسته شوند. نویسنده خاطرنشان می کند که مدیران ارشد PKK در مرحله کنونی عمدتاً خارج از شمول قانون قرار گرفتهاند؛ هرچند انتظار میرود وضعیت آنان در مراحل بعدی روند بررسی شود.
تغییر فناوری و تضعیف جنگ چریکی
آیدینتاشباش یکی از عوامل زمینهساز این تحول را کاهش توان بازیگران مسلح غیردولتی در برابر فناوریهای جدید نظامی می داند.
به نوشته او، جنگ چریکی در گذشته بر مخفیشدن و مقاومت طولانیمدت در برابر نیرویی قدرتمندتر استوار بود؛ اما پهپادها، فناوریهای نظارتی و تسلیحات دقیق مبتنی بر هوش مصنوعی این مزیت را تضعیف کردهاند.
ترکیه از این فناوریها برای محدودکردن PKK در سوریه و عراق استفاده کرده و اسرائیل نیز روش مشابهی را علیه حماس و حزبالله به کار گرفته است؛ با این تفاوت که عملیات اسرائیل در غزه و لبنان با ویرانی گسترده و شمار بالای تلفات غیرنظامی همراه بوده است. نویسنده، سخنان عبدالله اوجالان درباره پایانیافتن دوره مبارزه مسلحانه را نشانه پذیرش این واقعیت جدید توصیف می کند. اوجالان در عین حال، خلع سلاح را نیازمند بهرسمیتشناختن سیاست دموکراتیک و ایجاد چارچوبی قانونی عنوان کرده است.
درسهایی برای حماس و حزبالله
آیدینتاشباش تأکید می کند که تفاوتهای مهمی میان PKK، حماس و حزبالله وجود دارد؛ اما یک اصل مشترک درباره این منازعات صدق میکند: جنبشهای مسلح ریشهدار را نمیتوان تنها از طریق بمباران از میان برد. از نگاه او، خلع سلاح باید تدریجی، مشروط و متکی بر اقدامات متقابل باشد و چشماندازی سیاسی را پیش روی جامعه حامی گروه مسلح قرار دهد.
در مورد حزبالله، جامعه شیعه لبنان باید اطمینان یابد که کنارگذاشتن سلاح به معنای ازدستدادن امنیت یا نفوذ سیاسی نیست. دولت لبنان نیز باید آنقدر تقویت شود که بتواند جای ساختار نظامی موازی حزبالله را بگیرد و زمینه پیگیری مطالبات این جریان از طریق سیاست را فراهم کند.
در مورد حماس نیز، اسرائیل باید بپذیرد که ازبینبردن توان نظامی این گروه به معنای محوشدن مطالبات سیاسی فلسطینیان نیست. به نوشته آیدینتاشباش، حماس نمیتواند در غزه ارتشی مستقل داشته باشد؛ اما هر راهحل پایدار باید مسیری معتبر برای خودگردانی فلسطینیان ایجاد کند و نشان دهد که سیاست میتواند نتایجی به همراه بیاورد که مبارزه مسلحانه قادر به تحقق آن نبوده است.
آزمون اصلی؛ فضای فعالیت سیاسی
مقاله نیویورکتایمز در عین حال موفقیت روند ترکیه را قطعی ندانسته است. به نوشته آیدینتاشباش، خلع سلاح PKK به معنای پایان مسئله کرد یا برطرفشدن مطالبات کردها نیست. آزمون اصلی این خواهد بود که آیا مطالباتی مانند گسترش اختیارات منطقهای که پیشتر از پایگاههای کوهستانی دنبال میشدند، ازاینپس میتوانند در پارلمان، شهرداریها و نهادهای جامعه مدنی مطرح و پیگیری شوند یا خیر.
از نگاه نویسنده، موفقیت این روند به میزان فضایی نیز بستگی دارد که رجب طیب اردوغان برای فعالیت قانونی و مشروع سیاسی فراهم خواهد کرد. آیدینتاشباش در پایان نوشته که دولتهای خاورمیانه سالها خلع سلاح را تنها یک مسئله امنیتی و در قالب نابودی نیروهای مسلح یا کشتن رهبرانشان دیدهاند؛ رویکردی که به عملیات بیپایان ضدشورش منجر شده است. ترکیه اکنون مسیر متفاوتی را آزمایش میکند: اینکه آیا میتوان یک جنبش مسلح را بهطور کامل به جنبشی سیاسی تبدیل کرد.
او نتیجه می گیرد که پیروزی واقعی در برابر یک جنبش مسلح، زمانی حاصل نمیشود که تمامی نیروهای آن از میان بروند؛ بلکه هنگامی رخ میدهد که فرد مسلح، سیاست را بهجای سلاح انتخاب کند.

نظر شما