به گزارش کردپرس، دکتر دنیا باشول، پژوهشگر مسائل کردها، در تحلیلی که در صفحه شخصی خود در شبکه ایکس منتشر کرده، نسبت به روندهای سیاسی، اجتماعی و ساختاری در اقلیم کردستان عراق هشدار داده و معتقد است این منطقه وارد مرحلهای از فرسایش تدریجی شده است؛ وضعیتی که به گفته او، بسیاری طی سالهای گذشته درباره آن هشدار داده بودند اما این هشدارها جدی گرفته نشد.
او مینویسد بخش قابل توجهی از کردهای عراق تصور میکردند جایگاه ژئوپلیتیکی اقلیم برای آمریکا و قدرتهای جهانی آنقدر مهم است که هیچ تهدیدی متوجه ساختار کنونی نخواهد شد. به همین دلیل، به جای حرکت به سمت اصلاحات اجتماعی، تقویت حاکمیت قانون، بازسازی ساختارهای اداری و کاهش نفوذ مناسبات قبیلهای، سیستم سیاسی موجود بر حفظ وضع موجود تکیه کرد. به گفته باشول، این سیستم، فساد گسترده را بازتولید کرده و مانع شکلگیری یک طبقه متوسط سالم و مستقل شده است؛ طبقهای که برای دولتسازی و شکلگیری هویت ملی ضروری است.
به باور او، هرچند اقلیم کردستان از نیروی انسانی تحصیلکرده و چندزبانه برخوردار است و بسیاری از جوانان آن در دانشگاههای غربی تحصیل کردهاند، اما ساختار سیاسی و حزبی اجازه رشد و نقشآفرینی این نیروها را در سطوح بالای قدرت نمیدهد.
باشول در ادامه به تفاوت رویکرد دو حزب اصلی اقلیم، یعنی حزب دموکرات کردستان و اتحادیه میهنی کردستان، در قبال بغداد اشاره میکند. او میگوید بسیاری از کردها همواره اتحادیه میهنی را به نزدیکی بیش از حد با بغداد متهم کردهاند، اما شرایط جغرافیایی و سیاسی این حزب، آن را ناگزیر به چنین سیاستی کرده است.
به اعتقاد او، اتحادیه میهنی در بلندمدت توانسته از این رویکرد سود ببرد، در حالی که حزب دموکرات همواره در ذهن خود پروژه استقلال کردستان را دنبال میکرد و اهمیت چندانی برای حفظ روابط پایدار با بغداد قائل نبود. او مینویسد سیاستمداران نزدیک به اتحادیه میهنی همواره میان بغداد و سلیمانیه در رفتوآمد بودند و در زمان بحران میان اربیل و بغداد تلاش میکردند به راهحل برسند، اما در مقابل، بسیاری از چهرههای نزدیک به حزب دموکرات عملاً بغداد را نادیده میگرفتند و منتظر تحقق استقلال بودند.
این تحلیلگر کرد معتقد است تغییر رویکرد آمریکا و تحولات جدید منطقهای، اقلیم کردستان را در موقعیتی شکننده قرار داده و حزب دموکرات برای چنین تغییر سریع و تهاجمیای آماده نبوده است. او میگوید روابط چند دهه اتحادیه میهنی با بغداد اکنون به ثمر نشسته و این حزب حتی توانسته به ترکیه نیز نزدیک شود؛ امری که تا دو سال پیش دشوار به نظر میرسید.
باشول همچنین تأکید میکند روند غالب در جهان امروز به سمت تقویت دولتهای متمرکز حرکت میکند؛ زیرا آمریکا و قدرتهای منطقهای ترجیح میدهند کشورها برای حفظ ثبات و تداوم اتصال به نظام اقتصادی و مسیرهای تجاری جهانی، یکپارچه باقی بمانند. به گفته او، مگر در کشورهایی کاملاً فروپاشیده مانند سومالی، قدرتهای بینالمللی معمولاً از تجزیه و چندپارگی حمایت نمیکنند.
او در بخش دیگری از تحلیل خود به بحران سیاسی داخلی اقلیم اشاره میکند و مینویسد با گذشت ۱۹ ماه از برگزاری انتخابات پارلمان اقلیم کردستان، هنوز کابینه جدید تشکیل نشده است. همزمان، دادگاه عالی فدرال عراق تمدید فعالیت دولت اقلیم پس از اکتبر ۲۰۲۲ را غیرقانونی اعلام کرده و اتحادیه میهنی نیز علیه مسرور بارزانی در دولت مرکزی شکایت کرده است.
باشول در ادامه عملکرد حزب دموکرات را نیز بهشدت مورد انتقاد قرار میدهد و میگوید در شرایطی که اقلیم با شکافهای عمیق داخلی، منطقهای و بینالمللی مواجه است، اولویت این حزب همچنان بازداشت فعالان مدنی، روزنامهنگاران و روحانیون منتقد و حمایت از شبکههای اقتصادی و قبیلهای نزدیک به قدرت است. او به پرونده «رشید کوچر» بهعنوان نمونهای از این برخوردها اشاره میکند.
او همچنین مینویسد بخشی از جامعه ایزدی همچنان حزب دموکرات را مسئول رخدادهای فاجعهبار سنجار در سال ۲۰۱۴ میداند که نیروهای وابسته به این حزب پیش از حمله داعش از منطقه عقبنشینی کردند.
به باور این پژوهشگر، اتحادیه میهنی پس از درگذشت جلال طالبانی در ظاهر تضعیف شد و با انشعابها و شکلگیری احزاب جدید روبهرو بود، اما فضای بازتر سیاسی و آزادیهای نسبی در مناطق تحت نفوذ این حزب، در بلندمدت به توسعه سیاسی و اجتماعی کمک کرده است.
باشول همچنین از شکاف ساختاری در اقلیم کردستان انتقاد میکند و میگوید اقلیم عملاً به مجموعهای از «حکومتهای موازی» تبدیل شده است؛ بهگونهای که در دل یک منطقه نیمه خودمختار، چند منطقه خودمختار غیررسمی شکل گرفتهاند. به گفته او، پس از چهار دهه هنوز نظام آموزشی، نیروهای پلیس، ساختارهای امنیتی و حتی بسیاری از نهادهای اجرایی میان مناطق تحت نفوذ دو حزب اصلی تقسیم شدهاند.
او برای توصیف شکاف اجتماعی و سیاسی میان اربیل و سلیمانیه، به تجربهای روزمره اشاره میکند: راننده تاکسی در مسیر اربیل به سلیمانیه از «بیدینی» و آزادیهای اجتماعی در مناطق تحت کنترل اتحادیه میهنی انتقاد میکند و آنها را خائن میخواند، در حالی که رانندهای در مسیر بازگشت از سلیمانیه به اربیل، مناطق تحت نفوذ حزب دموکرات را به فضای بسته، محافظهکار و ضد آزادی بیان تشبیه میکند و بارزانیها را به خیانت متهم میسازد.
باشول در پایان تأکید میکند که اقلیم کردستان هنوز با خطر فروپاشی کامل مواجه نیست و وضعیت آن با تجربه کردهای سوریه قابل مقایسه نیست، اما ادامه ساختار قبیلهای، شکافهای داخلی و حلنشدن مشکلات بنیادین، آینده این منطقه را تهدید میکند.
او مینویسد اگرچه بیش از ۹۰ درصد کردهای عراق، فارغ از گرایش سیاسی، همچنان خواهان استقلال عمل بیشتر هستند، اما پنهان کردن مشکلات انباشتهشده طی چهار دهه گذشته میتواند بهتدریج بسیاری از اختیارات و امتیازات اقلیم را از بین ببرد؛ همانگونه که پس از همهپرسی استقلال، کنترل کرکوک بهسرعت از دست اقلیم خارج شد.
سرویس جهان- دکتر دنیا باشول میگوید مناطق تحت نفوذ احزاب کرد در اقلیم کردستان، عملاً به واحدهای سیاسی و امنیتی جداگانه تبدیل شدهاند که هرکدام قواعد خاص خود را دارند.
کد مطلب 2795332

نظر شما