زهر تکراری آمریکا در کام کردها/ محمد هادیفر

سرویس عراق و اقلیم کردستان- پیش از ورود به بحث، لازم است درباره کاربرد واژه «کردها» در این نوشتار توضیحی ارائه شود. منظور از این تعبیر، تمامی مردم کرد به عنوان یک ملت تاریخی و فرهنگی نیست؛ چراکه جامعه کرد طی نزدیک به یک قرن گذشته بارها تجربه بدعهدی قدرت‌های بزرگ را از سر گذرانده و نسبت به تغییر رفتار بازیگران خارجی آگاه است.

کردپرس

مقصود از «کردها» در این تحلیل، بخشی از رهبران سیاسی و جریان‌هایی است که در مقاطع مختلف به وعده‌ها و حمایت‌های آمریکا در منطقه دل بسته‌اند.
با نگاهی پدیدارشناسانه به نیم قرن سیاست ایالات متحده در غرب آسیا، به‌ویژه مناطق کردنشین، می‌توان با الگویی از رفتارهای متغیر، موجی و غیرقابل پیش‌بینی مواجه شد؛ الگویی که در آن، کردها در بسیاری از مقاطع به عنوان ابزاری در معادلات ژئوپلیتیک آمریکا مورد استفاده قرار گرفته‌اند، اما در بزنگاه‌های تاریخی، حمایت‌ها جای خود را به محاسبات جدید منافع ملی واشنگتن داده است.
سال ۱۹۷۵ نقطه عطفی در حافظه تاریخی کردهای عراق است؛ زمانی که آمریکا در چارچوب توافقات منطقه‌ای، جنبش کردهای عراق را که پیش‌تر از حمایت‌های واشنگتن برخوردار بود، عملاً در برابر حکومت بغداد تنها گذاشت. فروپاشی آن حرکت سیاسی ـ نظامی، تجربه‌ای تلخ بود که بسیاری آن را نخستین نمونه آشکار تغییر محاسبات آمریکا در قبال کردها می‌دانند.
پس از سقوط صدام حسین در سال ۲۰۰۳، روابط آمریکا و کردهای عراق وارد مرحله‌ای جدید شد. همکاری نیروهای کرد با ائتلاف تحت رهبری آمریکا در سرنگونی رژیم بعث و سپس نقش برجسته آنان در نبرد علیه داعش در سال ۲۰۱۴، تصویر جدیدی از کردها به عنوان متحدانی قابل اتکا در سیاست منطقه‌ای واشنگتن ایجاد کرد. اگرچه شرایط امنیتی پس از سقوط صدام و ظهور گروه‌های تروریستی، به تقویت جایگاه سیاسی کردها انجامید، اما همین جایگاه نیز همواره تابعی از محاسبات متغیر آمریکا بود.
در جریان همه‌پرسی استقلال اقلیم کردستان عراق در سال ۲۰۱۷، زمانی که بسیاری از رهبران کرد انتظار حمایت یا دست‌کم همراهی واشنگتن را داشتند، آمریکا با اولویت دادن به روابط خود با دولت مرکزی عراق و ملاحظات منطقه‌ای، کردها را در برابر بغداد تنها گذاشت. این تجربه بار دیگر نشان داد که حمایت آمریکا از متحدانش، نه بر مبنای تعهدات دائمی، بلکه بر اساس منافع متغیر استراتژیک آن کشور تعریف می‌شود.
در سوریه نیز تجربه مشابهی تکرار شد. یک موضع سیاسی کوتاه از سوی مقامات آمریکایی می‌تواند معادلات نیروهای کردی را دستخوش تغییر کند و جایگاه آنان را در ساختار سیاسی آینده سوریه تضعیف نماید. این واقعیت نشان می‌دهد که برای واشنگتن، متحدان محلی تا زمانی اهمیت دارند که در چارچوب اهداف کلان سیاست خارجی آمریکا تعریف شوند.
از منظر دیگری، حضور آمریکا در کشورهای منطقه نیز همواره با منطق خاص خود همراه بوده است. پایگاه بگرام در افغانستان و منطقه سبز بغداد نمونه‌هایی از حضور گسترده آمریکا پس از مداخلات نظامی این کشورها هستند؛ مناطقی که عملاً به مراکز اصلی اعمال نفوذ واشنگتن تبدیل شدند. در این چارچوب، سیاست خارجی آمریکا در بسیاری از موارد نه بر پایه تعهد بلندمدت به ساختارهای سیاسی محلی، بلکه بر اساس میزان اهمیت آن مناطق در راهبرد امنیتی و ژئوپلیتیک خود تنظیم شده است.
سوریه و عراق به دلیل وجود مناطق کردنشین با ساختارهای سیاسی و امنیتی نیمه‌مستقل، وضعیت پیچیده‌تری دارند. کردها در شکل‌گیری نظم جدید سیاسی این دو کشور نقش مهمی ایفا کرده‌اند، اما همین وضعیت، مدیریت معادلات منطقه‌ای را برای آمریکا دشوارتر کرده است. واشنگتن از یک سو خود را متحد کردها معرفی کرده و از نقش آنان در مقابله با تهدیدات منطقه‌ای بهره برده است، اما از سوی دیگر، هنگامی که هزینه حمایت از این متحدان با منافع راهبردی آن همخوانی نداشته باشد، اولویت‌های خود را تغییر می‌دهد.
معادلات کردی در خاورمیانه از پیچیده‌ترین پرونده‌های سیاسی منطقه است. رقابت‌های درون‌کردی، اختلافات حزبی، مداخلات کشورهای منطقه و وابستگی برخی جریان‌ها به حمایت‌های خارجی، آینده سیاسی مناطق کردنشین را با چالش‌های جدی روبه‌رو کرده است. در همین چارچوب، برخی جریان‌های سیاسی کردی، از جمله حزب دمکرات کردستان عراق، در سال‌های اخیر تلاش کرده‌اند با اتخاذ رویکردی عمل‌گرایانه‌تر، روابط خود را با دولت مرکزی عراق تنظیم کنند.
با این حال، کردها از جمله بازیگرانی هستند که بیشترین نگرانی را از کاهش حضور آمریکا در منطقه دارند؛ زیرا برخی جریان‌ها در سال‌های گذشته بر مبنای حمایت واشنگتن، در برابر برخی کشورهای منطقه مواضع سخت‌تری اتخاذ کرده‌اند. کاهش نقش آمریکا می‌تواند آنان را با ضرورت بازتعریف روابط منطقه‌ای و بازنگری در محاسبات سیاسی مواجه کند.

در این میان، اقلیم کردستان عراق به عنوان ساختاری سیاسی با ویژگی‌های نیمه‌مستقل و یکی از شرکای اصلی آمریکا در منطقه، بیش از دیگران نسبت به تغییر رویکرد واشنگتن حساس است. در مقابل، برخی جریان‌های کردی که به دلیل نزدیکی به سیاست‌های آمریکا در برابر ایران قرار گرفته‌اند، ممکن است بیش از سایر گروه‌ها هزینه تغییر معادلات منطقه‌ای را پرداخت کنند.
به نظر می‌رسد آمریکا در چارچوب تغییر اولویت‌های راهبردی خود و بازتعریف نقش خویش در خاورمیانه، در حال کاهش تدریجی حضور مستقیم خود در برخی مناطق، از جمله اقلیم کردستان عراق، است. میراث این حضور برای کردها، نه یک تضمین دائمی امنیتی، بلکه پرونده‌ای پیچیده‌تر و مجموعه‌ای از معادلات حل‌نشده است.
تجربه تاریخی نشان داده است که سیاست آمریکا در قبال کردها بیش از آنکه بر پایه پیمان‌های پایدار استوار باشد، تابعی از منافع مقطعی و تغییرات ژئوپلیتیک است. زهر این سیاست، هر بار با شکل و عنوانی تازه، اما با طعمی آشنا، در کام بخشی از رهبران کرد چکیده است.
تا آزمونی دیگر، و شاید تجربه‌ای دیگر.

کد مطلب 2798006

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha