خبرگزاری کردپرس _ لَورِنس لَکات (Laurence Lockhart) را که مترجمان ما او را به «لارنس لکهارت» تلفظ و ثبت کردهاند، نویسنده گرانمایه انگلیسی است که در سالهای ۷۱-۱۹۲۶ چند بار به ایران میآید. فارغالتحصیل کمبریج بود و در آنجا زیر نظر براون و نیکلسون عربی و فارسی آموخته و به ایران علاقمند شده بود. علاوه بر نوشتن چندین کتاب و مقاله مرجع مانند نادرشاه، انقراض سلسله صفویه، و شهرهای ایرانی، عکسهای بسیار جالبی از ایران قدیم ثبت کرده که چند دهه پس از مرگش، در سال ۲۰۰۲ با عنوان تصاویر ایران (Images of Persia) منتشر شد که امروزه راهنمای ارزشمندی برای فهم ما از گذشته صد سال پیش است.
این چند عکس را در همان سفر نخست در سالهای ۳۰-۱۹۲۶ (۹-۱۳۰۵) از مردمان کلهُر گرفته است. در آن زمان، با اینکه انقلاب مشروطیت (۱۲۸۵) روی داده و مردم دیگر رعیت نیستند، هنوز ایلات «تخته قاپو» نشدهاند و روستانشینی رواج نیافته و مردمان ایران ــــ و در اینجا مردم کلهُر ـــ عموماً دو دستهاند: رمهداران و گلهداران که در جستجوی مراتع سرسبز منطقه (قُرُق) در روانند و عموماً در زیر کپر و سیهمال (سیاه چادر) روزگار میگذرانند و دسته دوم، اندک نوکران و خدمتکارانی که در حاشیه خانههای اعیان (خانها و خانزادهها، اربابان، و دیگر اعیان و اشراف وابسته به دولت) در نزدیکی چشمهساران و سرابهای خوش آب و هوا به نوکری و خدمتکاری و یا برزگری که ورزیری میگفتند، گرفتارند. این سکونتگاههای اعیان بعداً مکان تأسیس روستاهای مهم و اولیه میشود و بقیه مردمان به عشایر موسوم میشوند.

در این تصاویر، هنوز لباس و خیاطی برای مردمان عادی نیست و کلاو دسمال (کلاه و دستمال ابریشمی) و سروین (سربند ابریشمی) برای زنان اعیان است. مردمان کلهُر شاید به مانند بقیه مردمان ایران لباسهای ساده و کمپارچه و به دور از طرح و زیور و طراز دارند. راستی، کلاه نمدی که نشان پیشه و هنر نمدمالی و پشم به عنوان محصول بسیار مهم منطقه است، دیده میشود. هنوز خرمنکوب در کار نیست و مردم به سختی با چان خرمن میکوبند و اندک محصولی ـــ در قیاس با امروزـ ـــ به دست میآورند. هنوز تراکتور نیست و به قوت گاو و الاغ، زمین میکاوند و کشت و زرع میکنند. هنوز مشک و کوزه حیاتبخشند و زنان و دختران برای آوردن آبهای تمیز و خنک به سر چشمهها میروند.

زندگی، بدین ترتیب، برای مردم بسیار سخت بوده و متأسفانه امروزه عدهای در پی آنند که گذشته دشوار اجداد خود را به یاد نیاورند و با درج تصاویری از زندگی نسبتاً مرفه اعیان ستمگر و غارتگر، آن همه درد و رنج و بیچارگی را در دم فراموش کنند و به تکریم البسه و ژست ستمپیشگان و غارتگران بپردازند.
چه خوش گفت پروین اعتصامی که این متاع گرانبهای پادشاه، «اشک دیدهٔ من و خون دل شماست».

نظر شما