کردپرس
در نظرسنجیهای عمومی و بینالمللی، به ویژه جدیدترین آنها در این مدت اخیر (مانند CBS و مرکز تحقیقاتی Pew)، از دادههایشان چنین برمیآید که اکثریت کشورهای جهان، به ویژه کانادا، کشورهای آمریکای لاتین، اروپا، بیشتر کشورهای آسیایی، استرالیا و نیوزیلند، و همچنین اکثریت قاطع مراجع دینی و جوامع اسلامی، مسیحی و حتی یهودیان عاقل و عقلگرا، مخالف این جنگ ترامپ و نتانیاهو علیه ایران هستند؛ جنگی که گرانی، اضطراب، رکود بازار و بیافقی را به بار آورده است. در مقابل، تنها چند کشور مانند اسرائیل، نیجریه، امارات و هند اشتیاق و حماسه این جنگ را داشتند. عراقیها و ایرانیها نیز، به ویژه نخبگان دلقک و معرکهگیر کردهای عراق و ایران و پهلویطلبها، و به طور خیلی خاصتر بخشی از کردهای مقیم آمریکا، در این دسته اخیر جای میگیرند.
برخی از ناسیونالیستهای عرب (عروبیها) و نیروهای سنی عراق، این خواب را میبینند که از طریق این جنگ (و سقوط ایران)، شخصی از طایفه اهل سنت دوباره قدرت را در عراق به دست گیرد. بخشی از شیعیان، به ویژه آنان که تبدیل به بوق تبلیغاتی آمریکا و اسرائیل شدهاند، خوابهای رنگارنگ خلیجی میبینند. پهلویها نیز خواب شتر برای بازگشت دیکتاتوری شاهنشاهی میبینند؛ اما هیجان و توهم هیچکدام از آنها به اندازه کردهای نژادپرست مُکریانی، نخبگان قومگرا و ناسیونالیست سلیمانیه و اربیل، و نارسیسیتهای بیسواد خارجنشین، پرواز نکرده و به هوا نرفته بود!
این نخبگان، که اکثریت مطلق آنها جزو ناسیونالیستهای نژادپرست و شووینیست کرد محسوب میشوند، بخش زیادی از آنها مواجببگیر و کارمندان پارتی و یکتی هستند یا رانتخوار این مسئول فاسد و آن مسئول میلیاردر شعار کُردایەتی هستند. محض خنده، برخی از آنها تصور میکردند افسران سپاه پاسداران قرار است زیر چادر «صفوان» (اشاره به توافقنامه صفوان عراق در پایان جنگ کویت)، در برابر آمریکاییها و اسرائیلیها زانو بزنند و تسلیم شوند! بخشی دیگر از این هم فراتر میرفتند و با افسانههای پر از حماقت ملیگرایانه، دو به علاوه دو را مساوی یک دانسته، کردستان ایران و عراق را به هم میدوختند و کیسه تشکیل دولت قبیلهای کردی را مهر و موم میکردند.
در رأس همه اینها، آن دسته از نخبگان و اپوزیسیونی بسیار دچار سرخوردگی و شرمندگی شدند که به خاطر کشته شدن چند شبهنظامی احزاب کردی ایران (همان نیروهایی که با آغاز جنگ بزرگترین حماقت سیاسی را مرتکب شده و تصمیم به سرنگونی جمهوری اسلامی گرفتند)، بلافاصله وارد هیاهوی رسانههای سایه و وابسته به تشکیلات راهزنی «کوردایتی» شدند و به پوپولیسم دامن زدند؛ به این امید که محصولش را در انتخابات آینده درو کنند و دستمزدش را در قالب کرسی پارلمان جمعآوری نمایند.
مزیت اینکه زبان دیگری جز کردی (کرمانی و سورانی) بلد باشی، این است که دیگر نیازی نداری به این همه معرکهگیر، رانتخوار، مفتخور، آکادمیسین بیفکر و نخبگان دستبوس عراقی، ایرانی و کردی گوش فرا دهی؛ بلکه به سخنان دهها نخبۀ جهانی و افراد عاقل و بیطرف گوش میسپاری و سفید و سیاه را به خوبی از هم تشخیص میدهی.
نمیگویم شکست آمریکا و اسرائیل، اما برنده نشدن این دو دولت در این جنگ، به نفع صلح و آشتی در سراسر جهان است. اگر این قلدری و عنتربازیِ ائتلاف لابیهای «اپستینی» به نتیجه میرسید، فاجعه و آشوب بیشتری جهان را فرا میگرفت، بحران اقتصادی عمیقتر میشد و فقر و گرسنگی، دنیا را در مینوردید. خوشبختانه، ایران با همکاری چین و روسیه توانست کمر هژمونی نظامی و امنیتی آمریکا را به گونهای بشکند که از زمان جنگ ویتنام تاکنون، چنین شکست سنگینی به خود ندیده بود. بالاتر از هر چیز، این مسئله به نفع خلق کرد در کردستان ایران تمام میشود؛ چرا که زیر سلطه نیروهای مسلح مزدور اسرائیل نخواهند رفت و مانند کردستان عراق، گرفتار طغیان و استبداد شبهنظامیان «کوردایتی»، جنگ داخلی و درگیری بر سر گمرک و درآمدهای مرزی نخواهند شد.
با وجود اینکه ستمگریهای ایران در حق خلقهای ایران بسیار بسیار زیاد است، اما بهتر است به آن دست زده نشود تا اوضاع از این بدتر نگردد؛ و این همان حکمت سیاسی، واقعگرایی سیاسی و ژئوپلیتیک است. اگر حکومت جمهوری اسلامی ایران را خود مردم ایران سرنگون کنند، اتفاق خوبی است؛ اما این ویرانگری و تخریبی که آمریکا و اسرائیل علیه تمدن ایرانی در پیش گرفتهاند، برای کل دنیا، برای خلقهای منطقه و به ویژه برای کردها زیانبار است.
نزدیک به سه ماه است که این سنخ نخبگان و این رسانههای سایه و پولتزریقشده، جیغ و داد راه انداختهاند، اما شرم نمیکنند؛ بلکه حتی ترقههای هیجانشان به تلآویو و واشنگتن میرسید. تا همین امروز نیز نالهها، شعرها، مقالات و تحلیلهای خام و ناپخته خود را پخش میکنند. در نهایت، تمام رویاهای ترامپ و لابیهای صهیونیستی، در پای دیوارهای بازدارنده (Deterrent wall) چین که همان (ایران) است، با توافق به پایان میرسد. حتی اگر پس از مدتی، دور دیگری از جنگ نیز آغاز شود، رویای جادویی و فانتزی این نخبگان نژادپرست، ملیگرا، پهلویطلب و صهیونیست هرگز تعبیر نخواهد شد.
کامیار صابر

نظر شما