به گزارش کردپرس، الیزا مارکوس، روزنامهنگار و پژوهشگر شناختهشده مسائل کردها، در گفتوگویی مفصل با وبسایت «آمارجی» از تحولات تاریخی و ایدئولوژیک حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک)، روند مذاکرات صلح با ترکیه، تحولات مناطق کردنشین سوریه و آینده این گروه پس از پایان مبارزه مسلحانه سخن گفته است.
مارکوس که سالها تحولات کردهای ترکیه و سوریه را دنبال کرده، بهتازگی کتاب جدید خود با عنوان «خیزش و انقلاب؛ پ.ک.ک و مبارزه کردها در ترکیه و سوریه» را منتشر کرده است؛ کتابی که به بررسی مسیر پ.ک.ک از زمان بازداشت عبدالله اوجالان در سال ۱۹۹۹ تا تحولات اخیر سوریه و تصمیم این گروه برای پایان دادن به جنگ چریکی در ترکیه میپردازد.
او در ابتدای این گفتوگو درباره نحوه آشنایی خود با مسئله کردها توضیح میدهد که در اواخر دهه ۱۹۸۰ و در جریان فعالیت خبرنگاری در ترکیه، ابتدا روایت رسمی دولت و رسانههای ترکیه درباره پ.ک.ک را پذیرفته بود؛ روایتی که این گروه را صرفاً یک سازمان «تروریستی» معرفی میکرد. اما سفر به مناطق کردنشین جنوبشرق ترکیه و گفتوگو با مردم محلی نگاه او را تغییر داد.
به گفته مارکوس، ساکنان این مناطق از اعضای پ.ک.ک نه بهعنوان «تروریست»، بلکه بهعنوان فرزندان و اعضای جامعه خود یاد میکردند که برای آزادی میجنگند. او میگوید همین تجربه نقطه آغاز علاقهاش به مسئله کردها شد.
مارکوس درباره کتاب نخست خود با عنوان «خون و باور» نیز توضیح میدهد که پس از بازداشت عبدالله اوجالان متوجه شد اطلاعات دقیقی درباره نحوه شکلگیری و گسترش پ.ک.ک در فاصله سالهای ۱۹۷۸ تا آغاز جنگ مسلحانه در ۱۹۸۴ وجود ندارد. به گفته او، همین خلأ پژوهشی انگیزه اصلی نگارش آن کتاب بود.
او همچنین به انتقادهایی اشاره میکند که پس از انتشار کتاب اولش مطرح شد؛ انتقادهایی مبنی بر اینکه او بیش از حد به روایت اعضای جداشده از پ.ک.ک تکیه کرده است. مارکوس میگوید در کتاب جدید تلاش کرده علاوه بر اعضای سابق، با اعضای فعال و رهبران کنونی پ.ک.ک از جمله جمیل باییک نیز گفتوگو کند تا تصویر جامعتری ارائه دهد.
یکی از بخشهای مهم این مصاحبه، افشاگری مارکوس درباره ارتباط «بازهای آزاد کردستان» (TAK) با پ.ک.ک است. او میگوید در جریان تحقیقاتش به این نتیجه رسیده که TAK عملاً برای انجام حملاتی در غرب ترکیه ایجاد شد؛ حملاتی که پ.ک.ک تمایلی به پذیرش مستقیم مسئولیت آنها نداشت. به گفته او، این نتیجهگیری حاصل گفتوگوهای متعدد، بررسی روایتهای مختلف و تطبیق آنها با ساختار و منطق عملکرد پ.ک.ک بوده است.
مارکوس در ادامه از یکی از مهمترین یافتههای خود سخن میگوید: اینکه پ.ک.ک در فاصله سالهای ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۴ تا آستانه فروپاشی پیش رفت. او همچنین تجربه خیزش و خودگردانی کردهای سوریه را یکی دیگر از مهمترین موضوعات کتابش توصیف میکند و میگوید پ.ک.ک در شمال سوریه همان الگوهایی را به کار گرفت که پیشتر در ترکیه استفاده کرده بود؛ از جمله سازماندهی اجتماعی، بسیج مردمی و تمرکز بر ایجاد یک ساختار سیاسی-نظامی واحد.
به گفته او، پس از آغاز جنگ داخلی سوریه در سال ۲۰۱۱، این پ.ک.ک بود که با نیرو و سلاح وارد میدان شد و کنترل نظامی مناطق کردنشین را در دست گرفت، در حالی که دیگر گروههای کردی آمادگی لازم برای استفاده از این فرصت را نداشتند.
این پژوهشگر مسائل کردها درباره تحول ایدئولوژیک پ.ک.ک پس از بازداشت اوجالان نیز میگوید که این گروه از مطالبه استقلال کردها به سمت نظریه «کنفدرالیسم دمکراتیک» حرکت کرد که بر خودگردانی محلی و نوعی دمکراسی غیرمتمرکز تأکید دارد.
با این حال، مارکوس معتقد است میان نظریههای اوجالان و واقعیت حکمرانی در مناطق کردنشین سوریه فاصله قابلتوجهی وجود داشته است. او میگوید اگرچه ساختارهایی مانند شوراها، کومینها و نهادهای محلی ایجاد شدند، اما این مدل هرگز بهطور کامل مطابق تصور اوجالان عمل نکرد.
او همچنین به رابطه پیچیده میان عبدالله اوجالان و رهبری پ.ک.ک در قندیل میپردازد. به گفته مارکوس، اوجالان پس از بازداشت همچنان نفوذ ایدئولوژیک گستردهای بر پ.ک.ک داشت، اما به دلیل سالها انزوای ارتباطی، امکان مدیریت روزمره سازمان را از دست داد. با این حال، او تأکید میکند که هیچیک از دو طرف نمیتوانند بدون دیگری عمل کنند؛ زیرا مشروعیت رهبری قندیل تا حد زیادی به جایگاه نمادین اوجالان وابسته است.
در بخش دیگری از این گفتوگو، مارکوس به شکست روند صلح میان دولت ترکیه و پ.ک.ک میپردازد. او معتقد است مذاکرات صلح سالهای ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۵ بیش از هر زمان دیگری به توافق نزدیک شده بود، اما دولت ترکیه تمایلی نداشت امتیازهای واقعی به کردها بدهد.
با این حال، او تصمیم پ.ک.ک برای آغاز «جنگ خندقها» در شهرهای کردنشین ترکیه در سال ۲۰۱۵ را «اشتباهی تاریخی» توصیف میکند. به گفته او، پ.ک.ک در آن مقطع از بالاترین سطح نفوذ سیاسی و اجتماعی خود برخوردار بود؛ شهرداریهای مناطق کردنشین در اختیار جریان نزدیک به این گروه قرار داشت، حزب دموکراتیک خلقها در انتخابات موفق شده بود و حمایت بینالمللی از کردها پس از نبرد کوبانی افزایش یافته بود.
اما بازگشت به جنگ مسلحانه، به گفته مارکوس، باعث شد پ.ک.ک حمایت سیاسی و بینالمللی خود را از دست بدهد و به دولت ترکیه فرصت دهد روند صلح را کاملاً کنار بگذارد.
او میگوید رهبران پ.ک.ک تصور میکردند اعلام خودمختاری در شهرهای کردنشین و مقابله مسلحانه با دولت ترکیه باعث گسترش قیام عمومی و فشار بینالمللی بر آنکارا خواهد شد، اما این محاسبات اشتباه از آب درآمد. به گفته مارکوس، پ.ک.ک توان مقابله نظامی بلندمدت با ارتش ترکیه در جنگ شهری را نداشت و همین مسئله به شکست سنگین این پروژه منجر شد.
مارکوس در پایان درباره آینده پ.ک.ک میگوید این گروه پس از پایان مبارزه مسلحانه ناگزیر به تغییر است و احتمالاً بیش از گذشته به فعالیت سیاسی و مدنی روی خواهد آورد. با این حال، او معتقد است پ.ک.ک همچنان از طریق شبکه گسترده سیاسی، رسانهای، اجتماعی و منطقهای خود به حیات ادامه خواهد داد.
او تأکید میکند که حتی اگر ساختار پ.ک.ک در آینده دچار تغییر یا چندپارگی شود، نمیتوان نقش تاریخی این گروه در تغییر جایگاه سیاسی و هویتی کردها در ترکیه و سوریه را نادیده گرفت.
سرویس جهان- الیزا مارکوس، نویسنده کتاب «خیزش و انقلاب» معتقد است تاریخ پ.ک.ک ترکیبی از جنگ، تحول ایدئولوژیک، شکاف داخلی و تلاش برای بازتعریف نقش کردها در منطقه بوده است.
کد مطلب 2795315

نظر شما