از مقاومت تا تاب‌آوری؛ چرا کردها برای نخستین‌بار به دنبال «سهمی در دمشق» هستند؟

سرویس جهان- دیدار اخیر مظلوم عبدی و الهام احمد با احمد الشرع در دمشق، نشانه تغییری بنیادین در راهبرد سیاسی کردهای سوریه است؛ تغییری که در آن، منطق تقابل مسلحانه و خودگردانی جدایی گونه جای خود را به تلاش برای حضور در ساختار دولت مرکزی، کسب مشروعیت سیاسی و تثبیت حقوق از درون نظام سوریه داده است.


 

به گزارش کردپرس، زمانی که مظلوم عبدی و الهام احمد روز 16 آوریل در دمشق روبه‌روی احمد الشرع و اسعد الشیبانی نشستند، اهمیت این دیدار صرفاً در نفس برگزاری آن نبود، بلکه در مفهومی بود که این صحنه با خود داشت.

گفته می‌شود محور گفت‌وگوها تکمیل روند ادغام نیروها و نهادهای وابسته به «نیروهای دموکراتیک سوریه» (قسد) در ساختارهای دولتی سوریه بوده است؛ عبارتی که تا چندی پیش در ادبیات سیاسی جریان‌های کردی سوریه تقریباً غیرقابل تصور به نظر می‌رسید.

اکنون اما همین ادبیات به زبان اصلی تعامل سیاسی کردها تبدیل شده است؛ تغییری که تصادفی نیست و نشان‌دهنده تحول ساختاری در نحوه سازماندهی، مشروعیت‌بخشی و بازنمایی سیاسی کردها در داخل سوریه و در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی است.

تحلیل این تحول را نمی‌توان صرفاً با واژه «عمل‌گرایی» توضیح داد. آنچه رخ داده، گذار راهبردی از چارچوب «مقاومت» به چارچوب «تاب‌آوری» است؛ تغییری که نه عقب‌نشینی از اهداف سیاسی، بلکه بازتعریف روش دستیابی به آن اهداف محسوب می‌شود.

فرسایش الگوی مقاومت

بخش عمده‌ای از دوره پس از سال 2011، سیاست کردی در سوریه در قالب الگوی مقاومت تعریف می‌شد. مقاومت، در این منطق سیاسی، بر پایه وجود یک طرف مقابل روشن شکل می‌گرفت؛ ساختار دولتی، نیروی مسلط یا نظمی که مشروعیت آن پذیرفته نمی‌شد.

این چارچوب نیازمند موقعیتی بیرونی بود؛ جایگاهی مستقل که از آن بتوان قدرت مرکزی را به چالش کشید. پروژه «روژاوا» در اوج خود، تجسم روشن این منطق بود؛ اداره خودگردان، نهادهای موازی و اعلام نوعی استثنا نسبت به ساختار دولت سوریه و منطق قومی و فرقه‌ای آن.

اما این الگو اکنون از نظر ساختاری فرسوده شده است؛ نه به دلیل شکست ایدئولوژیک، بلکه به سبب تغییر شرایطی که آن را ممکن ساخته بود.

در پی تحولات میدانی، نیروهای دولت موقت سوریه بخش‌های وسیعی از شمال‌شرق کشور را بازپس گرفتند و قسد ناچار شد آتش‌بس را بپذیرد و با توافقی گسترده، نهادهای غیرنظامی و نظامی خود را زیر چتر دولت مرکزی قرار دهد.

هم‌زمان، عقب‌نشینی تدریجی نیروهای آمریکایی از پایگاه‌های شمال‌شرق سوریه ــ که آخرین مورد آن در 16 آوریل تخلیه شد ــ تکیه‌گاه خارجی لازم برای تداوم خودمختاری مسلحانه را از میان برد.

در نتیجه، مقاومت مسلحانه به‌عنوان محور اصلی هویت سیاسی کردها دیگر کارکرد پیشین را ندارد؛ نه به این دلیل که مطالبات کردها حل شده، بلکه چون شرایط عینی تداوم آن از بین رفته است.

تاب‌آوری به‌عنوان منطق جدید سیاسی

تاب‌آوری، نقطه مقابل ساده مقاومت نیست و صرفاً به معنای سازش تلقی نمی‌شود. این مفهوم، شیوه‌ای از بقا و کنش سیاسی است که به‌جای تقابل از بیرون، در درون شرایط جدید عمل می‌کند و حضور سیاسی را به اهرم نفوذ تبدیل می‌سازد.

در این چارچوب، مقاومت از موضع بیرونی عمل می‌کند، اما تاب‌آوری از درون ساختارها پیش می‌رود. مقاومت مشروعیت خود را از رد کردن می‌گیرد، در حالی که تاب‌آوری از به رسمیت شناخته شدن مشروعیت می‌یابد.

در سوریه امروز که میدان سیاسی چندقطبی، منازعه‌آمیز و سیال است، این منطق جدید بیش از گذشته معنا پیدا کرده است.

توافق 29 ژانویه 2026 و نشست 16 آوریل دمشق را می‌توان رسمی شدن همین منطق دانست. این توافق شامل ادغام تدریجی ساختارهای نظامی و اداری در نهادهای دولتی، استقرار نیروهای امنیتی در مراکز حسکه و قامشلو، و واگذاری نهادهای مدنی و گذرگاه‌های مرزی به دولت مرکزی بود.

اگر این تحولات از منظر مقاومت دیده شود، به‌معنای عقب‌نشینی سرزمینی و نهادی است؛ اما از منظر تاب‌آوری، تلاشی برای ورود به ساختارهایی است که آینده سیاسی سوریه را شکل خواهند داد؛ ساختارهایی که در آن می‌توان درباره حقوق، نمایندگی سیاسی و هویت فرهنگی کردها مذاکره کرد و شاید آن را تثبیت ساخت.

پشتوانه ایدئولوژیک این تغییر

گذار از مقاومت به تاب‌آوری در خلأ فکری رخ نداده است. فلسفه سیاسی عبدالله اوجالان، که اغلب ضد دولت تعبیر می‌شود، در واقع ظرفیت نظری لازم برای این چرخش را دارد.

نقد اصلی اوجالان متوجه اصل دولت نبود، بلکه متوجه شکل خاصی از دولت یعنی دولت-ملت متمرکز، همگون‌ساز و مبتنی بر سلطه قومی بود.

نظریه «کنفدرالیسم دموکراتیک» نیز رد همین مدل بود، نه رد هرگونه سازمان سیاسی.

بر این اساس، دولتی که قدرت را توزیع کند، تنوع فرهنگی را به رسمیت بشناسد و مشارکت گروه‌های مختلف را تضمین کند، می‌تواند با این چارچوب فکری سازگار باشد.

به همین دلیل، ادغام در یک ساختار دولتی اصلاح‌شده و چندصدایی، الزاماً با مبانی فکری اداره خودگردان شمال و شرق سوریه در تضاد نیست. رهبران کرد نیز می‌کوشند این روند را اقدامی اصولی معرفی کنند، نه صرفاً تصمیمی ناشی از اجبار.

مشروعیت تازه در داخل و خارج

شاید مهم‌ترین بُعد این تحول، مسئله مشروعیت باشد. سیاست مبتنی بر تاب‌آوری تنها واکنشی نیست، بلکه خود می‌تواند فرصت‌های جدید تولید کند؛ به‌ویژه در سطح بین‌المللی.

در نشست مونیخ در ماه فوریه، گفت‌وگوها بر ادغام و تضمین حقوق همه مؤلفه‌های سوریه، به‌ویژه کردها و دروزی‌ها، متمرکز بود. وزیر خارجه آمریکا نیز اجرای توافقات و روند ادغام را از اولویت‌های دولت خود دانست.

اهمیت این مسئله فقط در حمایت آمریکا نیست، بلکه در پیامی است که منتقل می‌کند: بازیگران سیاسی کرد، از جمله مظلوم عبدی و الهام احمد، اکنون به‌عنوان طرف‌های مشروع گفت‌وگو درباره آینده سوریه شناخته می‌شوند؛ جایگاهی متفاوت از گذشته که صرفاً به‌عنوان شریک نظامی در نبرد با داعش دیده می‌شدند.

در سطح داخلی نیز بازگشت بخشی از خانواده‌های کرد آواره به عفرین و سری کانی و نیز انتصاب شهردار کرد در حسکه، از نخستین نشانه‌های حضور نهادی کردها در ساختار رسمی سوریه تلقی می‌شود.

هرچند این دستاوردها شکننده و قابل بازگشت‌اند، اما از جنس متفاوتی نسبت به دستاوردهای حاصل از مقاومت مسلحانه هستند؛ زیرا از طریق دولت به دست می‌آیند، نه در تقابل با آن.

آینده چه خواهد شد؟

الگوی مقاومت طی دهه‌ها سرکوب، مبارزه مسلحانه و تجربه روژاوا، چارچوب اصلی فهم سیاست کردی بود، اما اکنون دیگر به‌تنهایی توضیح‌دهنده وضعیت موجود نیست.

تاب‌آوری، به‌عنوان یک منطق سیاسی، توصیف دقیق‌تری از وضعیت فعلی است؛ جنبشی که زیان‌های ساختاری مهمی را پذیرفته، افق راهبردی خود را بازتنظیم کرده و در نهادهای دولتی جای گرفته که نه آن را کنترل می‌کند و نه کاملاً به آن اعتماد دارد.

موفقیت این مسیر به چند عامل بستگی دارد: توانایی دولت سوریه در اجرای تعهدات، ادامه نقش‌آفرینی تضمین‌کنندگان خارجی و قدرت بازیگران کرد برای تبدیل حضور نهادی به حقوق پایدار.

آنچه تاکنون روشن شده، این است که چارچوب سیاست تغییر کرده است؛ اگر مقاومت زبان رد و تقابل بود، تاب‌آوری اکنون زبان بقا و شاید تغییر از درون است.

نویسنده: دکتر یونس آباکای پژوهشگر مؤسسه مطالعات عربی و اسلامی در دانشگاه اکستر بریتانیاست. حوزه پژوهشی او بر سیاست خاورمیانه متمرکز است و به‌طور ویژه در زمینه سیاست، هویت و تحولات مرتبط با کردها تخصص دارد.

کد مطلب 2794928

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha