چرخش محتاطانه آلمان به‌سوی کردهای سوریه

سرویس جهان- آلمان پس از سقوط بشار اسد و امضای توافق ۱۰ مارس میان نیروهای دموکراتیک سوریه و دمشق، سیاستی عمل‌گرایانه‌تر در قبال این نیروی کُردی اتخاذ کرده است؛ رویکردی که با تسهیل حضور فرماندهان SDF در مونیخ و افزایش تماس‌های دیپلماتیک، نشان می‌دهد برلین اکنون این بازیگر میدانی را بخشی اجتناب‌ناپذیر از معادله ثبات و ساختار آینده سوریه می‌داند، هرچند همچنان میان روابط با ترکیه و ملاحظات امنیتی توازن برقرار می‌کند.

به گزارش کردپرس، با سقوط حکومت بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۴ و امضای توافق ۱۰ مارس میان نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) و دمشق، رویکرد آلمان نسبت به این نیروی کُردی-عربی وارد مرحله‌ای تازه شده است. ژنرال مظلوم عبدی و الهام احمد در کنفرانس امنیتی مونیخ در فوریه ۲۰۲۶، با تسهیل‌گری رسمی برلین، نشانه‌ای آشکار از این چرخش تدریجی است که تا چند سال پیش به دلیل ملاحظات روابط با آنکارا و توافق مهاجرتی اتحادیه اروپا و ترکیه قابل تصور نبود.
مقام‌های آلمانی پس از سقوط دولت اسد، تماس‌های خود با فرماندهان SDF را علنی‌تر و منظم‌تر کرده‌اند. برلین ضمن حمایت از توافق‌های اخیر میان SDF و دولت موقت سوریه، بر توقف درگیری‌ها و ادغام ساختاری این نیروها در چارچوب امنیتی ملی سوریه تأکید کرده است. وزارت خارجه آلمان در بیانیه‌ای در حاشیه نشست مونیخ، از اجرای توافق ژانویه میان دمشق و SDF حمایت و آن را گامی در مسیر ثبات توصیف کرد.
این تحول در شرایطی رخ داده که آلمان همزمان سفارت خود را در دمشق در مارس ۲۰۲۵ بازگشایی کرده و از دولت جدید سوریه نیز حمایت سیاسی به عمل آورده است. برلین به‌دلیل ملاحظات داخلی، به‌ویژه پرونده بازگرداندن پناهجویان سوری، ناگزیر به تعامل با دولت جدید دمشق است. در عین حال، بی‌ثباتی‌های میدانی و درگیری‌های متناوب میان نیروهای دولتی و SDF، باعث شده آلمان بر ضرورت آتش‌بس پایدار و ادغام مسالمت‌آمیز SDF در ساختار دولتی تأکید کند.
در سطح تحلیلی، کارشناسان آلمانی این چرخش را نتیجه «واقع‌گرایی سیاسی» می‌دانند. یان ایلهان کیزیلهان، روان‌شناس کُرد و برنده نشان لیاقت فدرال آلمان، معتقد است تغییر موضع برلین تدریجی بوده و پس از تشدید فشارهای سیاسی بر دمشق و آشکار شدن شکنندگی نظم پساآسدی، شتاب گرفته است. به گفته او، آلمان به این جمع‌بندی رسیده که نمی‌توان بازیگری را که عملاً بخش‌هایی از خاک سوریه را اداره و تأمین امنیت می‌کند، از معادلات آینده حذف کرد.
با این حال، این تغییر به معنای حمایت بی‌قید و شرط از SDF نیست. روابط برلین با این نیرو همچنان محتاطانه و عمل‌گرایانه تعریف می‌شود. آلمان باید میان چند متغیر تعادل برقرار کند: روابط راهبردی با ترکیه، اولویت‌های ضدتروریسم، ساختار آینده دولت سوریه و ثبات منطقه‌ای. پیش‌تر، مخالفت آنکارا بارها مانع حضور رسمی نمایندگان اداره خودگردان شمال و شرق سوریه در نشست‌های بین‌المللی شده بود.
در گذشته، سیاست رسمی آلمان فاصله‌گذاری آشکار با نهادهای خودگردان کُردی بود. برلین روابط نزدیکی با ائتلاف مخالفان سوری داشت و حتی در سال‌های نخست بحران، مشروعیت سیاسی آن را به رسمیت شناخت. در مقابل، تعامل مستقیم با اداره خودگردان شمال و شرق سوریه محدود بود و حتی در پرونده بازگرداندن شهروندان آلمانی عضو داعش نیز ابتدا از تماس مستقیم خودداری می‌شد. این سیاست از سال ۲۰۱۹ به‌تدریج و تحت فشار واقعیت‌های میدانی تغییر کرد.
اکنون، هم‌زمان با آغاز روند صلح میان دولت ترکیه و حزب کارگران کردستان و نیز تداوم تهدید داعش، برلین SDF را بیش از گذشته به‌عنوان یک شریک میدانی در مبارزه با افراط‌گرایی و حفظ ثبات می‌بیند. با این حال، مقامات آلمانی تأکید دارند که مواضعشان «ثابت و غیرقابل تغییر» نیست و تحولات میدانی تعیین‌کننده خواهد بود.
در مجموع، سیاست جدید آلمان را می‌توان تلاشی برای مدیریت همزمان چند بحران دانست: بازتعریف رابطه با سوریه پس از اسد، کنترل پیامدهای مهاجرت، مهار بی‌ثباتی امنیتی، و پرهیز از تنش مستقیم با ترکیه. در این چارچوب، SDF دیگر صرفاً یک بازیگر حاشیه‌ای نیست، بلکه به‌عنوان یک عامل کلیدی در معادله آینده سوریه مورد توجه قرار گرفته است که نه از هم‌سویی ایدئولوژیک، بلکه از ضرورت‌های ژئوپلیتیک ناشی می‌شود.

انستیتو مطالعات کردی

کد مطلب 2793843

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha