به گزارش کردپرس، پس از یک هفته درگیری خونین میان نیروهای دولتی سوریه و نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF)، آتشبسی با میانجیگری ایالات متحده در شهر حلب برقرار شد. در پی این توافق، صدها خانواده آواره در حال بازگشت به خانههای خود هستند و همزمان، نیروهای کردِ وابسته به SDF از محلههای کردنشین حلب عقبنشینی کردهاند. با این تحول، کنترل کامل شهر حلب اکنون در اختیار دولت دمشق قرار گرفته است؛ رخدادی که بار دیگر چالشهای بنیادین «سوریه جدید» پس از سقوط بشار اسد را آشکار کرده است.
بر اساس گزارشها، این درگیریها بیش از ۲۰ کشته برجای گذاشت و هزاران نفر از ساکنان حلب را آواره کرد. این بحران، تازهترین نمود از سالی پرتنش و سرنوشتساز برای سوریه است که میکوشد پس از بیش از یک دهه جنگ داخلی و فروپاشی سیاسی، مسیر ثبات را بازیابد.
کارشناسان شورای آتلانتیک در این گزارش بررسی میکنند که چرا خشونتها آغاز شد، پیامدهای آن برای امنیت و جایگاه کردها و دیگر اقلیتها چیست، و ایالات متحده چه نقشی در این روند ایفا میکند.
زمینه سیاسی و نظامی درگیری چه بود؟
در آوریل گذشته دولت دمشق و نیروهای دموکراتیک سوریه که تحت سلطه یگانهای مدافع خلق (YPG) هستند، بر سر یک توافق ادغام محلی درباره دو محله تحت کنترل SDF در شهر حلب به تفاهم رسیدند. اگرچه در ابتدا فضای مثبتی بر مذاکرات حاکم بود، اما نیروهای امنیت داخلی وابسته به SDF (آسایش) که در این محلهها باقی مانده بودند، از اجرای توافق سر باز زدند و حاضر نشدند طبق مفاد آن، خود را تابع نیروهای امنیت داخلی حلب کنند.
به گفته عمر اوزکیزیلجیک، پژوهشگر ارشد غیرمقیم پروژه سوریه در شورای آتلانتیک، در چند نوبت نیروهای آسایش به غیرنظامیان و زیرساختهای غیرنظامی حمله کردند که همین موضوع به درگیریهای خشونتآمیز انجامید. دمشق در این مدت بارها با آتشبس موافقت کرد تا روند مذاکرات درباره توافق ادغام گستردهتر ۱۰ مارس با SDF حفظ شود. اما پس از پایان مهلت این توافق و شکست آخرین مذاکرات با میانجیگری آمریکا در دمشق، حملات نیروهای آسایش از سر گرفته شد و ارتش سوریه تصمیم به آغاز یک عملیات نظامی محدود گرفت.
از سوی دیگر، آروآ دیمون، پژوهشگر ارشد غیرمقیم شورای آتلانتیک، یادآور میشود که کردها طی ۱۴ سال گذشته از نوعی خودگردانی عملی برخوردار بودند و اکنون بخش وسیعی از شرق و شمالشرق سوریه را کنترل میکنند. توافق مارس گذشته که کردها تحت فشار شدید خارجی آن را پذیرفتند، قرار بود به ادغام SDF و نهادهای مدنی کرد در ساختار دولت سوریه منجر شود، اما عملاً به بنبست خورد و هر دو طرف یکدیگر را مسئول شکست آن میدانند.
درگیریهای حلب تنها چند روز پس از توقف دوباره مذاکرات آغاز شد و سرانجام با دخالت بازیگران خارجی، بهویژه ایالات متحده، پایان یافت؛ دخالتی که مانع از یک کشتار گستردهتر شد. در این میان، ترکیه اعلام کرد در صورت لزوم از دولت سوریه حمایت خواهد کرد و اسرائیل نیز جانب کردها را گرفت.
عقبنشینی نیروهای SDF چه تأثیری بر ثبات حلب دارد؟
به گفته آروآ دیمون، خروج نیروهای SDF در کوتاهمدت موجب آسودگی نسبی ساکنان حلب شده است، اما برای خانوادههایی که عزیزان خود را از دست دادهاند، این تحول «پیروزی» محسوب نمیشود. درگیریهای چندروزه شکافهای عمیقی را که دولت سوریه مدعی ترمیم آنهاست، دوباره گشود. جامعه کرد که همچنان نسبت به دولت احمد الشرع بیاعتماد است، احتمالاً یکی از دشوارترین گروهها برای جلب اعتماد دمشق باقی خواهد ماند.
این بحران نشان داد که حتی اگر از بدترین سناریو جلوگیری شده باشد، مسیر سوریه بهسوی «ثبات» مسیری هموار و بدون رنج نخواهد بود.
خروج نظامی کردها از حلب چه معنایی برای جایگاه SDF در سوریه دارد؟
گرگوری واترز، پژوهشگر ارشد غیرمقیم شورای آتلانتیک، معتقد است از دست دادن حلب، موقعیت چانهزنی SDF را بهشدت تضعیف کرده است. دمشق هرگز با حفظ یک ساختار نظامی یا اداری خودمختار برای SDF در شمالشرق سوریه موافقت نخواهد کرد. با این حال، احمد الشرع بارها تأکید کرده که حقوق زبانی و فرهنگی کردها در قانون اساسی آینده به رسمیت شناخته خواهد شد.
به باور واترز، دولت کنونی سوریه بهشدت تمرکزگراست و احتمالاً همین الگو، چه با ادغام مسالمتآمیز SDF و چه بدون آن، در شمالشرق سوریه نیز اجرا خواهد شد.
تضمینهای دولت سوریه درباره حقوق کردها تا چه حد قابل اعتماد است؟
کارنامه نیروهای تشکیلدهنده دولت جدید سوریه در قبال کردها یکدست نیست. به گفته واترز، گروههایی که از ادلب آمدهاند ــ بهویژه هیئت تحریرالشام ــ سابقه جدی در هدف قرار دادن کردها ندارند، اما برخی از گروههای «ارتش ملی سوریه» که اکنون بخشی از ارتش جدید هستند، سالهاست به دلیل نقض سیستماتیک حقوق کردها در شمال حلب تحریم شدهاند. اکنون مسئولیت دمشق است که مانع تداوم این سوءاستفادهها شود.
ماری فورستیه، پژوهشگر شورای آتلانتیک، نیز میگوید برخلاف حوادث خونین سال گذشته در مناطق ساحلی یا سویدا، در جریان درگیریهای شیخ مقصود و اشرفیه گزارشی از نقض گسترده حقوق بشر توسط نیروهای دولتی منتشر نشد. به باور او، این امر نشاندهنده پیشرفت نسبی دمشق در مدیریت عملیات امنیتی در مناطق چندقومیتی است؛ چرا که تکرار خشونتهای گسترده، هزینه سیاسی سنگینی برای دولت خواهد داشت.
این رویکرد چه پیامی برای مذاکرات آینده با دیگر گروههای مسلح دارد؟
به گفته واترز، بحران حلب با دیگر اشکال نارضایتی سیاسی یا ایدئولوژیک در سوریه تفاوت داشت، زیرا پای یک گروه مسلحِ کنترلکننده قلمرو در میان بود. با این حال، ترکیب فشار نظامی محدود و تداوم کانالهای دیپلماتیک نشان داد که رهبری دمشق نسبت به برخورد با بحران مشابه در سویدا، پختهتر عمل کرده است.
فورستیه نیز تأکید میکند که عملیات حلب پاسخی به اعتراض نبود، بلکه نتیجه بنبست مذاکرات بود. موفقیت نسبی دولت در این عملیات، این پرسش را مطرح میکند که آیا دمشق ممکن است رویکرد مشابهی را در دیگر مناطق شمالشرق سوریه نیز دنبال کند یا خیر.
این درگیری در چارچوب رقابت ترکیه و اسرائیل در سوریه چگونه قابل تحلیل است؟
به گفته اوزکیزیلجیک، ترکیه و اسرائیل دو نگاه کاملاً متضاد به آینده سوریه دارند. آنکارا خواهان دولتی مرکزی و قدرتمند برای تضمین ثبات است، در حالی که اسرائیل سوریهای ضعیف و چندپاره را به نفع امنیت خود میداند.
در جریان درگیریهای حلب، دو کشور بار دیگر در دو سوی متقابل ایستادند. ترکیه آمادگی خود برای حمایت از ارتش سوریه را اعلام کرد و اسرائیل خواستار حمایت بینالمللی از کردها شد. نتیجه نهایی در حلب، از نگاه آنکارا، یک پیروزی تاکتیکی برای ایده «سوریه متحد» بود، اما رقابت راهبردی ترکیه و اسرائیل همچنان ادامه خواهد داشت.
جایگاه ایالات متحده در این تحولات چیست؟
این بحران دو واقعیت اساسی درباره سیاست آمریکا در سوریه را برجسته کرد. نخست، تلاشهای واشنگتن برای میانجیگری و ادغام مسالمتآمیز SDF در ساختار دولت سوریه تاکنون ناکام مانده است. دوم، تضعیف SDF در حلب ممکن است این گروه را به پذیرش امتیازات بیشتر وادار کند.
اگر آمریکا بخواهد مانع گسترش درگیری نظامی در شمالشرق سوریه شود، میتواند بار دیگر مذاکرات را از سر بگیرد و SDF را به اتخاذ رویکردی واقعگرایانهتر سوق دهد.
آیا اختلافات داخلی در SDF در بروز درگیری نقش داشت؟
به گفته اوزکیزیلجیک، میزان اختلافات داخلی در SDF و سطح کنترل فرماندهی مرکزی بر نیروهای آسایش در حلب همچنان محل مناقشه است، اما روشن است که چند مرکز تصمیمگیری وجود دارد. پس از تشدید درگیریها، با میانجیگری بینالمللی توافق شد همه نیروهای آسایش از محلههای مورد مناقشه خارج شوند، اما برخی واحدها از اجرای این دستور سر باز زدند و جنگیدند.
به ادعای منابع اطلاعاتی ترکیه، این تصمیم به دستور کادرهای پ.ک.ک در قندیل و به رهبری باهوز اردال اتخاذ شده بود؛ موضوعی که از شکاف میان شاخه سوری پ.ک.ک و رهبری مرکزی آن حکایت دارد. در میدان نبرد نیز انسجام نیروهای آسایش فروپاشید.

نظر شما