چرا نیروهای دموکراتیک سوریه از محله‌های کردنشین حلب دفاع نکردند؟

سرویس جهان- تحولات اخیر در محله‌های کردنشین حلب، در شرایطی رخ داد که شواهد فزاینده‌ای از یک تفاهم نانوشته میان آمریکا و ترکیه حکایت دارد؛ تفاهمی که بر اساس آن، نیروهای دموکراتیک سوریه از مداخله منع شدند و محله‌های شیخ‌مقصود و اشرفیه عملاً به بهای حفظ موازنه‌های بزرگ‌تر، از دستور دفاع خارج شدند که بار دیگر فرضیه تبانی قدرت‌های خارجی علیه کردهای سوریه را تقویت کرده است.

به گزارش کردپرس، تحولات اخیر در شهر حلب، به‌ویژه در محله‌های کردنشین شیخ‌مقصود و اشرفیه، بار دیگر جامعه کردهای سوریه را با موجی از خشم، اندوه و احساس رهاشدگی مواجه کرده است. برای بسیاری از ساکنان این مناطق—به‌خصوص آوارگان عفرین—آنچه رخ داد چیزی جز «سومین آوارگی کردهای سوریه» در کمتر از یک دهه نبود؛ تجربه‌ای تلخ که به نمادی تازه از حذف کردها در معادلات قدرت سوریه تبدیل شد.

با این حال، بررسی دقیق‌تر وقایع نشان می‌دهد که عدم مداخله گسترده نیروهای دموکراتیک سوریه (نیروهای دموکراتیک سوریه) در حلب، نه صرفاً یک تصمیم نظامی، بلکه نتیجه مستقیم یک موازنه ژئوپلیتیک تحمیلی بوده است.

بر اساس اطلاعات منتشرشده از سوی شبکه‌های نزدیک به اداره خودگردان کردی در سوریه، از جمله Rojava Network، تحولات حلب در چارچوب یک تفاهم نانوشته میان ایالات متحده و ترکیه شکل گرفت. در این تقسیم‌بندی غیررسمی، حلب و مناطق غرب فرات در حوزه نفوذ ترکیه تعریف شده‌اند، در حالی که شرق فرات به‌عنوان قلمرو عملیاتی و سیاسی نیروهای دموکراتیک سوریه به رسمیت شناخته شده است. این چارچوب عملاً دست نیروهای کرد را برای هرگونه مداخله گسترده در حلب بست.

منابع مطلع همچنین از فشار مستقیم واشنگتن بر رهبری نیروهای دموکراتیک سوریه خبر می‌دهند. گفته می‌شود دولت آمریکا در دوره دونالد ترامپ، از طریق چهره‌هایی مانند تام باراک، به‌صراحت از نیروهای دموکراتیک سوریه خواسته بود که در درگیری‌های حلب مداخله نکند و کنترل محله‌های شیخ‌مقصود و اشرفیه را به نیروهای وابسته به جریان «جولانی» واگذار کند. در همین چارچوب، گزارش شده که مظلوم عبدی، فرمانده کل نیروهای دموکراتیک سوریه، این موضع آمریکا را پیشاپیش به فرماندهان محلی منتقل کرده بود.

با وجود این فشارهای سیاسی، همه نیروهای کرد از میدان خارج نشدند. نیروهای محلی آسایش در شیخ‌مقصود از عقب‌نشینی خودداری کردند و تصمیم گرفتند بمانند و مقاومت کنند؛ تصمیمی که با آگاهی کامل از هزینه‌های سنگین آن اتخاذ شد. این شکاف میان محاسبات راهبردی رهبری نیروهای دموکراتیک سوریه و اراده نیروهای محلی، یکی از مهم‌ترین ابعاد بحران اخیر بود. پس از پایان درگیری‌ها نیز مقامات نیروهای دموکراتیک سوریه اعلام کردند که به تصمیم نیروهای آسایش احترام می‌گذارند.

در مجموع، نیروهای دموکراتیک سوریه با یک انتخاب تقریباً ناممکن روبه‌رو بود:
یا مداخله در حلب و به خطر انداختن تمامی دستاوردهای خود در شرق فرات—از جمله احتمال درگیری مستقیم با ترکیه—یا پذیرش عقب‌نشینی از شیخ‌مقصود و اشرفیه برای حفظ پروژه کلان خودگردانی کردها. رهبری نیروهای دموکراتیک سوریه گزینه دوم را برگزید؛ انتخابی که اگرچه از منظر نظامی و ژئوپلیتیک قابل توضیح است، اما از نظر اجتماعی و اخلاقی، زخم عمیقی بر پیکره جامعه کرد سوریه برجای گذاشته است.

گزارش‌ها حاکی از آن است که این الگو ممکن است به مناطق دیگری در غرب فرات، از جمله دیرحافر، نیز تسری یابد؛ مناطقی که آن‌ها نیز در نقشه نفوذ ترکیه تعریف شده‌اند.

در سطحی کلان‌تر، تحولات حلب نشانه‌ای از واقعیت نوظهور سوریه است؛ کشوری که به‌سمت نوعی تجزیه عملی پیش می‌رود زیرا:
جنوب با دخالت اسرائیل، شمال تحت نفوذ ترکیه، سواحل علوی با حضور روسیه و اسرائیل، و شمال‌شرق سوریه تحت چتر نظامی آمریکا و مدیریت نیروهای دموکراتیک سوریه قرار دارند.

در چنین ساختاری، عدم دفاع نیروهای دموکراتیک سوریه از حلب بیش از آنکه نشانه ضعف نظامی باشد، بازتاب محدودیت‌های یک بازیگر غیردولتی در میانه معاملات قدرت‌های بزرگ است؛ تصمیمی که شاید پروژه اداره خودگرد ان کردی را حفظ کرده باشد، اما فاصله‌ای عمیق میان رهبری سیاسی–نظامی و بدنه اجتماعی کردهای حلب ایجاد کرده است

کد مطلب 2792586

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha