توماس باراک و سیاست آمریکا در سوریه؛ یک سال پرحاشیه در میانه بحران‌های منطقه

سرویس سوریه - در حالی که تصور می‌شد مأموریت توماس باراک در سوریه به پایان رسیده باشد، تصمیم دونالد ترامپ برای واگذاری پرونده عراق علاوه بر پرونده سوریه به این دیپلمات و تاجر آمریکایی نشان داد که نقش او در راهبرد خاورمیانه‌ای واشنگتن نه تنها کاهش نیافته، بلکه وارد مرحله‌ای تازه شده است؛ نقشی که همزمان با تلاش برای عادی‌سازی روابط دمشق با جهان، با انتقادهایی درباره نحوه مواجهه آمریکا با بحران‌های امنیتی، سیاسی و انسانی سوریه همراه بوده است.

به گزارش کردپرس، در حالی که گمان می‌رفت مأموریت توماس باراک به عنوان نماینده ویژه ایالات متحده آریکا در امور سوریه به پایان رسیده باشد، تحولات دو روز گذشته نشان داد که نه تنها نقش او در سیاست خاورمیانه‌ای واشنگتن کاهش نیافته، بلکه گسترش نیز یافته است. پس از آنکه «مارکو روبیو» وزیر امور خارجه آمریکا، از پایان مأموریت باراک در پرونده سوریه خبر داد، «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا، اعلام کرد که وی علاوه بر سوریه، مسئولیت پرونده عراق را نیز به عنوان نماینده ویژه رئیس‌جمهور برعهده خواهد گرفت.

این تصمیم بیانگر میزان اعتماد دولت ترامپ به باراک و جایگاه ویژه او در راهبردهای منطقه‌ای واشنگتن است. باراک که همزمان سفیر آمریکا در ترکیه نیز محسوب می‌شود، اکنون به یکی از مهم‌ترین چهره‌های تأثیرگذار آمریکا در سه پرونده مهم ترکیه، سوریه و عراق تبدیل شده است.

توماس باراک؛ تاجر میلیاردر در قلب سیاست خاورمیانه

«توماس جوزف باراک» سرمایه‌گذار و تاجر آمریکایی با ریشه‌های لبنانی، از چهره‌های شناخته‌شده دنیای سرمایه‌گذاری و املاک در ایالات متحده است. او طی دهه‌ها فعالیت اقتصادی، ثروتی چند میلیارد دلاری به دست آورده و در عین حال بیش از چهار دهه از نزدیک‌ترین دوستان و متحدان سیاسی دونالد ترامپ به شمار می‌رود.

باراک در جریان کارزار انتخاباتی ترامپ در سال ۲۰۱۶ نقش مهمی ایفا کرد و از آن زمان به عنوان یکی از افراد مورد اعتماد رئیس‌جمهور آمریکا شناخته می‌شود. برخلاف بسیاری از دیپلمات‌های حرفه‌ای، او از فضای تجارت وارد عرصه سیاست خارجی شده و مهم‌ترین مزیتش، دسترسی مستقیم به ترامپ و روابط شخصی گسترده با رهبران منطقه‌ای است.

همین ویژگی‌ها موجب شده دولت ترامپ در بسیاری از پرونده‌های خاورمیانه‌ای به جای اتکا به سازوکارهای سنتی دیپلماتیک، از باراک به عنوان یک بازیگر کلیدی استفاده کند.

راهبرد باراک در سوریه

سیاست باراک در سوریه بر سه محور اصلی استوار بود: خارج کردن دمشق از انزوای بین‌المللی، کاهش فشار تحریم‌های آمریکا و تسریع روند عادی‌سازی روابط سوریه با کشورهای منطقه.

در طول دوران مأموریت خود، او از حامیان اصلی تلاش‌ها برای بازگرداندن حکومت انتقالی احمد الشرع به عرصه تعاملات بین‌المللی بود. باراک همچنین در جهت کاهش محدودیت‌های اقتصادی و تشویق کشورهای غربی به ازسرگیری روابط با دمشق تلاش‌های دیپلماتیک گسترده‌ای انجام داد.

با این حال، منتقدان معتقدند این سیاست در عمل باعث شد واشنگتن نسبت به برخی موارد نقض حقوق بشر و برخوردهای خشونت‌آمیز علیه گروه‌های مختلف در سوریه موضعی منفعلانه اتخاذ کند. به باور آنان، اولویت اصلی آمریکا در این دوره، حمایت از ثبات دولت انتقالی بوده و همین مسئله موجب چشم‌پوشی از برخی بحران‌های داخلی شده است.

بحران علویان و انتقادها از سکوت واشنگتن

یکی از مهم‌ترین چالش‌های دوران فعالیت باراک، حوادث خونین در مناطق ساحلی سوریه بود. از مارس ۲۰۲۵ گزارش‌های متعددی درباره درگیری‌ها و خشونت‌ها در استان‌های لاذقیه، طرطوس، حماه و برخی مناطق حمص منتشر شد.

گروه‌های حقوق بشری و نهادهای بین‌المللی از وقوع مواردی از اعدام‌های میدانی و کشته شدن غیرنظامیان، از جمله زنان و کودکان، خبر دادند. هرچند دولت آمریکا این اقدامات را محکوم کرد، اما منتقدان معتقدند واشنگتن هیچ اقدام عملی مؤثری برای افزایش فشار بر دمشق انجام نداد.

برخی نمایندگان جامعه علوی سوریه این رویکرد را به منزله نادیده گرفتن بحران‌های انسانی در ازای حفظ ثبات سیاسی ارزیابی کردند.

بحران سویداء و نگرانی‌های جامعه دروزی

درگیری‌های استان سویداء نیز از دیگر پرونده‌های جنجالی دوران مأموریت باراک بود. در جریان تنش‌های گسترده در این منطقه، صدها غیرنظامی دروزی جان خود را از دست دادند و گزارش‌هایی درباره اعدام‌های خارج از چارچوب قضایی و نقض جدی حقوق بشر منتشر شد.

اگرچه باراک تلاش‌هایی را برای جلوگیری از گسترش بحران و جلوگیری از رویارویی مستقیم میان سوریه و اسرائیل انجام داد، اما بسیاری از فعالان و رهبران جامعه دروزی این اقدامات را ناکافی دانستند و آمریکا را به بی‌توجهی نسبت به امنیت غیرنظامیان متهم کردند.

پرونده کُردها؛ میانجیگری بدون نتیجه

یکی از مهم‌ترین محورهای انتقاد از عملکرد باراک، نحوه مدیریت روابط میان دولت موقت سوریه و مدیریت خودگردان شمال و شرق سوریه بود.

با وجود توافق‌هایی که میان دو طرف امضا شد، درگیری‌ها و تنش‌ها در مناطق مختلف از جمله شیخ مقصود و اشرفیه در حلب ادامه یافت. در ادامه نیز دامنه تنش‌ها به مناطق دیگری از شمال و شرق سوریه از جمله دیرالزور، رقه، طبقه، دیرحافر، کوبانی و اطراف سد تشرین گسترش پیدا کرد.

منتقدان معتقدند باراک همواره از ادغام نیروهای کُردی در ساختار حکومت مرکزی سوریه حمایت کرده، اما در مقابل نتوانسته تضمین‌های لازم درباره امنیت سیاسی و نظامی کُردها را فراهم کند. در نتیجه، بسیاری از توافق‌های آتش‌بس اعلام‌شده با میانجیگری آمریکا عملاً اجرایی نشدند.

حضور نیروهای خارجی و نگرانی‌های امنیتی

از دیگر موضوعات بحث‌برانگیز این دوره، حضور برخی عناصر سابق گروه‌های افراطی در ساختارهای حکومتی و امنیتی سوریه بود. گزارش‌هایی منتشر شد که از به‌کارگیری افرادی با سوابق عضویت در گروه‌هایی همچون القاعده، جبهه النصره و داعش در نهادهای رسمی خبر می‌داد.

این مسئله انتقادهای گسترده‌ای را درباره تناقض میان شعارهای مبارزه با تروریسم و عملکرد عملی بازیگران بین‌المللی در سوریه برانگیخت.

بازگشت داعش؛ تهدیدی دوباره

همزمان با تحولات سیاسی، گزارش‌های متعددی از افزایش فعالیت هسته‌های داعش در بخش‌هایی از سوریه منتشر شد. منابع امنیتی از بازسازی شبکه‌های این گروه و افزایش حملات علیه نیروهای نظامی و غیرنظامیان خبر دادند.

این روند نگرانی‌ها درباره بازگشت تدریجی داعش به صحنه امنیتی سوریه را افزایش داده و پرسش‌هایی را درباره کارآمدی سیاست‌های امنیتی دولت موقت و متحدان بین‌المللی آن مطرح کرده است.

بحران اقتصادی؛ وعده‌هایی که محقق نشد

اگرچه حامیان سیاست عادی‌سازی روابط سوریه انتظار داشتند این روند به بهبود شرایط اقتصادی منجر شود، اما شاخص‌های اقتصادی همچنان وضعیت نامطلوبی را نشان می‌دهند.

بیکاری، فقر، کمبود خدمات عمومی و بحران‌های مربوط به برق، آب و سوخت همچنان از مهم‌ترین مشکلات شهروندان سوری است. میلیون‌ها نفر نیز همچنان برای تأمین نیازهای اولیه زندگی به کمک‌های بشردوستانه وابسته هستند.

همزمان، برخی مخالفان دولت موقت معتقدند ساختار سیاسی جدید به جای حرکت به سمت مشارکت گسترده سیاسی، در مسیر تمرکز بیشتر قدرت حرکت کرده است.

میراثی بحث‌برانگیز

دوران فعالیت توماس باراک در سوریه با تحولاتی مهم همراه بود؛ از کاهش نسبی انزوای بین‌المللی دمشق و تسهیل روند عادی‌سازی روابط منطقه‌ای گرفته تا تداوم بحران‌های امنیتی، تنش‌های قومی و مذهبی، چالش‌های مرتبط با کُردها، نگرانی از بازگشت داعش و مشکلات عمیق اقتصادی.

حامیان باراک او را دیپلماتی می‌دانند که توانست سوریه را بار دیگر به معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی بازگرداند. در مقابل، منتقدان معتقدند او برای تحقق اهداف ژئوپلیتیکی واشنگتن، در برابر بسیاری از نقض‌های حقوق بشری و مطالبات دموکراتیک سکوت اختیار کرد.

اکنون با واگذاری پرونده عراق به باراک، به نظر می‌رسد نقش او در سیاست خاورمیانه‌ای دولت ترامپ نه تنها پایان نیافته، بلکه وارد مرحله‌ای تازه شده است؛ مرحله‌ای که پیامدهای آن در سال‌های آینده همچنان محل بحث و جدل خواهد بود.

منبع: هاوار

کد مطلب 2795970

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha