سیاست کثیف ؛ سیاست صادق / کیوان دارابخانی

سرویس کرمانشاه _ کیوان دارابخانی، پژوهشگر حقوق عمومی در مطلبی به موضوع تقابل نطامی ایران و آمریکا و تقلای طرف آمریکایی برای فرار از پذیرش شکست می پردازد که در ادامه می خوانید:

خبرگزاری کردپرس _ در بسیاری از منازعات ژئوپلیتیک معاصر، آنچه تعیین‌کننده روایت نهایی نیست صرفاً میدان نبرد بلکه میدان روایت است؛ جایی که قدرت‌ها می‌کوشند شکست‌ها و عقب‌نشینی‌های خود را در قالب پیروزی بازتعریف کنند. در چنین بستری، پدیده‌ای که در ادبیات علوم سیاسی از آن با عنوان “سیاست کثیف” یاد می‌شود، خود را بیش از هر جا در گفتمان رسانه‌ای قدرت‌های بزرگ آشکار می‌کند؛ جایی که فاصله میان واقعیت میدانی و روایت رسمی به‌طور معناداری افزایش می‌یابد. این همان منطقی است که از دوران اندیشه‌های ماکیاولی تا تحلیل‌های معاصر سیاست قدرت، به عنوان تقدم منافع و قدرت بر حقیقت توصیف شده است.

در چارچوب این الگو، رفتار و گفتمان رسانه‌ای ایالات متحده در مواجهه با ایران، نمونه‌ای قابل تأمل از همین دوگانگی روایی به شمار می‌آید. در مراحل ابتدایی تنش، روایت رسمی واشینگتن مبتنی بر برتری مطلق نظامی و تسلط سریع بر میدان بود؛ ادعایی که حتی با پیش‌بینی‌هایی از قبیل تسلیم سریع ایران یا کنترل کامل آسمان این کشور همراه شد. با این حال، تحولات بعدی نشان داد که قدرت بازدارندگی نظامی ایران به‌ویژه در حوزه موشکی و مدیریت عملیاتی میدان توانست محاسبات اولیه طرف مقابل را دچار اختلال کند و مسیر تحولات را تغییر دهد.

پیامد چنین تغییر موازنه‌ای، شکل‌گیری نوعی عقب‌نشینی تدریجی در سطح رفتار سیاسی و امنیتی بود؛ روندی که خود را در تغییر لحن دیپلماتیک، طرح درخواست‌هایی درباره امنیت مسیرهای حیاتی انرژی از جمله تنگه هرمز، و حرکت به سمت طرح آتش‌بس نشان داد. در ادبیات راهبردی، چنین چرخشی معمولاً زمانی رخ می‌دهد که هزینه‌های تداوم درگیری از منافع مورد انتظار آن فراتر رود؛ وضعیتی که نظریه‌پردازان رئالیسم سیاسی آن را نتیجه تغییر در توازن قدرت می‌دانند.

با این حال، آنچه این وضعیت را از یک تحول صرفاً نظامی فراتر می‌برد، تداوم روایت پیروزی در گفتمان رسانه‌ای آمریکا است. در حالی که نشانه‌های میدانی از تغییر موازنه حکایت دارد، دستگاه رسانه‌ای و سیاسی واشینگتن همچنان می‌کوشد تصویر متفاوتی از واقعیت ارائه دهد تا افکار عمومی داخلی و متحدان خود را قانع سازد. این شکاف میان واقعیت عملیاتی و روایت رسمی دقیقاً همان نقطه‌ای است که مفهوم “سیاست کثیف” معنا پیدا می‌کند؛ یعنی زمانی که مدیریت ادراک عمومی جایگزین بازنمایی صادقانه واقعیت می‌شود.

از منظر دیگر این وضعیت را می‌توان در چارچوب نظریه‌های گفتمانی قدرت از جمله تحلیل‌های هابرماس درباره فضای عمومی و مشروعیت روایت‌ها توضیح داد؛ جایی که رقابت قدرت‌ها نه‌تنها در میدان نظامی بلکه در عرصه ساخت معنا و روایت نیز جریان دارد. در چنین شرایطی، هر قدرتی می‌کوشد روایت غالب را در اختیار بگیرد، حتی اگر این روایت با واقعیت میدانی فاصله داشته باشد.

بر این اساس، تجربه اخیر نشان می‌دهد که ایران توانسته بخشی از این شکاف روایی را آشکار کند و تصویری متفاوت از موازنه قدرت در برابر ایالات متحده به نمایش بگذارد. اگر سیاست کثیف بر دستکاری ادراک عمومی و دوگانگی میان گفتار و واقعیت استوار باشد، آنچه در این مواجهه رخ داد، تلاشی برای نمایان ساختن همین تناقض‌ها در برابر افکار عمومی جهانی بود؛ تناقضی که نشان می‌دهد در جهان سیاست، گاه شکست واقعی نه در میدان جنگ، بلکه در فروپاشی روایت قدرت رقم می‌خورد.

کد مطلب 2794604

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha