چرا توافق الشرع–کوبانی می‌تواند به پایان خودگردانی کردها منجر شود؟

سرویس جهان- توافق تازه میان نیروهای دموکراتیک سوریه (قسد) و دولت دمشق، که جزئیات کامل آن هنوز منتشر نشده، نگرانی‌های جدی درباره آینده خودگردانی کردها در شمال و شرق سوریه برانگیخته است. منتقدان می‌گویند مفاد اعلام‌شده این توافق نه‌تنها تضمینی برای حفظ دستاوردهای سیاسی و امنیتی مناطق کردنشین سوریه ارائه نمی‌دهد، بلکه می‌تواند به تضعیف ساختارهای خودگردان و ادغام تدریجی آن‌ها در نظام متمرکز دولت سوریه منجر شود.

به گزارش کردپرس، نیروهای دموکراتیک سوریه یا (قسد) اعلام کرده‌اند که به یک «توافق ادغام» با دولت دمشق به رهبری احمد الشرع، فرمانده پیشین القاعده که اکنون از حمایت ایالات متحده برخوردار است، دست یافته‌اند. با این حال، متن کامل این توافق منتشر نشده و اطلاعات پراکنده موجود، چشم‌انداز امیدوارکننده‌ای برای ساکنان مناطق کردنشین سوریه یا نیروهای مدافع آن، یعنی یگان‌های مدافع خلق (YPG) و یگان‌های مدافع زنان (YPJ)، ترسیم نمی‌کند؛ در حالی که بیش از یک دهه از این منطقه دفاع کرده‌اند.

بر اساس داده‌های موجود، می‌توان نتیجه‌گیری کرد که طرف کردی از موضع ضعف راهبردی و خوش‌بینی سیاسی وارد این توافق شده است. این توافق نه‌تنها دستاوردهای اصلی تجربه خیزش مناطق کردنشین سوریه  را تثبیت نمی‌کند، بلکه در عمل چارچوبی برای برچیدن تدریجی آن‌ها فراهم می‌آورد.

سرنوشت قسد؛ انحلال تدریجی ستون دفاعی مناطق کردنشین سوریه

مهم‌ترین و تعیین‌کننده‌ترین مسئله، آینده قسد به‌عنوان یک نیروی نظامی سازمان‌یافته است. منابع کردی از تشکیل چند تیپ متشکل از نیروهای فعلی قسد سخن می‌گویند، اما هیچ اشاره‌ای به ساختار فرماندهی این یگان‌ها نشده است. در مقابل، منابع نزدیک به دولت سوریه تأکید دارند که نیروهای قسد پس از طی فرایند «راستی‌آزمایی امنیتی»، به‌صورت فردی در ساختار ارتش سوریه ادغام خواهند شد.

این مسئله بدان معناست که ادغام قسد به‌عنوان یک بلوک منسجم با فرماندهی مستقل—خواسته‌ای محوری برای کردها—هیچ تضمینی ندارد. در عمل، چنین روندی می‌تواند به انحلال قسد به‌عنوان ستون اصلی دفاعی مناطق کردنشین سوریه  منجر شود.

سکوت نگران‌کننده درباره YPJ

ابهام نگران‌کننده دیگر، فقدان هرگونه تضمین مشخص درباره آینده یگان‌های مدافع زنان (YPJ) است که در نبرد با داعش به نمادی جهانی از رهایی زنان بدل شدند. اگر گزارش‌های موجود درست باشد، در چارچوب این توافق هیچ واحد نظامی یا امنیتی زنانه‌ای—حتی در مناطق اکثرا کردنشین—به رسمیت شناخته نخواهد شد. این امر می‌تواند به عقب‌گردی جدی در یکی از رادیکال‌ترین دستاوردهای اجتماعی مناطق کردنشین سوریه  منجر شود.

مخاطرات امنیتی و بازگشت نیروهای دمشق به شهرها

بر اساس مفاد منتشرشده، قسد موظف است از مراکز شهری عقب‌نشینی کند و نیروهای امنیتی دولت دمشق—هرچند به‌صورت محدود—برای نظارت بر روند ادغام مستقر شوند. هیچ سازوکار مشخصی برای جلوگیری از تبدیل این نیروها به «ستون پنجم» و هماهنگی آن‌ها با عناصر طرفدار حکومت در شهرهای مختلطی مانند حسکه وجود ندارد.

چنین شرایطی می‌تواند زمینه‌ساز تحریک‌های امنیتی و در نهایت، مداخله نظامی ارتش سوریه شود؛ سناریویی که پیامدهای آن برای غیرنظامیان کرد می‌تواند فاجعه‌بار باشد. سابقه اخیر دولت سوریه در برخورد با جوامع علوی و دروزی، اطمینان چندانی نسبت به غیرمحتمل بودن چنین رخدادهایی ایجاد نمی‌کند.

کنترل مرزها؛ حلقه محاصره مناطق کردنشین سوریه

یکی دیگر از نقاط حساس توافق، واگذاری کنترل عملی گذرگاه‌های مرزی سِمالکا–فیشخابور و فرودگاه قامشلو به دولت دمشق است. این اقدام، مناطق کردنشین سوریه  را عملاً در محاصره قرار می‌دهد، ارتباطات لجستیکی و سیاسی آن با اقلیم کردستان عراق را قطع می‌کند و امکان استقرار مستقیم قدرت دولت مرکزی از طریق خطوط هوایی را فراهم می‌سازد.

آنچه در توافق نیامده است

شاید معنادارترین بخش توافق، مواردی باشد که اساساً در آن ذکر نشده‌اند:
هیچ اشاره‌ای به به‌رسمیت‌شناختن خودگردانی کردها در قانون اساسی، هیچ تضمینی برای احقاق حقوق زبانی و فرهنگی، و هیچ چارچوب حقوقی الزام‌آور وجود ندارد. تمامی مفاد، به‌راحتی می‌توانند به‌صورت یک‌جانبه از سوی دمشق اصلاح یا لغو شوند.

نهادهای اداری «اداره خودگردان دموکراتیک شمال و شرق سوریه» نیز قرار است تابع دولت مرکزی شوند. کارکنان این نهادها حقوق خود را از دمشق دریافت خواهند کرد و ملزم به اجرای دستورات دولت مرکزی خواهند بود؛ روندی که ساختارهای خودگردان را به ادارات محلی وابسته به مرکز تقلیل می‌دهد. این، به‌معنای برچیدن آرام اما مؤثر تجربه سیاسی مناطق کردنشین سوریه ست.

توافقی بدون تضمین‌های بین‌المللی

این توافق فاقد هرگونه تضمین طرف ثالث، سازوکار نظارتی یا خطوط حائل غیرنظامی است؛ امری که در چارچوب استانداردهای معاصر حل‌وفصل منازعات، غیرمعمول و هشداردهنده محسوب می‌شود. چنین خلأیی یا ناشی از اعتماد بیش از حد به دمشق است یا از برآوردی نادرست از توازن قوا حکایت دارد.

چرا چنین توافقی پذیرفته شد؟

به‌سختی می‌توان از این جمع‌بندی فاصله گرفت که رهبری مناطق کردنشین سوریه ، راهبرد ایالات متحده در سوریه، میزان اهرم فشار خود و نیات واقعی دمشق را به‌درستی ارزیابی نکرده است. اگر رهبران مناطق کردنشین سوریه —به‌ویژه مظلوم کوبانی—بر این باورند که دستاوردهای این منطقه حفظ شده، احتمالاً در حال فریب دادن خود هستند.

دولت دمشق که با پیشروی نظامی و حمایت ضمنی آمریکا، فرانسه، اسرائیل و ترکیه جسورتر شده، بدون وجود نیروی بازدارنده، انگیزه‌ای برای ارائه امتیازات واقعی ندارد. این نیروی بازدارنده، در گذشته نیروی مقاومت کردها بوده است.

امید به آینده

با وجود همه این مخاطرات، مناطق کردنشین سوریه  همچنان از ظرفیت‌های نظامی و اجتماعی قابل‌توجهی برخوردار است و از حمایت گسترده در میان کردها و میان جوامع دیاسپورا بهره می‌برد. بروز یک بحران انسانی گسترده در مناطق کردنشین، هزینه‌های سیاسی و دیپلماتیک سنگینی برای دمشق به همراه خواهد داشت.

تحولات منطقه‌ای—از احتمال درگیری آمریکا و ایران گرفته تا تغییرات سیاسی در عراق و خطر بازگشت داعش—می‌توانند معادلات کنونی را به‌سرعت دگرگون کنند و فرصت‌های جدیدی برای بازسازمان‌دهی مناطق کردنشین سوریه  فراهم آورند.

فراتر از سوریه

سرنوشت مناطق کردنشین سوریه  تنها به شمال‌شرق سوریه محدود نمی‌شود. تجربه آن در دموکراسی رادیکال، برابری جنسیتی و خودمدیریتی محلی، سیاست کردی در سراسر منطقه را تحت تأثیر قرار داده است.

در هفته‌های اخیر، موجی از همبستگی با مناطق کردنشین سوریه  در میان کردها در سراسر جهان شکل گرفته است. بسیاری امیدوارند که رهبری سیاسی و نظامی این منطقه، بار دیگر همان شجاعتی را بازیابد که در دفاع از کوبانی در سال ۲۰۱۴ از خود نشان داد.

شعاری که از ویرانه‌های کوبانی برخاست، همچنان در حافظه جمعی زنده است، این است: «مقاومت، زندگی است
اینکه آیا رهبران مناطق کردنشین سوریه  هنوز به این اصل باور دارند که می‌تواند آینده خودگردانی کردها در سوریه را رقم بزند یا نه.

منبع: آمارگی

کد مطلب 2793112

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha