به گزارش خبرنگار جشنواره تئاتر زاگرس، دومین روز از نهمین جشنواره منطقه ای تئاتر افراد دارای معلولیت زاگرس با اجرای شش نمایش همراه بود. این نمایش ها از آخرین شکار، آخرین آرزو به تماشای هملت به روایت کوچه و بازار رسید و با گذر از سرنوشت زیبای مادر باران سوغات دستان پینه خورده را خرید و از فریب گرگ ناقلا، کلاغ سیاه به حل تانژانت ارتباطات در میان مردم پرداخت.
آخرین شکار، آخرین آرزو؛ نشان انسانیت در قالبی حماسی
نخستین نمایشی که در این روز به اجرا درآمد از همدان بود. «آخرین شکار، آخرین آرزو» نمایشی به نویسندگی و کارگردانی «سید مهرداد کاوووسی» در بخش صحنه ای که یک فضای فانتزی را دنبال می کند که در آن انسان های سالم چیزی برای خوردن ندارند و تصمیم می گیرند که معلولان را شکار کنند و بخورند و در نهایت این معلولان با کمک غول چراغ جاده آرزو می کنند که تمامی ضعف هایشان تبدیل به قدرت شود تا بتوانند این انسان ها را شکست دهند و در نهایت آنان را می بخشند و نشان می دهند که انسان کامل و ناقص در دنیا وجود ندارد و این روح و روان و انسانیت است که برتری انسان را مشخص می کند.
این نمایش با ۶ بازیگر معلول و ۳ بازیگر سالم موفق شد اجرایی حماسی و تأثیرگذار را به تماشاگران عرضه کند.

هملت به روایت کوچه و بازار؛ نقشی از جاه طلبی و قدرت
نمایش هملت به روایت کوچه و بازار دومین اثری بود که به نویسندگی «پدرام رفیعی» و کارگردانی «عبداله عظیم پور» در بخش صحنه ایی از استان ایلام به روی صحنه رفت.
این نمایش به گفته کارگردان آن درباره مردی جاه طلب است که برای بنیان نهادن پایه های قدرتش از هیچ رذالتی رویگردان نیست. در واقع این روایت بودن یا نبودن را یک مسئله اساسی نمی داند و از نفرین شدن آن هم می گوید.
«عبداله عظیم پور» که در تمامی دوره های این جشنواره حضور داشته و موفقیت های بسیاری را هم کسب کرده، گفت که از تعداد ۸ بازیگری که برای این نمایش کار کردند ۶ بازیگر معلول و دو بازیگر سالم بودند.
او در ادامه به تأثیرگذاری این جشنواره بر جامعه معلولان اشاره کرد. «این جشنواره باعث شده بچه های معلول از خانه به سمت هنر بیایند و از انزوا درآمده و به نوعی تئاتر درمانی شوند و خود را پیدا کرده و به توانایی و استعدادهایی که دارند پی ببرند».
«عظیم پور» از تأثیر جشنواره تئاتر معلولان زاگرس بر تغییر دیدگاه جامعه هم گفت و بر داشتن امید به عنوان مهمترین نکته در این جشنواره تأکید کرد.
این کارگردان هنری بحث آموزش لازم برای کار کردن با این قشر از جامعه را ضروری خواند. «کار کردن با معلولان اداب خاص خود را دارد و نوع روان شناسی خود را می خواهد لذا نیاز است که در این زمینه کارگاه های آموزشی و تخصصی هم برای بازیگران و هم کارگردانان برگزار شود.

مادر باران؛ راوی یک زندگی تأثیرگذار
تئاتر «مادر باران» سومین نمایشی بود که به نویسندگی و کارگردانی «شهلا مرادی» و «موسی هدایتی» اجرا شد.
این نمایش به گفته «موسی هدایتی» درباره داستان زندگی مؤسس انجمن دفاع از حقوق معلولان باران قروه بوده و در واقع به دنبال معرفی چنین شخصی هست که چگونه و از کجا به این مرحله از زندکی خود رسیده و برای کسب موفقیت از چالش ها گذشته است.
او تعداد بازیگران این نمایش را شامل پنج بازیگر که همگی از معلولان انجمن باران هستند، دانست و به هدف این حشنواره اشاره کرد. «این جشنواره به سطح خاصی رسیده و حالا نیاز به تغییرات دارد. هدف درگیری معلولان و پیدا کردن استعدادهای آنان بوده که در عرصه هنری تئاتر موفق شوند و به جرئت می توان گفت که به این سطح از موفقیت رسیده اند».
«هدایتی» با بیان اینکه حالا که معلولان به خودباوری رسیده اند باید از اینجا به بعد شروع شود به ارتقای جشنواره از نظر کیفی و استعداد یابی به طوری که تخصصی تر و علمی تر پیش رود.
سوغات دستان پینه خورده؛ نمادی از زحمت زنان ایرانی
چهارمین اجرای روز دوم جشنواره اختصاص داشت به نمایشی از ایلام با نام «سوغات دستان پینه خورده» به نویسندگی و کارگردانی «سعید خیراللهی» در بخش خیابانی که داستان آن درباره دیو سپیدی است که تمام پهلوانان ایران زمین را اسیر کرده و حالا رستم باید کار دست زنان ایران را جمع کند تا پهلوانان را از دست دیو نجات دهد.
به گفته «خیراللهی» برگزاری چنین جشنواره هایی نوعی تئاتردرمانی است برای معلولان و باعث شده که به خودباوری رسیده و جایگاه اجتماعی پیدا کنند.
او بر کیفیت جشنواره و توجه به هم اندیشی و اجرای عمومی آثار در کل کشور و نگاه تخصصی تر به آثار از لحاظ نوع معلولیت بازیگران تأکید کرد.
این نمایش ۶ بازیگر دارد که ۵ بازیگر ان معلول و یکی سالم است.
گرگ ناقلا، کلاغ سیاه؛ غفلتی که به فریب رسید
پنجمین اجرای این روز اختصاص یافت به نمایشی از استان لرستان به نام «گرگ ناقلا، کلاغ سیاه» در بخش کودک به نویسندگی «حجت اله خادم فر» و کارگردانی «علی دانژه» و «حجت اله خادم فر».
این نمایش به گفته «علی دانژه» دارای ۷ بازیگر معلول و یک بازیگر سالم بوده که موضوع آن درباره فریب و غفلت است.
او هدف اصلی این جشنواره را در خودباوری معلولان دانست. «هدف اصلی این جشنواره این بوده که بچه های معلول خود را باور کنند. من داشته ام کسی که با وجود تئاتر به خودباوری رسیده و خودش را بهتر شناخته و توانسته خود را وفق بدهد با شرایط».
«دانژه» خواستار تلاش و پیگیری دبیرخانه جشنواره برای اجرای عمومی نمایش ها شد. «تئاترهایی که وارد جشنواره منطقه ای می شوند به نظر من بهتر است این موضوع از سمت دبیرخانه جشنواره و خود بهزیستی کشور پیگری شود که تمام کارها به صورت اجرای عموم در تمامی استان هایی که شرکت کرده اند داشته باشند».
او یکی از نکاتی که باید در حشنواره مدنظر قرار گیرد را در استفاده از تمامی بازیگران معلول و حتی دیگر عوامل دانست و بر توجه داوران به این مسئله تأکید کرد.

تانژانت؛ حل ارتباطات میان مردم
روز دوم نهمین جشنواره تئاتر منطقه ای افراد دارای معلولیت زاگرس با اجرای نمایش «تانژات» از کرمانشاه به نویسندگی «علی ارسب» و کارگردانی «مجتبی مرادی» در بخش صحنه ای، پایان یافت.
«تانژانت» به گفته کارگردان آن درباره روابط میان آدم ها در دنیای پیچیده امروزی است سه بازیگر معلول دارد ضمن اینکه نویسنده کار هم خود از جامعه معلولان هست.
«مجتبی مرادی» کار کردن در حوزه معلولان را سخت اما زیبا و دلنشین دانست. «حتی اگر بهترین کارگردان هم باشیم وقتی وارد حوزه معلولان می شویم نوع ارتباط گیری با این افراد سخت است و ان روانشناختی که پیش زمینه کار باشد بسیار اهمیت دارد و اینکه حتما باید با شناخت و مطالعه کافی وارد دنیای تئاتر معلولان شد. اما با همه این سختی ها یکسری اتفاقات رخ می دهد که همانند معجزه هستند».
او هنرمندان معلول را سرمایه هایی دانست که باید دیده شوند. «حالا کار تولید شده در این حوزه چه کسانی که راه پیدا کردند به بالا و چه راه پیدا نکرده اند اینها سرمایه هایی هستند که باید دیده شوند. این شعار معلولیت محدودیت نیست را این ها باید به جامعه و خانواده هایشان نشان دهند و به آن شهروندان شهر به صورت اجرای عمومی نشان دهند کارها فقط در جشنواره نباشد و تمام نشود و بعد از جشنواره هم برای مردم در همه جای کشور اجرا شود و ببینند که افراد دارای معلولیت چقدر زیبا تئاتر اجرا می کنند و چقدر زیبا مفاهیم را انتقال می دهند»./

نظر شما