او در خانوادهای بزرگ شد که دردِ تبعیض را با تمام وجود حس میکردند. کوبانی در آن زمان نه یک مرکز سیاسی، بلکه نماد محرومیت بود. وی از همان نوجوانی دریافت که برای تغییر سرنوشت، باید فراتر از مرزهای روستا بیندیشد. با پشتکار فراوان توانست در دورانی که کردهای سوریه حتی برای هویت سادهی خود میجنگیدند، راهی ترکیه شود تا در یکی از معتبرترین مراکز علمی منطقه تحصیل کند.
دهه ۷۰ میلادی برای صالح مسلم، دههی خودسازی علمی بود. در دانشگاه فنی استانبول، در رشته مهندسی شیمی غرق در فرمولها و محاسبات شد. فضای دانشگاهی ترکیه در آن سالها، کانون تلاطمات سیاسی چپگرایانه بود. او در کنار یادگیری علم، با مفاهیم عدالت اجتماعی و مبارزات طبقاتی آشنا شد. پس از فارغالتحصیلی در سال ۱۹۷۷، مانند بسیاری از متخصصان آن زمان، راهی عربستان سعودی شد. کار در شرکت آرامکو (بزرگترین شرکت نفتی جهان) زندگی مرفه و آرامی را برایش نوید میداد، اما روح او در میان لولههای نفت و ثروتِ بیابانهای حجاز آرام نمیگرفت. او بخشی از درآمدش را صرف حمایت از جنبشهای کردی میکرد و سرانجام در اوایل دهه ۹۰، زندگی مرفه را رها کرد و به سوریه بازگشت تا مستقیماً وارد کارزار سیاست شود.
بازگشت صالح مسلم به سوریه با نظارت شدید امنیتی همراه بود. صالح مسلم که دریافته بود احزاب قدیمی کرد کارایی لازم را ندارند، در سال ۲۰۰۳ در کنار جمعی از همفکرانش، حزب اتحاد دموکراتیک (PYD) را بنیان نهاد. این دوران، سختترین سالهای زندگی اوست. توسط دستگاه امنیتی مخوف "مخابرات" سوریه چندین بار بازداشت شد.
در مستندات میتوانیم به سال ۲۰۰۴ و شورش قامشلو اشاره کنیم که فشارها بر مسلم به اوج رسید و بارها به زندان افتاد، زیر سختترین شکنجهها رفت و ماهها در انفرادی بود. در سال ۲۰۱۰، زمانی که حکم اعدام یا حبس ابد بر سرش سنگینی میکرد، ناچار شد به صورت مخفیانه از مرز عبور کرده و به کوههای قندیل پناه ببرد؛ جایی که عملاً با فضای دیپلماسی فاصله داشت اما او تئوریهای سیاسیاش را پختهتر کرد.
با آغاز انقلاب سوریه در سال ۲۰۱۱، صالح مسلم به صورت نیمهمخفی به قامشلو و کوبانی بازگشت و با خلأ قدرتی که دولت مرکزی ایجاد کرده بود، هوشمندانه برخورد کرد. این سیاستمدار کُرد به جای درگیر شدن در جنگی که پایانش روشن نبود، استراتژی "خط سوم" را پیش گرفت؛ نه با اسد ماند و نه کاملاً با اپوزیسیونِ تحت حمایت خارج همصدا شد. او روی سازماندهی داخلی مردم تمرکز کرد. در این سالها، صالح مسلم از یک مبارز مخفی به یک سیاستمدار کتوشلواری تبدیل شد که در پارلمانهای اروپایی و حتی در آنکارا با مقامات ارشد (مانند احمد داووداوغلو) پشت میز مذاکره مینشست.
نقطه اوج دراماتیک زندگی صالح مسلم که قلب هر مخاطبی را میلرزاند، سال ۲۰۱۳ است. در حالی که او در بروکسل مشغول رایزنیهای دیپلماتیک برای به رسمیت شناختن حقوق کردها بود، خبر آمد که پسرش، شروان مسلم، در جبهه جنگ با جبههالنصره کشته شده است. صالح مسلم مراسم سوگواری پسرش را به صحنهای از اتحاد ملی تبدیل کرد. او اجازه نداد خون پسرش ابزاری برای انتقام شخصی شود و اعلام کرد: «شروان شهید تمام مردم است.»
امروز صالح مسلم، با موهای سپید و تجربهای سنگین، همچنان یکی از چهرههای اصلی "شورای دموکراتیک سوریه" است. او از ترورهای نافرجام، بازداشت در پراگ و اتهامات سنگین ترکیه جان سالم به در برده است. زندگی او آینهای از تاریخ معاصر کردهاست؛ آمیزهای از رنج، علم، آوارگی و در نهایت ایستادگی. او نشان داد که یک مهندس شیمی، چگونه میتواند فرمول مقاومت یک ملت را بازنویسی کند.
کارگردان خبری: میلاد مرادی

نظر شما