به گزارش کردپرس، سالها جنگ داخلی، کردها و ترکمانهای سوریه را در دو سوی یکی از پیچیدهترین منازعات خاورمیانه قرار داده بود. نیروهای وابسته به دو جامعه بارها در میدان نبرد مقابل یکدیگر ایستادند و رقابت سیاسی میان آنها نیز به همان اندازه عمیق بود. اما در سوریه پس از سقوط حکومت بشار اسد، معادلات در حال تغییر است. امروز آنچه دو طرف را به هم نزدیک میکند، نه فراموشی گذشته، بلکه تلاش برای افزایش نفوذ سیاسی، تضمین حقوق قومی و فرهنگی و جلوگیری از حاشیهنشینی در ساختار جدید قدرت در دمشق است.
نشانه این تغییر را میتوان در دیدار آوریل ۲۰۲۶ «سیپان حمو» و «فهیم عیسی» مشاهده کرد؛ دو فرماندهای که سالها در جبهههای شمال سوریه علیه یکدیگر جنگیده بودند و اکنون هر دو به عنوان معاون وزیر دفاع در دولت جدید سوریه فعالیت میکنند. حمو، از فرماندهان ارشد پیشین یگانهای مدافع خلق (YPG) و نیروهای دموکراتیک سوریه، مسئولیت مناطق شرقی را بر عهده دارد و فهیم عیسی، فرمانده سابق گروه ترکمان «سلطان مراد»، بر مناطق شمالی نظارت میکند. دیدار آنها تنها یک ملاقات تشریفاتی نبود، بلکه بازتاب تغییری عمیقتر در روابط دو جامعهای است که تا همین چندی پیش یکدیگر را دشمن میدانستند.
این تغییر تنها در سطح نخبگان نظامی دیده نمیشود. در عرصه اجتماعی نیز نشانههایی از همگرایی مطالبات به چشم میخورد. کردها نسبت به استفاده دولت از نام رسمی «عینالعرب» به جای «کوبانی» اعتراض کردند و تقریباً همزمان ترکمانها نیز خواستار به رسمیت شناختن نام تاریخی «حمام ترکمان» شدند. هر دو جامعه اکنون بر حفظ هویت زبانی، فرهنگی و تاریخی خود تأکید دارند و انتظار دارند دولت جدید این مطالبات را به رسمیت بشناسد.
با این حال، مسیر رسیدن به این نقطه، مسیری پرتنش بوده است. در طول جنگ داخلی، ترکمانهای سوریه عمدتاً در کنار مخالفان حکومت اسد قرار داشتند و با حمایت مستقیم ترکیه در بسیاری از عملیاتهای نظامی علیه داعش و سپس علیه نیروهای دموکراتیک سوریه مشارکت کردند. در مقابل، بخش عمده نیروهای کرد در قالب یگانهای مدافع خلق و سپس نیروهای دموکراتیک سوریه سازمان یافتند؛ جریانی که ترکیه آن را شاخه سوری حزب کارگران کردستان (پکک) میداند. نبردهای خونین در حلب، عفرین و دیگر مناطق شمال سوریه، این شکاف را به یکی از عمیقترین خطوط گسل جنگ داخلی تبدیل کرد.
اختلافات تنها به میدان نبرد محدود نبود. در عرصه سیاسی نیز نمایندگان ترکمان و احزاب کردی سالها بر سر موضوعاتی مانند خودگردانی، ساختار آینده سوریه و روابط با ترکیه اختلاف داشتند. بسیاری از رهبران ترکمان، احزاب نزدیک به اداره خودگردان شمال و شرق سوریه را به دنبال کردن پروژههای جداییطلبانه متهم میکردند، در حالی که بخش مهمی از جریانهای کردی، تشکلهای ترکمان را بیش از آنکه بازیگرانی مستقل بدانند، نزدیک به سیاستهای آنکارا ارزیابی میکردند.
اما سقوط حکومت اسد، اولویتهای هر دو طرف را تغییر داده است. اکنون کردها و ترکمانها با مسئله مشترکی روبهرو هستند: چگونه میتوان در ساختار سیاسی جدید سوریه سهم بیشتری به دست آورد و مانع تمرکز کامل قدرت در دست اکثریت عرب شد. این نگرانی مشترک، زمینه را برای گفتوگو و همکاری فراهم کرده است.
رهبران ترکمان میگویند بخش عمده مطالبات آنها با کردها مشترک است. هر دو جامعه خواهان حضور بیشتر در نهادهای دولتی، انتصاب مدیران محلی از میان ساکنان مناطق خود، تضمین حقوق فرهنگی و زبانی، مشارکت مؤثر در تدوین قانون اساسی جدید و تغییر نام رسمی کشور از «جمهوری عربی سوریه» به «جمهوری سوریه» هستند. هرچند کردها در ژانویه ۲۰۲۶ از طریق فرمان ریاستجمهوری بخشی از حقوق فرهنگی خود را به دست آوردهاند، ترکمانها هنوز از چنین امتیازی برخوردار نشدهاند و همین موضوع نیز بر اشتراک منافع دو طرف افزوده است.
واقعیتهای آماری نیز آنها را به همکاری تشویق میکند. کردها تنها ۱۰ کرسی و ترکمانها هفت کرسی از پارلمان ۲۱۰ نفره سوریه را در اختیار دارند؛ ظرفیتی که به تنهایی برای اثرگذاری بر روند تدوین قانون اساسی یا تصمیمهای کلان سیاسی کافی نیست. از همین رو، ایده تشکیل ائتلافی میان اقلیتهای قومی و دینی، از کردها و ترکمانها گرفته تا آشوریها، سریانیها، چرکسها و مسیحیان، بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. برگزاری کنفرانس ترکمانهای سوریه در دمشق با حضور نمایندگان این اقلیتها را میتوان در همین چارچوب ارزیابی کرد.
این روند در ساختار نظامی نیز بازتاب یافته است. گزارشها حاکی از آن است که فرماندهان نیروهای دموکراتیک سوریه که در حال ادغام در ارتش جدید هستند، گفتوگوهایی را با افسران ترکمان آغاز کردهاند تا در ساختار جدید ارتش، موازنهای در برابر برتری عددی نیروهای عرب ایجاد کنند. اگر این روند ادامه یابد، همکاری سیاسی میتواند به همکاری امنیتی و نظامی نیز گسترش پیدا کند.
با وجود این، چشمانداز این همگرایی همچنان نامطمئن است. خاطره سالها جنگ، بیاعتمادی متقابل و رقابتهای سیاسی همچنان پابرجاست. افزون بر این، آینده روابط دو طرف به عواملی فراتر از سوریه نیز وابسته است؛ از جمله سرنوشت روند صلح و خلع سلاح پکک در ترکیه، کیفیت روابط آنکارا و دمشق و چگونگی اجرای توافق ادغام نیروهای دموکراتیک سوریه در ارتش.
در مجموع، نزدیکی امروز کردها و ترکمانهای سوریه را نباید به معنای پایان اختلافات تاریخی آنها دانست. این همگرایی بیش از هر چیز پاسخی عملگرایانه به موازنه جدید قدرت در سوریه پس از اسد است؛ تلاشی برای آنکه دو اقلیت مهم کشور، با وجود گذشتهای پرتنش، از طریق همکاری سیاسی و نهادی، جایگاه مؤثرتری در آینده سوریه به دست آورند. اینکه این همکاری به یک ائتلاف پایدار تبدیل شود یا زیر فشار تحولات داخلی و منطقهای از هم بپاشد، به روند بازسازی نظم سیاسی سوریه در سالهای آینده بستگی خواهد داشت.
سیریا این ترانزیشن

نظر شما