به گزارش کرد پرس، برای فهمیدن عمق این بحران، نیازی به گزارش های پیچیده کارشناسی نیست؛ کافی است سری به پارک ها، حاشیه خیابان ها، محله های کم برخوردار و حتی برخی خیابان های مرکزی شهرهای کردستان بزنید. دسته های سگ های بلاصاحب آزادانه در حال پرسه زنی هستند؛ گاهی کنار مدارس، گاهی مقابل پارک ها و گاهی در مسیر رفت وآمد شهروندان.
این وضعیت نه تازه است و نه غیرمنتظره. سال هاست رسانه ها، شهروندان، اعضای شوراهای اسلامی شهر، شبکه های اجتماعی و حتی برخی مسئولان درباره آن هشدار می دهند، اما خروجی این همه هشدار، تقریباً هیچ بوده است.
سؤال ساده مردم این است؛ اگر قرار نیست شهرداری ها امنیت شهر را تأمین کنند، پس دقیقاً مسئول انجام چه کاری هستند؟
فرار از مسئولیتی که نه اختیاری، بلکه قانونی است!
هر بار که خبر حمله سگ های بلاصاحب به کودکی منتشر می شود، مسئولان شهری با چند جمله تکراری مقابل خبرنگاران ظاهر می شوند؛ «اعتبار نداریم»، «پناهگاه نداریم»، «مخالفان اجازه نمی دهند»، «موضوع در حال بررسی است» و ده ها جمله ای که سال هاست تکرار می شوند، اما هیچ کدام زخم کودکی را درمان نکرده و امنیتی به خیابان های شهر بازنگردانده است.
این در حالی است که مسئولیت مدیریت سگ های بلاصاحب در محدوده شهرها، مطابق قوانین و دستورالعمل های مربوط، بر عهده شهرداری هاست؛ مسئولیتی که نه اختیاری، بلکه قانونی است؛ با این وجود، گویی برخی شهرداری ها سال هاست ساده ترین راه را انتخاب کرده اند؛ هیچ کاری نکن، تا زمانی که حادثه ای رخ دهد.
یک پدر سنندجی که شب گذشته دخترش مورد حمله سگ های ولگرد قرار گرفت، می گوید: «مطمئنم دخترم از این به بعد دیگر جرأت ندارد تنها از کوچه عبور کند.
او می گوید: «از دیشب درگیر ترس و وحشت دخترم هستم و بعد از مداوا و ترخیض از بیمارستان، نتوانسته خواب راحت داشته باشد؛ از شخص شهردار سنندج هم شکایت رسمی کرده ام تا کودکان این شهر دیگر قربانی ناکارآمدی و بی تفاوتی مدیرانی که تنها به صندلی هایشان تکیه زده اند و برای رفان و آرامش و امنیت مردم کاری نمی کنند، نشوند؛ آیا واقعا این حق طبیعی مردم نیست که در شهر خود احساس امنیت داشته باشند»؟
«هر روز با ترس فرزندم را به مدرسه می فرستم»؛ مادر یکی از کودکانی که چندی پیش هدف حمله سگ های بلاصاحب قرار گرفته، با صدایی آمیخته به بغض می گوید: «فرزندم هنوز از دیدن سگ می ترسد. هر روز که می خواهد از خانه بیرون برود، چند بار از پنجره نگاه می کند تا مطمئن شود سگی در کوچه نیست. هزینه واکسن، درمان و ترس کودک را چه کسی جبران می کند؟ شهرداری؟ هیچ کس حتی یک تماس هم نگرفت».
پدر دیگری از مریوان می گوید: «وقتی حادثه رخ داد، همه گفتند شکایت کنید؛ اما از چه کسی؟ از شهرداری؟ مگر تا امروز کسی بابت این حوادث پاسخگو بوده است»؟
این روایت ها، تنها چند نمونه از صدها گلایه ای است که سال هاست در شهرهای مختلف کردستان تکرار می شود.

سکوتی که بوی ترک فعل می دهد
در مدیریت شهری، گاهی انجام ندادن یک وظیفه، خسارتی به مراتب بیشتر از انجام نادرست آن دارد؛ امروز دیگر مسئله سگ های بلاصاحب در کردستان، صرفاً یک مشکل خدمات شهری نیست؛ بلکه به آزمونی برای سنجش میزان مسئولیت پذیری مدیران شهری تبدیل شده است.
وقتی شهروندان بارها گزارش می دهند، رسانه ها بارها هشدار می دهند، شوراهای شهر بارها تذکر می دهند و باز هم اتفاق محسوسی رخ نمی دهد، این سؤال جدی مطرح می شود که چه کسی باید پاسخگوی استمرار این وضعیت باشد؟
آیا مدیر شهری می تواند سال ها مسئولیت قانونی داشته باشد، اما هر بار با استناد به کمبود اعتبار از زیر بار پاسخگویی شانه خالی کند؟ اگر کمبود اعتبار وجود دارد، چرا برنامه ای برای تأمین آن ارائه نمی شود؟
اگر امکانات وجود ندارد، چرا از ظرفیت استانداری، وزارت کشور یا سایر دستگاه ها استفاده نمی شود؟ اگر مانع قانونی وجود دارد، چرا هیچ گاه به صورت شفاف برای مردم توضیح داده نشده است؟ و سکوت در برابر این پرسش ها، بیش از هر چیز، نشانه ضعف مدیریت است.
حمایت از حیوانات؛ مطالبه ای محترم، اما نه به قیمت امنیت مردم
هیچ انسانی خواهان آزار حیوانات نیست و هیچ قانون یا وجدان بیداری نیز چنین چیزی را تأیید نمی کند؛ اما آنچه این روزها موجب اعتراض بسیاری از شهروندان شده، رفتار بخشی از فعالان حمایت از حیوانات است که هرگونه اقدام برای ساماندهی سگ های بلاصاحب را با موجی از مخالفت مواجه می کنند، اما هنگام وقوع حوادث، کمتر مسئولیتی متوجه خود می دانند.
پرسش مردم روشن است؛ اگر مخالف انتقال سگ های بلاصاحب هستید، راهکار عملی شما چیست؟ آیا تغذیه مستمر سگ ها در داخل شهر، بدون برنامه کنترل جمعیت، عقیم سازی فراگیر، ایجاد پناهگاه استاندارد و مدیریت علمی، در نهایت به افزایش جمعیت آنها و تشدید خطر برای شهروندان منجر نمی شود؟
دفاع از حقوق حیوانات، زمانی ارزشمند است که در کنار آن، حقوق انسان ها نیز دیده شود. هیچ خانواده ای نباید میان حق زندگی یک حیوان و امنیت فرزندش مجبور به انتخاب شود. وظیفه مدیریت شهری دقیقاً ایجاد همین تعادل است؛ تعادلی که سال هاست در بسیاری از شهرهای کردستان وجود ندارد.

گزارش های رسانه ای؛ هشدارهایی که شنیده نشد
طی سال های گذشته، رسانه های محلی و استانی بارها نسبت به افزایش جمعیت سگ های بلاصاحب، حمله به شهروندان، نگرانی خانواده ها و مطالبه ساماندهی این وضعیت هشدار داده اند؛ این گزارش ها امروز به آرشیوی از هشدارهای نادیده گرفته شده تبدیل شده اند.
اگر همان زمان که نخستین هشدارها منتشر شد، برنامه ای جامع برای مدیریت سگ های بلاصاحب اجرا می شد، شاید امروز بسیاری از حوادث رخ نمی داد؛ اما ظاهراً در مدیریت برخی دستگاه ها، پیشگیری جایگاهی ندارد و تنها پس از وقوع حادثه، جلسه های فوری تشکیل می شود؛ جلسه هایی که معمولاً خروجی آنها، چند مصاحبه و چند وعده تکراری است.
مردم از شعار خسته اند
مردم دیگر نه آمار می خواهند، نه وعده؛ آنها امنیت می خواهند؛ مادری که کودکش مورد حمله قرار گرفته، با شنیدن عبارت «در حال بررسی هستیم» آرام نمی شود؛ پدری که هر روز با نگرانی فرزندش را تا مدرسه همراهی می کند، با شنیدن وعده «به زودی ساماندهی آغاز می شود» احساس امنیت نمی کند؛ امنیت، با مصاحبه تأمین نمی شود؛ با مدیریت تأمین می شود.
بحران سگ های بلاصاحب در کردستان، دیگر آزمون مدیریت شهری نیست؛ کارنامه مدیریت شهری است؛ اگر شهرداری ها مسئول هستند، باید پاسخگو باشند؛ اگر کمبود اعتبار دارند، باید شفاف اعلام کنند؛ اگر مانعی وجود دارد، باید آن را برطرف کنند؛ اما ادامه وضع موجود، دیگر قابل توجیه نیست.
مردم کردستان سال هاست هزینه بی تصمیمی، تعلل و نبود برنامه را می پردازند؛ هزینه ای که گاهی با زخم، گاهی با ترس مادام العمر کودکان و گاهی با از بین رفتن احساس امنیت در شهرها همراه است؛ هیچ مدیری نباید به وضعیتی عادت کند که در آن، حمله سگ های بلاصاحب به شهروندان به خبری عادی تبدیل شود.
جامعه از مسئولان انتظار معجزه ندارد؛ انتظار دارد قانون اجرا شود، مدیران پاسخگو باشند و امنیت عمومی، اولویت نخست مدیریت شهری باشد؛ نه موضوعی که فقط پس از هر حادثه، چند روزی تیتر رسانه ها شود و دوباره به فراموشی سپرده شود.

نظر شما