چگونگی تشکیل ائتلاف تحت رهبری کردهای سوریه و چرایی بحران کنونی

سرویس جهان-ساختار سیاسی شمال سوریه با تکیه بر همزیستی قومی شکل گرفت، اما افزایش مشکلات معیشتی و نارضایتی اجتماعی، این مدل حکمرانی را با آزمونی دشوار روبه‌رو کرده است.

به گزارش کردپرس، منطقه خودگردان شمال و شرق سوریه که پس از سال ۲۰۱۲ با عنوان «خیزش روژاوا» شناخته شد، از آغاز بر پایه ائتلافی گسترده از کردها، آشوری‌ها، ارمنی‌ها و نیروهای چپ‌گرا شکل گرفت؛ ائتلافی که توانست در برابر داعش، گروه‌های مورد حمایت ترکیه و فشار دمشق مقاومت کند. با این حال، به باور بسیاری از ناظران، تمرکز بر همزیستی قومی و ضرورت‌های جنگی، مطالبات طبقاتی و اقتصادی را به حاشیه راند؛ موضوعی که امروز آینده این تجربه سیاسی را با چالش مواجه کرده است.

منطقه جزیره در استان حسکه سوریه، که یکی از مهم‌ترین کانون‌های شکل‌گیری اداره خودگردان شمال و شرق سوریه محسوب می‌شود، پیش از آغاز جنگ داخلی سوریه فقیرترین و در عین حال متنوع‌ترین منطقه این کشور از نظر قومی، مذهبی و زبانی بود. کردها، عرب‌ها، آشوری‌ها، ارمنی‌ها و دیگر گروه‌ها در این منطقه زندگی می‌کردند، اما اختلافات تاریخی، نزاع بر سر زمین و منابع، و میراث سیاست‌های تبعیض‌آمیز دولت بعث، شکاف‌های عمیقی میان آنان ایجاد کرده بود.

با آغاز عقب‌نشینی دولت سوریه از برخی مناطق شمالی در سال ۲۰۱۲، حزب کردی اتحاد دموکراتیک (PYD) به عنوان شاخه محلی جنبش آزادی‌بخش کردها، پروژه‌ای سیاسی را با عنوان «خیزش روژاوا» اعلام کرد. این جریان با الهام از اندیشه‌های عبدالله اوجالان، رهبر زندانی حزب کارگران کردستان یا  (PKK)، به جای تأکید بر دولت-ملت قومی، بر اداره محلی، مشارکت اجتماعی و «برادری خلق‌ها» تکیه داشت.

کارشناسان معتقدند تفاوت اصلی این تجربه با بسیاری از جنبش‌های قومی پیشین در خاورمیانه، تلاش برای عبور از ناسیونالیسم سنتی و ایجاد ساختاری چندقومیتی بود؛ هرچند این پروژه از ابتدا ناچار شد با نیروهای سنتی، مالکان محلی و احزاب محافظه‌کار نیز ائتلاف کند.

ریشه‌های این همکاری به دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ بازمی‌گردد؛ زمانی که دولت حافظ اسد، در چارچوب رقابت منطقه‌ای با ترکیه، به گروه‌های انقلابی کرد، ترک، آشوری و ارمنی اجازه فعالیت در سوریه و لبنان را داده بود. در اردوگاه‌های آموزشی فلسطینیان و گروه‌های چپ، نیروهایی از ملت‌های مختلف با یکدیگر ارتباط گرفتند و نوعی همبستگی فراملی شکل گرفت.

در همان دوره، PKK  که در ترکیه علیه دولت مرکزی می‌جنگید، علاوه بر مبارزه با آنکارا، با ساختارهای عشیره‌ای و زمین‌داران سنتی کرد نیز درگیر بود. همزمان، بخشی از آشوری‌های جنوب شرق ترکیه نیز که هدف حملات گروه‌های اسلام‌گرا قرار گرفته بودند، به این شبکه‌های مسلح پیوستند.

پس از آغاز بحران سوریه، همین سابقه تشکیلاتی و نظامی باعث شد حزب اتحاد دموکراتیک و احزاب همسو با آشوری‌ها بتوانند سریع‌تر از دیگر گروه‌ها خلأ قدرت را پر کنند. در نتیجه، ساختار خودگردان جدید در شمال سوریه بر پایه ائتلافی میان کردها، آشوری‌ها، ارمنی‌ها و برخی احزاب عربی و محلی شکل گرفت.

این ائتلاف در سال‌های بعد در نبرد با داعش نقش محوری ایفا کرد. نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) که ستون اصلی آن را یگان‌های مدافع خلق کرد تشکیل می‌دادند، با همراهی واحدهای آشوری، ارمنی و نیروهای چپ بین‌المللی توانستند شهرهایی مانند رقه و بخش‌هایی از دیرالزور را از کنترل داعش خارج کنند.

شهر تل تمر و دره خابور در شمال حسکه، نمونه‌ای از این همکاری چندجانبه به شمار می‌رود. منطقه‌ای که ابتدا با داعش و جبهه النصره جنگید و سپس در برابر پیشروی نیروهای مورد حمایت ترکیه پس از عملیات نظامی سال ۲۰۱۹ مقاومت کرد.

نبیل ورده، سخنگوی گارد خابور، درباره همکاری نیروهای مختلف می‌گوید: «ما، ارمنی‌ها، آنارشیست‌ها، آشوری‌ها و یگان‌های مدافع خلق، تفاوتی با هم نداریم. به رقه و دیرالزور رفتیم. نمی‌پرسیم چه کسی از کدام گروه است یا آشوری است یا کرد.»

او تأکید می‌کند این همبستگی نظامی عامل اصلی بقای منطقه در سال‌های گذشته بوده است.

از سوی دیگر، لوسین هوسپیان، فرمانده یک گردان ارمنی متحد نیروهای کرد، می‌گوید: «اینجا همه ما برای یک سرزمین و یک هدف می‌جنگیدیم. زیبا بود.»

مادر او نیز که سابقه ارتباط خانوادگی با PKK دارد، می‌گوید: «میان رفقای کمونیست، رفقای پ‌ک‌ک یا هیچ‌کس دیگر تفاوتی نمی‌گذاریم. با هم قوی‌تریم و یکدیگر را کامل می‌کنیم. وقتی میان خود تفاوت بگذاریم، دشمن پیروز می‌شود.»

با این حال، منتقدان می‌گویند اولویت‌های امنیتی و نظامی، مسائل اقتصادی و طبقاتی را به حاشیه رانده است. به گفته آنان، اگرچه کردستان سوریه از نظر سیاسی توانست ساختاری متفاوت در سوریه ایجاد کند، اما در کاهش فقر، رفع نابرابری و ایجاد تحول اقتصادی پایدار موفقیت محدودی داشته است.

برخی فرماندهان و چهره‌های نزدیک به اداره خودگردان نیز در سال‌های گذشته تأکید کرده‌اند که در شرایط جنگی، «مبارزه ملی» و دفاع از موجودیت منطقه، بر مطالبات کارگری و اجتماعی تقدم یافته است.

نوبار اوزانیان، سخنگوی حزب کمونیست ترکیه/مارکسیست لنینیست، در این باره می‌گوید: «نگاه سازمانی نیروهای دموکراتیک سوریه بیش از آنکه بر مبارزه طبقاتی استوار باشد، بر رهایی ملی استوار است.»

او همچنین اضافه می‌کند: «از سال ۲۰۱۲ به دلیل حملات پی‌درپی دولت ترکیه، مبارزه کارگری به مسئله‌ای ثانویه تبدیل شد.»

ناظران هشدار می‌دهند ادامه مشکلات اقتصادی، بیکاری، کمبود خدمات و نارضایتی قبایل عرب در شرق فرات می‌تواند انسجام این ائتلاف را تضعیف کند. شورش‌ها و اعتراضات پراکنده ماه‌های اخیر در برخی مناطق عرب‌نشین نیز نشانه‌ای از همین فشارهای اجتماعی تلقی می‌شود.

اوزانیان نیز در پایان هشدار می‌دهد: «اینکه مبارزات کارگران و دهقانان به حاشیه رفت، به این معنا نیست که این مبارزات ناپدید شده‌اند.»

در مجموع، تجربه کردهای سوریه طی بیش از یک دهه گذشته توانسته الگویی کم‌سابقه از همکاری قومی و اداره محلی در سوریه جنگ‌زده ارائه دهد، اما تداوم آن بیش از هر چیز به توانایی رهبران این منطقه در پاسخ به مطالبات معیشتی، توزیع عادلانه منابع و حفظ توازن میان گروه‌های مختلف وابسته خواهد بود.

نویسنده: ویلیام دوپل آلونسو پژوهشگر مستقر در لبنان که تمرکز اصلی فعالیت‌های او بر تحولات سوریه، منطقه جزیره (شمال شرق سوریه) و مسائل مرتبط با ساختارهای اجتماعی و اقتصاد کشاورزی در این کشور قرار دارد. او در نوشته‌های خود معمولاً به پیوند میان منازعات سیاسی، مسئله قومی، تحولات میدانی و «مسئله ارضی» در سوریه می‌پردازد و آثارش بیشتر با رویکرد تحلیلی و میدانی شناخته می‌شود.

کد مطلب 2794907

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha