انتخاب رهبری جدید؛ پیام ثبات در میانه جنگ/این تصمیم می تواند معادلات منطقه ای و جهانی را تغییر دهد

سرویس کردستان - امام جمعه قروه با اشاره به انتخاب آیت الله سیدمجتبی خامنه ای به عنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی در شرایط جنگی، این تصمیم را عامل تقویت انسجام داخلی و ارسال پیام ثبات به داخل و خارج از کشور دانست و گفت: انتقال سریع و منظم رهبری می تواند معادلات سیاسی و امنیتی منطقه را دگرگون کرده و محاسبات آمریکا و اسرائیل را با چالش روبه رو کند.

به گزارش کرد پرس، در حالی سیزده روز از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه کشورمان می گذرد که انتخاب رهبری جدید منجر به تغییر شرایط داخل و خارج شد؛ انتخابی که به گفته بسیاری از صاحب نظران می تواند این شرایط جنگی و حساس پیش آمده را دگرگون کند.

در همین زمینه خبرگزاری کرد پرس در مصاحبه ای با امام جمعه شهرستان قروه و مسئول دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه کردستان، به بررسی این انتخاب و تأثیر آن بر جنگ و جامعه و کشورهای همسایه پرداخته است. 

«حجت الاسلام عابدین رستمی» ضمن تسلیت شهادت رهبر انقلاب و تبریک برای انتخاب «آیت الله سیدمجتبی خامنه ای»، این انتخاب را آغازگر مرحله ای تازه از همدلی، پویایی و پیشرفت کشور در مسیر اهداف و آرمان های انقلاب اسلامی دانست و از آن به عنوان سکوی پرتابی برای برداشتن گام وسیع تری در راستای اهداف انقلاب اسلامی نام برد؛ از نظر او این انتخاب معادلات فکری و سیاسی کشور، منطقه و جهان اسلام و جهان معاصر را دگرگون خواهد ساخت.

کرد پرس: ارزیابی شما از انتخاب رهبری جدید در این شرایط حساس کشور و منطقه چیست؟ از نظر زمانبندیاین انتخاب را مناسب می دانید؟

حجت الاسلام رستمی: در پاسخ به این سؤال می توان گفت که در شرایط حساس جنگی و پرتنش منطقه ای، مسئله ثبات رهبری و انسجام در ساختار تصمیم گیری کشور اهمیت بسیار بالایی پیدا می کند. انتخاب مجدد رهبری در چنین مقطعی، از یک سو پیام روشنی است که موجب ایجاد استمرار و ثبات برای کشور بوده و یک آسودگی خاطر را هم به جامعه داخلی و هم به بازیگران خارجی می دهد. در شرایط بحران، هرگونه خلاء یا ابهام در رأس مدیریت کلان کشور ممکن است زمینه ساز سوءبرداشت یا فشارهای بیشتر از سوی دشمنان شود؛ بنابراین از این منظر، زمان بندی چنین تصمیمی می تواند در راستای تقویت روحیه عمومی و ایجاد اطمینان در میان نیروهای سیاسی و اجتماعی ارزیابی شود.

از سوی دیگر، در اندیشه سیاسی شیعه و ساختار جمهوری اسلامی، مسئله رهبری و ولی فقیه بر اساس سازوکارهای مشخصی چون مجلس خبرگان رهبری تعریف شده است. هرگونه انتخاب یا تصمیم در این حوزه که در چارچوب همین سازوکارهای قانونی و با در نظر گرفتن مصالح کشور و امت اسلامی انجام گرفته، خود به روشنی به عنوان اقدامی برای حفظ ثبات و هدایت کشور در شرایط حساس تلقی می شود. در دوره های پرچالش منطقه ای، تجربه، شناخت عمیق از ساختار نظام و توانایی مدیریت بحران از جمله عواملی هستند که در ارزیابی زمان و نحوه چنین تصمیم هایی مورد توجه قرار می گیرند.

با این حال، در فضای فکری حوزه های علمیه همواره تأکید می شود که مشروعیت و کارآمدی رهبری علاوه بر جنبه های حقوقی به اعتماد عمومی و همبستگی ملی نیز وابسته است. بنابراین هر تصمیم مهم در این سطح باید به گونه ای مدیریت و تبیین شود که موجب تقویت وحدت داخلی و کاهش نگرانی های اجتماعی گردد. این انتخاب، آینده روشنی را پیش روی ملت و دولت و کشورمان و حتی جهان قرار خواهد داد. 

در مجموع، چنین انتخابی در شرایط جنگی با هدف پیشگیری از خلاء قدرت، تقویت انسجام ملی و ارسال پیام ثبات به داخل و خارج صورت گرفت که می توان آن را از منظر مدیریت راهبردی زمان بندی قابل فهمی دانست.

در نهایت، باید توجه داشت که تاریخ جمهوری اسلامی نشان داده که در مقاطع حساس، نهادهای تصمیم گیر تلاش کرده اند با در نظر گرفتن مجموعه ای از ملاحظات سیاسی، امنیتی و اجتماعی اقدام کنند. بنابراین ارزیابی نهایی از مناسب بودن زمان چنین انتخابی تا حد زیادی وابسته به این است که آیا این تصمیم توانسته به افزایش ثبات، انسجام و قدرت تصمیم گیری کشور در شرایط دشوار کمک کند یا خیر؛ معیاری که در نهایت در گذر زمان و در نتایج عملی سیاست ها روشن تر خواهد شد.

کرد پرس: این انتخاب تا چه میزان می تواند در وضعیت آینده جنگی کشور اثرگذار باشد؟

حجت الاسلام رستمی: باید توجه داشت که در شرایط جنگی یا تنش های امنیتی؛ ثبات در رهبری و مدیریت کشور یکی از مهم ترین عوامل حفظ انسجام و قدرت تصمیم گیری در این شرایط بحرانی به شمار می آید. وقتی انتقال مسئولیت به صورت سریع، منظم و با اجماع انجام شود، از ایجاد خلاء رهبری جلوگیری می کند و پیام روشنی از استمرار و آمادگی به بدنه کشور و حتی بازیگران خارجی منتقل می سازد و با تقویت روحیه همبستگی مردم و کشور موجبات تضعیف روحیه ترس و شکنندگی دشمنان را نیز به همراه خواهد داشت. در واقع، چنین انتخابی می تواند روحیه نیروهای نظامی و مردمی و مسئولان کشور را تقویت کرده و روند برنامه ریزی ها و تصمیم های راهبردی را بدون وقفه و با قدرت بیشتری ادامه دهد.

از سوی دیگر، رهبر جدید با توجه به اختیارات و جایگاهی که در هدایت و رهبری کشور برعهده دارد، می تواند در تعیین جهت گیری های کلان، هماهنگی میان بخش های مختلف و مدیریت شرایط بحرانی نقش مهمی ایفا کند و پیروزی های پیاپی و مهمی را برای جبهه حق علیه باطل به ارمغان آورد و حداقل چشم اندازی که با انتخاب «حضرت آیت الله سیدمجتبی حسینی خامنه ای» پیش روی ما قرار گرفته، پیروزی ملت ایران و جبهه اسلام و اخراج بی چون و چرای آمریکای ظالم از منطقه، کم رنگ شدن و حتی از بین رفتن جریانات غرب گرایی در کشور و تضعیف و یا نابودی رژیم منحوس اسرائیل و بازگشت امنیت به خاورمیانه و کشورهای اسلامی خواهد بود.

توجه داشته باشید که در شرایط جنگی، سرعت تصمیم گیری، انسجام فرماندهی و توانایی ایجاد هماهنگی میان مسئولان، مردم و نیروهای نظامی و مردمی از عوامل تعیین کننده هستند؛ بنابراین رهبر جدید با تکیه بر اعتماد مردمی و با توکل و توسل به حضرت حق، با جایگاه شایسته ای که دارد، می تواند  این هماهنگی و اعتماد عمومی را در میان ملت و کشور تقویت کند؛ بدین ترتیب، اثرگذاری او بر روند مدیریت بحران و تحولات آینده کشور بیشتر خواهد بود و نتیجه آن به مرور و به تدریج در ساختار کلان فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و… مشاهده خواهد شد.

همچنین در فضای جنگ و بحران های ناشی از آن، بعد روانی و اجتماعی رهبری اهمیت ویژه ای دارد. حضور رهبری مدیر و مدبر که از مقبولیت و اعتماد عمومی برخوردار باشد، می تواند موجب تقویت روحیه، افزایش امید و ایجاد احساس ثبات در میان مردم و مسئولان شود. این عامل در بسیاری از موارد حتی به اندازه توان مادی و امکانات نیز اهمیت دارد، زیرا روحیه و باور به مسیر پیش رو از عوامل مهم در تداوم مقاومت و پایداری در شرایط دشوار و بحرانی محسوب می شود.

در مجموع می توان گفت که میزان اثرگذاری این انتخاب بر آینده وضعیت جنگی کشور به عواملی مانند توان رهبری و مدیریتی رهبر جدید، میزان حمایت و همراهی مردم و مسئولان، کیفیت برنامه ریزی راهبردی و حفظ انسجام در ساختار اساسی و تصمیم گیری های کلان بستگی دارد. اگر این عناصر در کنار یکدیگر قرار گیرند، انتخاب جدید می تواند به تقویت ثبات، ایجاد همبستگی، افزایش کارآمدی تصمیم ها و مدیریت بهتر شرایط بحرانی در آینده کمک قابل توجهی کند.

کرد پرس: دیدگاه آمریکا و اسرائیل درباره این انتخاب از نظر وضعیت دیپلماسی چه خواهد بود؟

حجت الاسلام رستمی: می توان این گونه گفت که در یک نگاه کلی و در چارچوب ادبیات روابط بین الملل، تغییر یا تثبیت رهبری در شرایط بحرانی می تواند پیام های مختلفی برای بازیگران خارجی مخصوصاً آمریکای جنایتکار و رژیم منحوس اسرائیل داشته باشد که هرکدام در محاسبات دیپلماتیک آنان اثر می گذارد. 

اولین مسئله ای که در ذهن آمریکا و اسرائیل ایجاد خواهد شد، ترس از قدرت برتر منطقه است که همین مسئله موجب ایجاد نگرانی و احتیاط در این دو رژیم تروریسیتی خواهد شد و به همین دلیل حرکت به سمت آتش بس را در ذهن خودشان مرور خواهند کرد. 

در واقع، در بسیاری از موارد، وقتی انتقال رهبری در یک کشور به صورت سریع و منظم انجام می شود، برای بازیگران خارجی این پیام را دارد که ساختار تصمیم گیری همچنان فعال و منسجم است. چنین وضعیتی می تواند نوعی نگرانی یا دست کم احتیاط در میان ناظران خارجی ایجاد کند، زیرا نشان می دهد که کشور مورد نظر توانسته از بروز خلاء قدرت جلوگیری کند و همچنان قادر است تصمیم های راهبردی خود را ادامه دهد و این مسئله، ترس و نگرانی را در میان چهره های سیاسی آمریکا (ترامپ) و اسرائیل (نتانیاهو) ایجاد خواهد کرد و تفکرات شکست خورده  آنان را زیرسوال خواهد برد و همین در قدم بعدی به عنوان دومین مسئله موجب ایجاد بازنگری و احساس خطای محاسباتی در متخاصمان خواهد شد. در واقع می توان این گونه بیان کرد که گاهی بازیگران خارجی ممکن است در ابتدا تصور کنند که تغییر در رأس مدیریت یک کشور موجب تضعیف یا بی ثباتی آن خواهد شد. اگر روند انتقال قدرت برخلاف این تصور، با انسجام و آرامش همراه باشد، ممکن است در محاسبات پیشین خود تجدیدنظر کنند و به این نتیجه برسند که برداشت اولیه آنان دقیق نبوده، در ادبیات دیپلماسی، این حالت به نوعی بازنگری در ارزیابی ها و اصلاح تحلیل های قبلی تعبیر می شود.

سومین مسئله، احتیاط بیشتر دو قدرت نظامی جهان و بازنگری در محاسبات دیپلماتیک آنان است. یکی از واکنش های رایج در روابط بین الملل این است که کشورها در برابر تحولات مهم در رهبری دیگر کشورها، برای مدتی رویکردی محتاطانه تر اتخاذ می کنند. آمریکا و اسرائیل نیز از این قاعده مستثنی نبوده و در این مرحله که رهبر جدید انتخاب شده، تحلیلگران و دستگاه های دیپلماتیک آنان تلاش می کنند سیاست ها، سبک تصمیم گیری و اولویت های رهبری جدید را ارزیابی کنند. نتیجه این روند معمولاً نوعی بازنگری در محاسبات و تنظیم مجدد سیاست ها در قبال جمهوری اسلامی ایران است. 

مسئله مهم دیگر، برداشت از انسجام داخلی و تأثیر آن بر معادلات بیرونی است. بدین صورت که اگر انتقال رهبری با همراهی نهادها و حمایت بخش های مختلف جامعه صورت گیرد، این امر می تواند نشانه ای از انسجام و ثبات داخلی تلقی شود. در چنین شرایطی، آمریکا و اسرائیل در تحلیل های خود به این نتیجه خواهند رسید که ساختار سیاسی و مدیریتی جمهوری اسلامی همچنان از ظرفیت بالایی برای ادامه مسیر برخوردار است و این یک ترس و وحشت را در دل آنان نهادینه کرده است. این برداشت می تواند بر نحوه تعامل و تصمیم گیری دشمنان جمهوری اسلامی ایران در عرصه دیپلماسی و روابط خارجی اثرگذار باشد و عقب نشینی و آتش بس و پذیرش شکست را در ذهن آنان فعال کند.

 در نهایت، می توان این گونه گفت که انتخاب رهبری جدید، به ویژه اینکه با سازوکار مشخص و همراه با همراهی و اعتماد نهادها و بدنه جامعه به واسطه مجلس خبرگان رهبری انجام شد، می تواند به تثبیت روند تصمیم گیری و استمرار مدیریت کلان کشور کمک کند. چنین وضعیتی معمولاً این پیام را منتقل می کند که ساختار سیاسی و مدیریتی همچنان از ظرفیت لازم برای اداره امور و عبور از شرایط پیچیده برخوردار است. در نتیجه، این امر می تواند در سطح داخلی موجب تقویت ثبات و هماهنگی شود و در سطح خارجی نیز باعث شود کشورهای متهاجم (آمریکا و اسرائیل) با دقت و احتیاط بیشتری تحولات را دنبال کرده و محاسبات خود را بر اساس واقعیت های جدید تنظیم کنند.

کرد پرس: دیدگاه کشورهای همسایه به چه صورت خواهد بود؟ این تغییر در این شرایط جنگی برای کشورهای همسایه چقدر مهم است؟

حجت الاسلام رستمی: در راستای پاسخ به این سوال، می توان به این مسئله اشاره کرد که در سطح روابط منطقه ای، کشورهای همسایه معمولاً تحولات مهم در رهبری یک کشور را با دقت دنبال می کنند، به ویژه زمانی که این تغییر در شرایط تنش یا جنگ رخ دهد. از نگاه دیپلماتیک، نخستین مسئله برای همسایگان حفظ ثبات و پیش بینی پذیری در تصمیم گیری هاست. اگر انتقال مسئولیت به صورت منظم و همراه با استمرار ساختارهای مدیریتی انجام شود، بسیاری از کشورهای همسایه انتخاب رهبر جدید در جمهوری اسلامی ایران را نشانه ای از ثبات داخلی کشورمان تلقی و تلاش می کنند روابط و تعاملات خود را بر اساس همان چارچوب های موجود ادامه دهند.

از سوی دیگر، همسایگان به طور طبیعی به این مسئله توجه می کنند که آیا این تغییر در رهبری موجب تغییر در رویکردهای منطقه ای یا سیاست های امنیتی خواهد شد یا خیر. در چنین شرایطی، دستگاه های دیپلماسی و تحلیلگران سیاسی در کشورهای اطراف معمولاً در یک دوره کوتاه مدت به ارزیابی شخصیت، سبک مدیریتی و اولویت های رهبری جدید می پردازند تا بتوانند جهت گیری های آینده را بهتر درک کنند.

همچنین در فضای جنگ یا تنش منطقه ای، این تحول برای همسایگان از این جهت مهم است که می تواند بر سطح ثبات منطقه ای، امنیت مرزها و روند همکاری های اقتصادی و سیاسی اثر بگذارد. کشورهای همسایه معمولاً علاقه مندند که تحولات داخلی یک کشور به گونه ای مدیریت شود که از گسترش ناامنی یا بی ثباتی در منطقه جلوگیری کند، زیرا پیامدهای چنین شرایطی اغلب به سرعت به محیط پیرامونی نیز منتقل می شود.

در مجموع می توان گفت که برای کشورهای همسایه، اهمیت این تغییر بیشتر در پیام ثبات، تداوم سیاست ها و قابلیت پیش بینی رفتارهای آینده نهفته است. هر اندازه انتقال رهبری با آرامش، انسجام و شفافیت بیشتری همراه باشد، احتمالاً همسایگان نیز با اطمینان بیشتری به حفظ روابط، گفت وگوهای منطقه ای و همکاری های مشترک ادامه خواهند داد.

کرد پرس: بسیاری معتقدند جامعه فعلاً شرایط پذیرش رهبری جدید را ندارد. از نظر شما نگاه جامعه به این انتخاب مثبت است؟ و آیا رهبری جدید می تواند وضعیت نابسامان کنونی را التیام بخشد؟

حجت الاسلام رستمی: می توان گفت که جامعه ایران جامعه ای پویا، آگاه و ریشه دار در ارزش های اسلامی است. مردم این سرزمین در طول سال های گذشته با حضور در عرصه های مختلف اجتماعی و سیاسی نشان داده اند که نسبت به سرنوشت کشور خود حساس و مسئولیت  پذیرند. در همین چارچوب، آنان با رأی و انتخاب خود اعضای مجلس خبرگان را برگزیده اند تا در مسائل خطیر و سرنوشت ساز، به ویژه در موضوع رهبری، با تشخیص و اجتهاد خود تصمیم گیری کنند. از این رو، اعتماد به تصمیم خبرگان رهبری در حقیقت امتداد همان اعتمادی است که مردم پیش تر با رأی خود به این نهاد سپرده اند. این سازوکار به گونه ای طراحی شده که در مقاطع حساس، کشور دچار خلاء تصمیم گیری نشود و مسیر اداره جامعه با اتکا به یک چارچوب مشخص و قانونی ادامه یابد. در چنین شرایطی، اعتماد عمومی به این روند می تواند عامل مهمی در حفظ آرامش، انسجام اجتماعی و تداوم ثبات باشد.

تجربه تاریخی نشان می دهد که هرگاه جامعه با چالش ها و شرایط دشوار روبرو شده، همدلی و اتکا به سازوکارهای مورد پذیرش جمعی توانسته از شدت بحران ها بکاهد و زمینه عبور از مشکلات را فراهم کند. بنابراین، در این نگاه، اعتماد به انتخاب خبرگان صرفاً یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک فهم جمعی از مسئولیت، قانون مندی و پایبندی به ساختارهای پذیرفته شده جامعه است.

طبیعی است که در ادامه مسیر، آنچه این اعتماد را استوارتر می سازد، مشاهده کارآمدی، تدبیر و تلاش برای حل مشکلات جامعه است. هرچه تصمیم ها به بهبود شرایط زندگی مردم، افزایش امید اجتماعی و تقویت وحدت ملی کمک کند، این سرمایه اجتماعی نیز عمیق تر و پایدارتر خواهد شد.

در واقع، به تخلیص می توان گفت که جامعه  پویا و اسلامی ایران، مردمی متمدن و متعهد بوده که همواره به ارزش های خود پایبند است و به همین خاطر، به انتخاب نمایندگان خود در خبرگان رهبری اعتماد کامل دارد؛ چرا که مردم برای همین مواقع، با رأی خود خبرگان را انتخاب کرده اند و به همین دلیل، تحت هر شرایطی به انتخاب خبرگان اعتماد کامل می کنند؛ لذا می توان گفت: نگاه جامعه به انتخاب خبرگان رهبری مثبت بوده و با جان و دل «حضرت آیت الله سید مجتبی حسینی خامنه ای» را به عنوان سومین رهبر انقلاب اسلامی ایران پذیرفته و با حضور چند ده میلیونی خود در میادین سراسر کشور با ایشان بیعت و ثابت کردند که تحت هر شرایطی مردم پشتوانه  عظیمی برای انقلاب کبیر امام خمینی (ره) بوده، هستند و خواهند بود. 

در حقیقت، این اعتماد در مردم با حضور حداکثری در میانه میدان مبرهن و واضح است و با نگاهی به اعتماد مردم و حضور در میدان و به دیدگاه بخش اعظم مردم، می توان گفت که با وجود دشواری های مسیر، رهبری جدید با عنایت به توکل به خدای متعال و با پشتوانه مردم کشور و با درایت خویش می تواند وضعیت نابسامان کنونی را التیام بخشد.

کد مطلب 2794123

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha