به گزارش کردپرس، روستاهایی که قرنها پیش با کوچ اجباری کُردها شکل گرفتند، امروز زیر فشار فقر و پیامدهای سرکوب، یکییکی خالی میشوند؛ جوانان رفتهاند و فقط خانههای خاموش و پنجره های بسته ماندهاند.
روستاهایی که صدها سال پیش با کوچ اجباری کُردها شکل گرفتند، امروز در سکوت و غربت فرو میروند. جوانان یکییکی راهی اروپا میشوند، خانهها خالی ماندهاند و صدای زندگی از بسیاری از روستاهای کُردنشین «کولو» در قونیه خاموش شده است؛ روایتی تلخ از مهاجرتی که هنوز ادامه دارد.
مهاجرت کُردهای ساکن شهرستان کولو در استان قونیه به کشورهای اروپایی همچنان ادامه دارد؛ مهاجرتی که عمدتاً با دلایل اقتصادی آغاز شد اما در گذر زمان، عوامل سیاسی نیز به آن افزوده شد. در نتیجه این روند طولانی، برخی روستاها تقریباً به طور کامل خالی از سکنه شدهاند.
کُردهایی که حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ سال پیش در دوره عثمانی از مناطق سِمسور (آدی یامان) و مَرعش به قونیه کوچانده شدند، با وجود گذشت قرنها همچنان هویت خود را حفظ کردهاند. با این حال از دهه ۱۹۵۰ میلادی موج مهاجرت به اروپا با انگیزههای اقتصادی آغاز شد و در دهه ۱۹۹۰، با تشدید فضای سرکوب، سوزاندن روستاها و کوچهای اجباری، شدت بیشتری گرفت. بسیاری از کسانی که در آن سالها به قونیه مهاجرت کرده بودند نیز بعدها راهی اروپا شدند.
شهرستان کولو یکی از مناطقی است که بیشترین مهاجرت را تجربه کرده و اکنون برخی روستاهای آن تقریباً خالی از جمعیت شدهاند.
اورهان: هر که رفت، دیگر برنگشت
اورهان بوداکچی، ساکن روستای جَلِپ که ۱۵ سال است در آنجا قهوهخانه دارد، میگوید جمعیت روستا هر روز کمتر میشود: «قبلاً اینجا شلوغ بود، اما حالا جوانی نمانده. فقط سالمندان ماندهاند و آنها هم بدون جوانها نمیتوانند دوام بیاورند. روزی ۱۵ تا ۲۰ نفر به قهوهخانه میآیند که آن هم کمتر از یک ساعت میمانند. زمستانها تقریباً هیچکس نیست. ادامه دادن کار دیگر صرف نمیکند. هر که رفت، دیگر برنگشت. روستا آرامآرام بیانسان میشود. جوانها هر فرصتی پیدا کنند، رو به اروپا میآورند.»
او میگوید بیشتر خانههای روستا خالی است و بسیاری از آنها برای فروش گذاشته شدهاند. «از دهه ۶۰ میلادی اینجا به اروپا مهاجر فرستاده است. هر که رفت، یک نفر دیگر را هم با خود برد. نزدیک به ۶۰ سال است این روند ادامه دارد. امروز در هر خانه شاید یک یا دو نفر بیشتر نمانده باشد.»
دایه زلیخا: همه کَسم رفته و دیگر کسی نمانده است
زلیخا اکجی، یکی از ساکنان قدیمی روستا که خانوادهاش از نخستین کُردهای اسکانیافته در قونیه بودهاند، میگوید: «روستای ما قبلاً پرجمعیت بود، حالا مثل ییلاقی خلوت شده. دیدن این وضعیت برای ما خیلی دردناک است. چهار فرزندم خارج از کشورند. نوههایم را فقط در تعطیلات میبینم. واقعاً کسی نمانده.»
ادهم: بازگشتهایی اندک از سر دلتنگی
در میان این موج مهاجرت، بازگشتهایی هم هرچند محدود وجود دارد. اَدهم اکجی که مدتی در اروپا زندگی کرده، دوباره به روستا برگشته است: «من اینجا به دنیا آمدم. مدتی اروپا بودم، اما نتوانستم آنجا زندگی کنم و برگشتم. ماندن در اینجا سخت است، اما بودن در زادگاهت سختیها را قابلتحملتر میکند.»
محمد: ما کُردهای قونیه درد معیشت داریم
محمد چیفتچی، از دیگر اهالی روستا، معتقد است ریشه اصلی این کوچها اقتصادی بوده است: «در دهه ۶۰ مردم با رؤیای خانه و ماشین به اروپا رفتند. اما رفتن به جامعهای با زبان و فرهنگ و اقلیم ناآشنا تصمیم کوچکی نبود. این یک مسئله جدی است که باید تحلیل شود؛ چرا مردم تا این حد مجبور شدند به محیطی کاملاً ناشناخته مهاجرت کنند؟ پاسخ روشن است: مشکلات عمیق اقتصادی.»
سلیمان: از خانه های ما در سرزمینمان تنها تلی از خاکستر مانده
سلیمان اکینجی که در دهه ۹۰ میلادی پس از سوزانده شدن روستایشان در منطقه دارگچیت ماردین به قونیه مهاجرت کرده، میگوید: «روستای ما را در دهه ۹۰ سوزاندند. مجبور شدیم به قونیه بیاییم. بعد از آن هم به دلیل مشکلات اقتصادی ناچار شدیم به اروپا مهاجرت کنیم. الان حتی اگر بخواهیم هم نمیتوانیم به ماردین برگردیم؛ نه آب مانده، نه برق، همهچیز ویران شده. روستای ما کاملاً سوخته و دیگر قابل زندگی نیست.»
تصویری تلخ از آینده و تکرار این غربت تاریخی
روستاهایی که با کوچ اجباری چند قرن پیش شکل گرفتند، امروز با موج تازهای از مهاجرت در حال خاموش شدن هستند. خانههای خالی، مدارس بیدانشآموز و قهوهخانههای بیمشتری، تصویری از آیندهای نامعلوم را پیش چشم ساکنان باقیمانده ترسیم میکند.
برای بسیاری از جوانان، اروپا هنوز تنها افق ممکن است؛ اما برای نسلهای قدیمیتر، خالی شدن روستاها چیزی جز تکرار یک غربت تاریخی نیست.











این گزارش ترجمه و تلخیصی از گزارش منتشر شده در مزوپوتامیا است.

نظر شما