چرا ترکیه همچنان نسبت به کردهای سوریه حساس است؟

سرویس جهان- پس از سقوط دولت بشار اسد و تشدید تحرکات نظامی ترکیه در شمال سوریه، اختلاف بر سر آینده مناطق کُردنشین و نقش نیروهای دموکراتیک سوریه بار دیگر به یکی از محورهای اصلی مناقشه میان آنکارا و بازیگران محلی و منطقه‌ای تبدیل شده است؛ مناقشه‌ای که فراتر از ملاحظات امنیتی، به آینده الگوهای اداره محلی در سوریه گره خورده است.

به گزارش کردپرس، «بهار عربی» که در سال ۲۰۱۱ سوریه را فراگرفت، فرصتی تاریخی برای کردها فراهم کرد. با گسترش ناآرامی‌ها، حکومت بشار اسد تمرکز خود را بر دفاع از دمشق و پایگاه‌های ساحلی معطوف کرد. این خلأ قدرت موجب شد کردها و دیگر ساکنان شمال و شرق سوریه عملاً خود مسئول اداره و تأمین امنیت مناطقشان شوند.

با اعلام خلافت داعش و شکل‌گیری ائتلاف بین‌المللی برای شکست این گروه، «نیروهای دموکراتیک سوریه» (SDF) به مهم‌ترین نیروی زمینی در نبرد با داعش تبدیل شدند و دوشادوش شرکای ائتلاف جنگیدند. این نیروی عمدتاً کُرد نقشی تعیین‌کننده در آزادسازی شهرهای بزرگ؛ از جمله آزادسازی رقه در سال ۲۰۱۷، که پایتخت عملیاتی داعش محسوب می‌شد، و سپس شکست نهایی این گروه در باغوز در مارس ۲۰۱۹ ایفا کرد.

الگوی مداخله نظامی ترکیه

ترکیه با هدف ایجاد «منطقه حائل» به عمق ۳۰ کیلومتر، از مرز عراق تا ادلب، چندین عملیات نظامی گسترده را آغاز کرد:

  • عملیات سپر فرات (۲۰۱۶): با هدف جلوگیری از اتصال کانتون‌های کُردی
  • عملیات شاخه زیتون (۲۰۱۸): که به اشغال عفرین انجامید
  • عملیات چشمه صلح (۲۰۱۹): علیه مناطق میان گری سپی و سری کانی

پس از فروپاشی جکومت اسد در دسامبر ۲۰۲۴، ترکیه و نیروهای نیابتی‌اش که تحت عنوان «ارتش ملی سوریه» (SNA) سازمان‌دهی شده‌اند، حملات خود را به منبج، کوبانی و سد تشرین تشدید کردند. هدف  اصلی که بیرون راندن نیروهای کُرد و اسکان میلیون‌ها پناهجو به جای آن‌هاست، همچنان ثابت مانده است.  اقدامی که عملاً به تغییر بنیادین بافت جمعیتی منطقه منجر می‌شود.

افسانه «تهدید تروریستی»

آنکارا معمولاً خصومت خود را با برچسب‌زدن به SDF به‌عنوان شاخه‌ای از حزب کارگران کردستان (پ‌ک‌ک) توجیه می‌کند. اما این استدلال اعتبار خود را از دست داده است. از بهار ۲۰۲۴ و به‌ویژه از اکتبر همان سال، گفت‌وگوهای صلح میان دولت ترکیه و پ‌ک‌ک به نقاط عطف مهمی رسیده است. عبدالله اوجالان، رهبر زندانی پ‌ک‌ک، آمادگی خود را برای صدور فراخوان خلع سلاح کامل این گروه اعلام کرده است.

اگر دغدغه واقعی ترکیه امنیت مرزهایش بود، این تحولات دیپلماتیک می‌بایست به کاهش تنش در سوریه منجر می‌شد. اما در عمل، ترکیه همچنان زیرساخت‌های «اداره خودگردان» در شمال و شرق سوریه را هدف قرار می‌دهد. این رفتار نشان می‌دهد که ترس واقعی ترکیه نه «تروریسم»، بلکه خودِ نظام خودگردانی است.

ترس از خودگردانی و سرایت الگو

نگرانی اصلی آنکارا این است که الگوی کُردی در سوریه موفق شود و الهام‌بخش مطالبات مشابه برای تمرکززدایی در داخل ترکیه گردد. این نگرانی با توجه به این که دیگر اقلیت‌های سوریه—از جمله دروزی‌ها در السویدا و علوی‌ها در مناطق ساحلی—پس از فروپاشی حکومت قبلی، خواستار نوعی خودمختاری شده‌اند، تشدید شده است.

ظهور یک منطقه کُردیِ به‌رسمیت‌شناخته‌شده در سوریه، در کنار وضعیت فدرال کردها در عراق، صرفاً این دو منطقه را تقویت نمی‌کند، بلکه به الگویی الهام‌بخش برای دیگر بخش‌های کردنشین تبدیل می شود.

آنکارا به‌خوبی می‌داند که شکل‌گیری یک «بلوک کُردی»—حتی اگر این مناطق رسماً در قالب یک دولت واحد متحد نشوند—واقعیتی سیاسی، نظامی و اقتصادی قدرتمند در آن‌سوی مرزها ایجاد می‌کند. انتخابات پیاپی در ترکیه نشان داده است که جنوب‌شرق ترکیه همچنان یک واحد متمایز قومی و سیاسی است. ترس ترکیه از آن است که اگر جمعیت کُرد این کشور نمونه‌های موفق خودگردانی در عراق، سوریه را پیش روی خود ببیند، ناگزیر خواستار برگزاری یک همه‌پرسی دموکراتیک برای خودگردانی خواهد شد.

نبرد جاری در سوریه دیگر بر سر «مبارزه با تروریسم» نیست. این کشمکش، تقابل میان وضعیت موجودِ دولت‌های متمرکزِ ملی‌گرا و الگویی نوین از دموکراسی غیرمتمرکز است. برای ترکیه، وجود یک منطقه خودگردان کُردی تهدیدی وجودی محسوب می‌شود—نه به‌دلیل سلاح‌هایی که در اختیار دارد، بلکه به‌خاطر ایده ای سیاسی‌ که نمایندگی می‌کند.

نشریه سمال وارز

کد مطلب 2793253

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha