خیانت فرانسه و آمریکا به کردهای سوریه

سرویس جهان- با محاصره و خلع سلاح نیروهای کردی سوریه، فرانسه و متحدان غربی‌اش تنها به حمایت لفظی بسنده کرده‌اند و هیچ اقدام عملی برای حفاظت از کردها انجام نمی‌دهند. هم‌زمان، آمریکا با عقب‌نشینی فشار خود، عملاً کردها را به نیروهای اسلام‌گرا و دولت متمرکز دمشق واگذار کرده است، روندی که سرنوشت خودگردانی شمال‌شرق سوریه را در معرض نابودی قرار داده است.

به گزارش کردپرس، در حالی‌ که نیروهای کردی سوریه به‌تدریج در محاصره قرار گرفته و خلع سلاح می‌شوند، فرانسه و متحدان غربی‌اش دامنه حمایت خود را به اظهارات لفظی محدود کرده‌اند، بی‌آنکه دست به اقدام عملی بزنند. پاریس با ترویج ایده «وحدت سوریه» و توسل به واقع‌گرایی سیاسی، عملاً به افول خودگردانی کردها و تقویت دولتی متمرکز و اسلام‌گرا در دمشق یاری می‌رساند. سرنوشت کردهای سوریه نمادی از ناتوانی غرب در پایبندی به تعهداتش است؛ این‌که آیا با «رهاسازی راهبردی» مواجه‌ایم، یا محاسبه‌ای دیپلماتیک، یا پذیرش خطر آشوب منطقه‌ای، پرسشی باز باقی می‌ماند.
در ۲۴ ژانویه ۲۰۲۶، آتش‌بس چهارروزه میان نیروهای کردی و ارتش سوریه به رهبری احمد الشرع به پایان رسید. در این مدت، دیپلمات‌های غربی کوشیدند مظلوم عبدی، رهبر کردها، را متقاعد کنند پیشنهاد ادغام نیروها در ساختار دولت الشرع را در برابر «مدارا» بپذیرد. اظهارات اخیر وزارت خارجه فرانسه نیز باید در همین چارچوب تفسیر شود: «ما کردها را رها نمی‌کنیم»، همزمان با تأکید دوباره بر «تمایل به سوریه‌ای متحد» و این‌که «فرانسه به متحدان و مواضع خود وفادار است». به بیان دیگر، فرانسه از چشم‌انداز احمد الشرع حمایت می‌کند: حذف هرگونه خودمختاری محلی و آزادی‌ها به نفع دولتی متمرکز با گرایش اسلامی و مشت آهنین. دغدغه اصلی پاریس، پیشگیری از کشتاری فاجعه‌بار علیه کردهاست؛ سرنوشتی مشابه آنچه علویان و دروزی‌ها در سال ۲۰۲۵ تجربه کردند. این‌که پس از آن، ترورهای روزمره و پاکسازی قومی در گذر زمان رخ دهد و کمتر جلب توجه رسانه‌ای کند، ظاهراً در محاسبات جای می‌گیرد. این رویکرد می‌تواند ناشی از برآورد نادرست الیزه از ماهیت واقعی احمد الشرع باشد؛ همان کسی که بهار گذشته با تشریفات فراوان در الیزه پذیرفته شد و «کاملاً رادیکال‌زدایی‌شده» معرفی گردید. فرانسه همان خطایی را تکرار می‌کند که زمانی در قبال بشار اسد مرتکب شد؛ زمانی که او را اصلاح‌طلبی خیرخواه می‌پنداشتند. به‌نظر می‌رسد از بحران سوریه هیچ درسی آموخته نشده است (نگاه کنید به: درس‌هایی از بحران سوریه، فابریس بالانش، انتشارات اودیل ژاکوب، ۲۰۲۴).
فروپاشی «فدراسیون عربی–کردی»
شنبه ۱۷ ژانویه، نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) ــ ائتلافی عربی–کردی که در نبرد با داعش شکل گرفت ــ تحت فشار آمریکا پذیرفتند از مناطق غرب فرات، بنا به خواست احمد الشرع، عقب‌نشینی کنند. پس از تکمیل این عقب‌نشینی، ارتش سوریه در چند نقطه میان رقه و مرز عراق از فرات عبور کرد و سراسر دره فرات را به تصرف درآورد. پیشروی ارتش سوریه با چراغ سبز ضمنی ایالات متحده تسهیل شد؛ اقدامی که به‌معنای پشت‌کردن به متحد کردی بود. تام باراک، فرستاده ویژه آمریکا، اعلام کرد SDF دیگر ضرورتی ندارد. نیروهای الشرع همچنین از حمایت جامعه عرب محلی در دره فرات بهره‌مند شدند؛ جمعیتی که از زمان شکست داعش، سلطه کردی را برنتابیده است. نژادپرستی ضدکردی ریشه‌ای عمیق در ذهنیت جمعی سوریه دارد و با تلاش حزب اتحاد دموکراتیک (PYD) ــ شاخه‌ای از پ‌ک‌ک ــ برای تحمیل اصول سکولار و رهایی زنان تشدید شد؛ در حالی‌ که جامعه عربِ شمال‌شرق از نظر اخلاقی و دینی بسیار محافظه‌کار است.
۱۹ ژانویه، نیروهای الشرع به‌سوی حسکه و کوبانی پیشروی کردند و دو منطقه کردی را از هم جدا ساختند. تمامی میلیشیای عربِ عضو SDF، از جمله «سنادید» ــ متحد اولیه از قبیله شمر ــ جدا شدند. اکنون تنها کردها برای دفاع از بقایای اداره خودگردان شمال‌شرق سوریه (AANES) باقی مانده‌اند. ایده فدراسیون عربی–کردی از ابتدا خیالی بیش نبود؛ عرب‌ها هرگز از چشم‌انداز سیاسی آن حمایت نکردند و صرفاً در پی انتقام بودند. تا زمانی که بشار اسد دمشق را در اختیار داشت و آمریکا از AANES پشتیبانی می‌کرد، این وضعیت نادیده گرفته می‌شد. شورش‌ها و تلاش‌ها برای آشتی با رژیم اسد، با تکیه بر «برادری عربی»، با کمک ائتلاف بین‌المللی سرکوب می‌شد. اما پس از تصرف دمشق توسط احمد الشرع، قبایل عرب تمایل بیشتری برای پیوستن به جمهوری عربی سوریه یافته‌اند؛ با این امید که قدرت منطقه‌ای و نظم سنتیِ تبعیض‌آمیز علیه کردها احیا شود.
زندانیان جهادی را به دست الشرع نسپارید
در طول آتش‌بس چهارروزه، اولویت ارتش آمریکا ــ که هنوز سه پایگاه در شمال‌شرق سوریه دارد ــ تأمین امنیت زندانیان داعش بود که تا آن زمان در اختیار کردها بودند؛ مسئولیتی که قرار بود به دولت احمد الشرع واگذار شود. نخستین تصاویر از زندان‌های رقه و شدادیه نشان می‌دهد جنگجویان جدید ارتش سوریه با زندانیان گرم می‌گیرند و آنان را فوراً آزاد می‌کنند. انتقال آنان به اردوگاه الهول ــ محل نگهداری هزاران خانواده جهادی، از جمله حدود ۱۰۰ شهروند فرانسوی ــ نیز همین شور و شوق را نشان می‌دهد. بازداشت‌شدگان امیدوارند به‌زودی از مواجهه با عدالت در کشورهای مبدأ رها شوند. از همین رو، آمریکا می‌خواهد ۷ هزار جنگجوی باقی‌مانده داعش را از زندان‌های حسکه و قامشلو به عراق منتقل کند؛ فرصتی که می‌توانست به محاکمه آنان در دادگاهی معتبر بین‌المللی بینجامد، هرچند احتمال تبرئه نهایی نیز وجود دارد.
در فرانسه، امانوئل مکرون نماینده‌ای به دمشق اعزام کرده تا اطمینان یابد بازداشت‌شدگان فرانسوی ــ اگر تاکنون ناپدید نشده باشند ــ مفقود نمی‌شوند. الیزه به‌دلیل حساسیت موضوع، سکوت اختیار کرده است. سال‌هاست فرانسه سیاست نادیده‌گرفتن شهروندان زندانی خود در سوریه را در پیش گرفته؛ سیاستی که با مخالفت افکار عمومی نسبت به بازگشت آنان ــ حتی کودکان ــ همراه بوده است. نگرانی اصلی، احتمال حملات تروریستی پس از بازگشت است؛ در مقابل، دستگاه قضایی فرانسه شواهد کافی برای صدور احکام سنگین در اختیار ندارد. متهمان مدعی‌اند برای کمک‌های بشردوستانه به سوریه رفته‌اند و همسران‌شان می‌گویند به اجبار همراه شده‌اند؛ بنابراین حداکثر به پنج سال زندان بابت عضویت در سازمان تروریستی محکوم می‌شوند. برخی دوران محکومیت را گذرانده و آزاد شده‌اند، اما همچنان به «حقانیت» آرمان خود باور دارند.
چالش‌های بزرگ حفاظت از مناطق کردی
پس از یک هفته مذاکره فشرده، آیا مظلوم عبدی خواهد پذیرفت برای پرهیز از رویارویی خونین و با سرانجامی نامعلوم، سلاح‌ها را زمین بگذارد؟ نیروهای الشرع به‌راحتی می‌توانند حسکه ــ شهری عمدتاً عرب‌نشین در منطقه‌ای خصمانه با کردها ــ را تصرف کنند و با اتکا به قبایل عرب، راه دسترسی به عراق را ببندند. گذرگاه یعربیه که محل عبور تدارکات و نیروهای آمریکایی است، در کنترل قبیله شمر قرار دارد. قامشلو نیز یکدست کردی نیست؛ روستاهای عربی در میان آبادی‌های کردی پراکنده‌اند و خود شهر دارای محله‌های عرب‌نشین وابسته به طایفه طی است که پیش‌تر زیر نفوذ اسد بود و اکنون به الشرع اعلام وفاداری کرده است. این تنوع قومی، حفاظت از محصورۀ کردی را دشوار و خطر درگیری داخلی گسترده عرب‌ها و کردها را تشدید می‌کند.
کوبانی
منطقه کوبانی کاملاً کردنشین است، اما در محاصره بازیگران متخاصم قرار دارد. شهر و روستاهای پیرامون از زمان تصرف سد تشرین توسط نیروهای الشرع، از آب و برق محروم‌اند. یگان‌های YPG در تپه‌های اطراف تونل‌هایی حفر کرده‌اند، اما اگر نیروی هوایی ترکیه با ارتش سوریه همراه شود، این تدابیر کفایت نخواهد کرد. فعلاً پیشروی ارتش سوریه از جنوب است، اما احتمال حمله از جرابلس و تل‌ابیض نیز وجود دارد. در نتیجه، ساکنان روستاها به امید امنیت بیشتر به شهرها پناه می‌برند. بخشی از جامعه مرفه کرد نیز می‌کوشد از خشونت رو به افزایش در مناطق روستایی دور شود. از زمان اشغال تل‌ابیض و رأس‌العین توسط ترکیه در اکتبر ۲۰۱۹، خانواده‌های ثروتمند کرد به‌تدریج کوبانی را ترک و به رقه و قامشلو ــ که امن‌تر تلقی می‌شوند ــ مهاجرت کرده‌اند. اداره خودگردان برای مهار این روند، مسکن برای آوارگان عفرین، دانشگاه و پروژه‌های اشتغال‌زا ساخت، اما شتاب بازسازی که از ۲۰۱۵ آغاز شده بود متوقف شد و بیم اخراجی مشابه عفرین و تل‌ابیض در میان مردم گسترش یافت.
هدف الشرع: انحلال جامعه کردی
آیا ارتش سوریه وارد مناطق کردی نخواهد شد؟ آیا YPG از شهرها و محله‌های کردی دفاع خواهد کرد؟ با توجه به تجربه محله شیخ مقصود، بعید به نظر می‌رسد. در ۱۲ ماه گذشته، دولت الشرع عامدانه به میلیشیای کردی اجازه داد در حلب بمانند تا گذشته جهادی خود را تطهیر و تحریم‌ها را رفع کند؛ از این رو، در برابر کردهایی که هنوز در غرب حامیانی داشتند، رفتاری آشتی‌جویانه نشان داد. ۱۰ مارس ۲۰۲۵، رئیس‌جمهور سوریه و مظلوم عبدی بر سر ادغام SDF و قلمرو AANES توافقی امضا کردند که ظاهراً سطحی از خودمختاری می‌داد، اما در عمل فریبی برای آرام‌کردن غرب پس از کشتار علویان بود. دولت نوظهور سوریه هرچه بیشتر اسلام‌گرا و عرب‌محور می‌شود. ممکن است حمله‌ای بزرگ به کردها را هفته‌ها یا ماه‌ها به تعویق اندازد، اما هدف نهایی، حل‌کردن کامل آنان در دولتی است که ماهیتی آشکارا عربی و اسلام‌گرا دارد.
مسئله حسکه ــ شهری عمدتاً عرب‌نشین ــ همچنان پابرجاست. قبایل جنوب و غرب تمایلی به حکومت YPG ندارند. شهر می‌تواند بار دیگر، مانند سال‌های ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۵، دوپاره شود: بخش عرب‌نشین زیر سلطه دمشق و محلات شمالیِ کردی زیر کنترل YPG. این امر اهمیت شکاف قومی عرب–کرد را در حسکه نشان می‌دهد. قامشلو نیز وضعیتی مشابه دارد. خروج YPG از حسکه، ده‌ها هزار کرد را از بیم انتقام به مهاجرت وامی‌دارد. هم میلیشیای محلی و هم نیروهای دمشق تهدیدی برای امنیت آنان‌اند. سیلوهای غلات اطراف حسکه غارت شده و در رقه نیز خانه‌ها و مغازه‌ها ــ چه رهاشده چه فعال ــ به سرنوشت مشابهی دچارند. در چنین شرایطی، پذیرش عقب‌نشینی YPG برای رهبران کردی بسیار دشوار است. مسیر حسکه–قامشلو به‌سادگی می‌تواند توسط نیروهای الشرع و قبایل عرب مسدود شود؛ محلات کردی در محاصره‌ای مشابه شیخ مقصود قرار خواهند گرفت و سرنوشتی همانند خواهند داشت.
آینده کردهای سوریه نگران‌کننده است و چشم‌انداز مثبتی دیده نمی‌شود. اگر بی‌جنگ سلاح زمین بگذارند، تضمینی برای مصون‌ماندن از تلافی وجود ندارد؛ اگر مقاومت کنند، پیامدها نامعلوم و پرهزینه خواهد بود. کوبانی بدون حمایت آمریکا نمی‌تواند بار دیگر در برابر داعش پیروز شود. جزیره به صحنه نبردی خونین میان عرب‌ها و کردها بدل خواهد شد؛ جوامعی که عمیقاً در هم تنیده‌اند. اگر YPG بتواند نیروهای الشرع را عقب بزند، ترکیه در موقعیتی است که ضربه نهایی را به روژاوا وارد کند.
هم‌سویی فرانسه با موضع آمریکا
وزارت خارجه فرانسه می گوید «ما کردها را رها نمی‌کنیم»، اما فرانسه منابع لازم برای حفاظت از آنان را به‌کار نمی‌گیرد. این در تضاد با سال ۱۹۹۱ است؛ زمانی که هواپیماهای فرانسوی مانع نسل‌کشی صدام حسین شدند. امروز فرانسه در چارچوب ائتلاف ضد داعش در عراق حضور نظامی دارد و اخیراً نیز پایگاه داعش در بیابان سوریه را هدف قرار داده است. آیا آماده است همین ابزارها را برای جلوگیری از تحقق اهداف احمد الشرع به‌کار گیرد؟ بعید است اقدامات پاریس از ابراز حمایت فراتر رود. تاس برای امانوئل مکرون ریخته شده است. توافق او با دونالد ترامپ درباره سوریه از پیام‌های خصوصی منتشرشده رئیس‌جمهور آمریکا آشکار است. با وجود بدبینی‌ها، هنوز می‌توان به جهشی از شجاعت سیاسی و دوراندیشی در برابر رژیمی اسلام‌گرا امید بست که انتظار خیر چندانی از آن نمی‌رود.

نویسنده:  فابریس بالانش،  استاد دانشگاه لیون فرانسه 

منبع:  نشریه کانفلیکتس

کد مطلب 2792830

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha