تلاش دولت الجولانی برای پیشروی به‌سوی مرز اقلیم کردستان عراق

سرویس جهان- دولت تحت رهبری احمد الشرع (الجولانی) در سوریه، با بهره‌گیری از آتش‌بس شکننده و فشارهای مرحله‌ای بر نیروهای دموکراتیک سوریه، در پی بازپس‌گیری گلوگاه‌های راهبردی شمال‌شرق سوریه و هموار کردن مسیر پیشروی تدریجی به‌سوی مرز اقلیم کردستان عراق است؛ روندی که حسکه، تل تمر و رمیلان را به کانون اصلی رقابت نظامی و سیاسی تبدیل کرده است.

به گزارش کردپرس،  با وجود تمدید رسمی آتش‌بس میان دولت دمشق و نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF)، تحرکات میدانی در شمال‌شرق سوریه نشان می‌دهد که این آتش‌بس ماهیتی تاکتیکی و کوتاه‌مدت دارد. تمرکز اصلی دمشق بر شهر حسکه و پیرامون آن، نه‌تنها از اهمیت نمادین و اداری این شهر به‌عنوان مرکز استان ناشی می‌شود، بلکه به ملاحظات جمعیتی، انرژی، مرزهای فراملی و کنترل زیرساخت‌های حیاتی نیز گره خورده است. در این چارچوب، حسکه، تل تمر و رمیلان به‌عنوان سه گلوگاه کلیدی در راهبرد بازپس‌گیری تدریجی مناطق تحت کنترل SDF تعریف می‌شوند.
۱. آتش‌بس شکننده و منطق تحرکات نظامی
علیرغم تمدید آتش‌بس، هر دو طرف به ارسال نیرو و تجهیزات به منطقه حسکه ادامه داده‌اند؛ امری که نشان می‌دهد احتمال بازگشت به درگیری نظامی همچنان بالاست. این وضعیت حاکی از آن است که آتش‌بس فعلی نه به‌عنوان یک ترتیبات پایدار امنیتی، بلکه به‌منزله وقفه‌ای عملیاتی برای مدیریت اولویت‌های فوری—به‌ویژه موضوع زندانیان—در نظر گرفته شده است.
تصمیم ایالات متحده برای انتقال سریع زندانیان از زندان غویران در جنوب شهر حسکه و سایر مراکز بازداشت، مؤید همین برداشت است. این اقدام نشان می‌دهد واشنگتن وضعیت را ناپایدار ارزیابی کرده و ترجیح داده است پیش از هر تحول میدانی جدی، پرونده زندانیان داعش را مدیریت کند. در سطح راهبردی، این رویکرد می‌تواند به‌عنوان عدم مخالفت عملی آمریکا با افزایش فشار نظامی دمشق بر SDF تفسیر شود.
۲. زندان‌ها به‌عنوان شاخص اولویت‌های دمشق
رفتار دمشق در قبال مراکز بازداشت، تصویری روشن از اولویت‌های عملیاتی آن ارائه می‌دهد. در پرونده زندان «الاقطان»، که گزارش‌ها از حضور حدود هزار نیروی SDF در آن حکایت دارد، دمشق به‌صراحت با انتقال این نیروها به شهر حسکه مخالفت کرده و انتقال آنان به کوبانی—منطقه‌ای کوچک، محصور و منزوی—را تنها گزینه قابل قبول دانسته است.
این موضع‌گیری نشان می‌دهد دمشق کوبانی را تهدیدی ثانویه و قابل مهار می‌داند، در حالی که حفظ یا تقویت حضور SDF در حسکه را خطری راهبردی تلقی می‌کند. هدف روشن است: جلوگیری از تمرکز نیروی انسانی SDF در شهری که می‌تواند به کانون مقاومت سازمان‌یافته بدل شود.
۳. نقش اقلیم کردستان عراق و خطوط هشدار
در هفته‌های اخیر، گزارش‌هایی—عمدتاً تأییدنشده—درباره حرکت کاروان‌های کمک‌رسانی از اقلیم کردستان عراق به‌سوی حسکه منتشر شده است. اگرچه این کاروان‌ها رسماً بشردوستانه معرفی شده‌اند، برخی ادعاها از انتقال تسلیحات در پوشش کمک‌های انسانی سخن گفته‌اند؛ ادعاهایی که تاکنون شواهد معتبری برای آن‌ها ارائه نشده است.
در مقابل، گزارش‌های قابل اتکاتر نشان می‌دهد که هم ایالات متحده و هم ترکیه به اقلیم کردستان عراق هشدار داده‌اند از هرگونه تلاش برای انتقال سلاح به مناطق تحت کنترل SDF خودداری کند. برخی منابع محلی حتی از هشدار مستقیم آمریکا درباره احتمال حمله ترکیه به کاروان‌هایی که حامل سلاح تشخیص داده شوند، خبر داده‌اند. این هشدارها عملاً حاشیه مانور لجستیکی SDF را به‌شدت محدود می‌کند.
۴. توافق ۱۸ ژانویه و بن‌بست ساختاری SDF
یکی از نقاط ضعف بنیادین SDF، امضای توافق ۱۸ ژانویه است؛ توافقی که ادغام نیروهای این تشکیلات را صرفاً بر پایه «ادغام فردی» تعریف می‌کند. در فقدان تحولات سیاسی معنادار به نفع SDF، این توافق نه‌تنها موقعیت چانه‌زنی آن‌ها را تقویت نکرده، بلکه شکنندگی ساختاری‌شان را تشدید کرده است.
از منظر دمشق، این توافق ابزار حقوقی و سیاسی لازم را برای اعمال فشار مرحله‌ای فراهم می‌کند؛ فشاری که می‌تواند بدون نیاز به حمله سراسری، به فروپاشی تدریجی کنترل SDF بر مناطق کلیدی بینجامد.
۵. چرا حسکه خط قرمز دمشق است؟
نشانه‌ای وجود ندارد که دمشق قصد داشته باشد همه مناطق باقی‌مانده تحت کنترل SDF را به‌طور هم‌زمان تصرف کند. با این حال، پذیرش تداوم کنترل SDF بر شهر حسکه برای دولت مرکزی عملاً غیرقابل تصور است. حسکه نه‌تنها مرکز یک استان است، بلکه از نظر جمعیتی نیز واجد اهمیت ویژه‌ای است. هرچند کردها در بخش‌هایی از شمال شهر غالب‌اند، اما در مجموع، اعراب بزرگ‌ترین گروه جمعیتی را تشکیل می‌دهند؛ عاملی که محاسبات سیاسی و امنیتی دمشق را به‌سوی بازپس‌گیری شهر سوق می‌دهد.
در کوتاه‌مدت، محتمل‌ترین نقطه فشار، محور حسکه–تل تمر است. تل تمر، به‌دلیل جمعیت عمدتاً مسیحی خود، حساسیت‌های خاصی دارد و هرگونه تحول در آن می‌تواند پیامدهای فراتر از ملاحظات صرفاً نظامی داشته باشد.
۶. انرژی، مرز و گذرگاه سمالکا
منطقه رمیلان–سودیه یکی دیگر از اهداف محتمل دمشق است. این منطقه شامل آخرین میادین نفتی فعال، زیرساخت‌های گاز و تأسیسات تولید برق تأمین‌کننده حسکه است و همچنان تحت کنترل SDF قرار دارد. افزون بر این، گذرگاه مرزی «سمالکا»—به‌عنوان یکی از مهم‌ترین نقاط اتصال میان اقلیم کردستان عراق و شمال‌شرق سوریه—در همین پهنه قرار دارد؛ گذرگاهی که ایالات متحده در سال‌های گذشته به‌طور مکرر برای اهداف نظامی و لجستیکی از آن استفاده کرده است.
کنترل این منطقه، نه‌تنها منابع اقتصادی SDF را قطع می‌کند، بلکه پیوند فراملی آن با اقلیم کردستان عراق را نیز به‌شدت تضعیف خواهد کرد.
۷. نقش آمریکا و سناریوهای پیش‌رو
بر اساس گزارش‌ها، دونالد ترامپ در تماس خود با احمد الشرع از او خواسته است پیشروی به‌سوی حسکه را متوقف کرده و آتش‌بس را اعلام کند. با این حال، آغاز انتقال زندانیان داعش تنها یک روز پس از این تماس، این ارزیابی را تقویت می‌کند که آتش‌بس کنونی بیشتر ابزاری موقت برای مدیریت ریسک‌هاست، نه یک ترتیبات امنیتی پایدار.
در مجموع، بعید است خطوط تماس فعلی در بلندمدت حفظ شوند. محتمل‌ترین سناریو، پیشروی مرحله‌ای دمشق برای تصرف حسکه، تل تمر و رمیلان است؛ پس از آن، احتمالاً نوعی اداره محلی محدود و عمدتاً نمادین به‌عنوان امتیاز سیاسی پیشنهاد خواهد شد.
جمع‌بندی
آینده شمال‌شرق سوریه به‌طور فزاینده‌ای حول سرنوشت حسکه تعریف می‌شود. بدون تغییر معنادار در موازنه سیاسی—به‌ویژه در نقش و اراده ایالات متحده—SDF با گزینه‌های محدودی مواجه است. در چنین شرایطی، توقف پایدار درگیری‌ها احتمالاً تنها زمانی محقق خواهد شد که دمشق کنترل گلوگاه‌های اصلی، یعنی حسکه، تل تمر و رمیلان را به دست گیرد.

منبع؛:  نشنال کانتکست

کد مطلب 2792822

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha