غیبت کردستان در نمایشگاه ملی روستاییان؛ روستاها بیدستاورد بودند یا مدیران بیبرنامه؟
کردپرس- نمایشگاههای ملی فرصتی برای عکس یادگاری مدیران و برگزاری مراسم تشریفاتی نیستند. این رویدادها بستری برای معرفی محصولات، ایجاد ارتباط میان تولیدکنندگان و بازار، جذب خریداران، توسعه فروش و باز کردن مسیرهای تازه برای اقتصاد روستاییاند. حضور در چنین رویدادهایی، بخشی از وظیفه دستگاههایی است که مأموریتشان حمایت از تولید، توسعه روستاها و تقویت معیشت جوامع محلی است.
با این حال، در نمایشگاه توانمندیهای روستاییان و عشایر در تهران، نام و نشان کردستان در میان غرفههای حاضر دیده نشد؛ غیبتی که نمیتوان از کنار آن بهسادگی گذشت و آن را به حاشیه خبرهای روز سپرد.پرسش اصلی روشن است: کردستان چه کم داشت که نتوانست در این نمایشگاه حاضر شود؟ محصول، تولیدکننده، صنایعدستی، ظرفیت کشاورزی یا مدیریتی که این داشتهها را به یک حضور مؤثر تبدیل کند؟
استانی که محصول دارد، اما در ویترین ملی غایب است
هر چند حضور گروه دفن نوازی از کردستان توانسته بود حداقل نامی از این استان بی بخت را در تهران زنده کند اما کافی است نگاهی به ظرفیتهای روستایی کردستان بیندازیم تا روشن شود که مسئله، فقدان محصول و توان تولید نیست.
فرش و گلیم، کلاش، ارغوانبافی و دیگر هنرهای بومی، بخشی از سرمایه فرهنگی و اقتصادی روستاهای کردستاناند. توتفرنگی کردستان و انار هورامان نیز از جمله محصولاتی هستند که امکان معرفی هدفمند و توسعه بازار دارند. این فهرست، تنها بخشی از ظرفیتهای متنوع استان است؛ ظرفیتهایی که میتوانند در کنار محصولات دیگر روستایی، تصویری واقعی از توان تولید و خلاقیت جوامع محلی ارائه دهند.
پس وقتی استانهای دیگر با غرفههای خود برای معرفی محصولات و توانمندیهایشان به میدان میآیند، غیبت کردستان این سؤال را پررنگتر میکند که چه کسی باید این ظرفیتها را شناسایی، سازماندهی و عرضه میکرد؟
آیا تولیدکننده روستایی باید علاوه بر تولید، بهتنهایی بار بازاریابی، یافتن بازارهای جدید و معرفی محصول خود در سطح ملی را نیز به دوش بکشد؟ اگر قرار نیست دستگاههای متولی در چنین فرصتهایی نقشآفرینی کنند، حمایت از تولید روستایی دقیقاً در کدام مرحله باید خود را نشان دهد؟
دفتر امور روستایی استانداری و جهاد کشاورزی؛ پاسخ کجاست؟
در این ماجرا، دو مجموعه باید بهطور مشخص در برابر افکار عمومی پاسخگو باشند؛ دفتر امور روستایی کردستان و سازمان جهاد کشاورزی استان.
دفتر امور روستایی استانداری باید توضیح دهد که برای حضور کردستان در این نمایشگاه چه اقداماتی انجام داده است. آیا موضوع در دستور کار قرار داشته؟ آیا هماهنگی با فرمانداریها، دهیاریها، تعاونیها و تولیدکنندگان محلی انجام شده بود؟ اگر امکان حضور فراهم نشد، مانع دقیق چه بود و چه کسی مسئول پیگیری آن بود؟
سازمان جهاد کشاورزی کردستان نیز باید روشن کند که برای معرفی محصولات شاخص کشاورزی و باغی استان در رویدادهای ملی چه برنامهای داشته است. وقتی محصولاتی مانند توتفرنگی و انار هورامان قابلیت معرفی و بازاریابی دارند، انتظار میرود دستگاه تخصصی کشاورزی درباره نحوه بهرهگیری از چنین فرصتهایی توضیح روشن و مستند ارائه کند.
موضوع، متهم کردن یک دستگاه پیش از شنیدن دفاع آن نیست؛ موضوع، مطالبه توضیح از نهادهایی است که افکار عمومی حق دارد عملکردشان را در حوزه مأموریتهایشان ارزیابی کند.
اگر محدودیت اعتباری، مشکل اجرایی، نبود دعوت رسمی یا مانع دیگری وجود داشته، باید مستندات آن منتشر شود. اگر هم فرصت حضور فراهم بوده اما برنامهریزی لازم صورت نگرفته، باید روشن شود مسئولیت این تصمیم یا ترک اقدام بر عهده کدام بخش بوده است.
پاسخهای کلی درباره حمایت از روستاها، ظرفیتهای استان و ضرورت توسعه پایدار، جای توضیح درباره یک غیبت مشخص را نمیگیرد.
وقتی تولیدکننده تلاش میکند، دستگاه مسئول چه میکند؟
اقتصاد روستایی فقط با توصیه به تولید و برگزاری نشستهای اداری تقویت نمیشود. تولیدکننده زمانی از حمایت مؤثر برخوردار است که محصولش امکان معرفی، فروش و رقابت در بازارهای گستردهتر را پیدا کند.
برای یک صنعتگر محلی، حضور در نمایشگاهی ملی میتواند فرصتی برای ارتباط با مشتریان و عرضهکنندگان باشد. برای تولیدکننده کشاورزی نیز معرفی درست محصول ممکن است به گسترش بازار و افزایش فرصتهای فروش کمک کند. البته حضور در نمایشگاه بهتنهایی تضمینکننده فروش یا رونق اقتصادی نیست؛ اما حذف شدن از چنین فرصتهایی، بدون توضیح روشن، پرسشهایی درباره اولویتهای برنامهریزی و شیوه حمایت از تولیدکنندگان ایجاد میکند.
در این میان، نباید فراموش کرد که پشت نام هر محصول، افراد و خانوارهایی قرار دارند که از راه تولید و فروش آن امرار معاش میکنند. وقتی ظرفیتهای آنان بهدرستی معرفی نمیشود، موضوع صرفاً از دست رفتن یک امکان تبلیغاتی نیست؛ بحث بر سر کیفیت حمایت عملی از فعالیت اقتصادی در روستاهاست.
مدیران نمیتوانند از ظرفیتهای بینظیر روستایی سخن بگویند، اما هنگامی که فرصتی برای عرضه همین ظرفیتها فراهم میشود، درباره غیبت استان توضیحی روشن ارائه نکنند.
چند سؤال که مسئولان باید به آن پاسخ دهند
برای روشن شدن ابعاد این موضوع، دفتر امور روستایی استانداری کردستان و سازمان جهاد کشاورزی استان باید به چند پرسش مشخص پاسخ دهند: چرا کردستان در نمایشگاه توانمندیهای روستاییان و عشایر تهران حضور نداشت؟آیا دعوت رسمی برای مشارکت استان ارسال شده بود؟ اگر بله، چه تصمیمی درباره آن گرفته شد؟. آیا برای تأمین هزینه غرفه، انتخاب محصولات، اعزام تولیدکنندگان و هماهنگی میان دستگاهها اقدامی صورت گرفته بود؟ نتیجه چه شد؟مسئولیت نهایی برنامهریزی و هماهنگی حضور استان بر عهده کدام دستگاه یا واحد بود؟ آیا ظرفیتهای صنایعدستی و محصولات کشاورزی روستایی کردستان برای حضور در نمایشگاههای ملی شناسایی و مستندسازی شدهاند؟ چه برنامه مشخصی برای جبران این غیبت و حضور مؤثر در رویدادهای ملی آینده وجود دارد؟ زمانبندی، مسئول اجرا و منابع موردنیاز این برنامه چیست؟
پاسخ به این پرسشها باید روشن، مستند و قابل ارزیابی باشد. افکار عمومی به فهرستی از اقدامات روزمره یا تکرار شعارهای توسعه روستایی نیاز ندارد؛ انتظار دارد بداند چرا استان در یک فرصت مشخص حضور نداشته و برای جلوگیری از تکرار آن چه تصمیمی گرفته شده است.
غیبت کردستان، مسئلهای فراتر از یک نمایشگاه
این گزارش درباره ارزش یک غرفه یا تعداد محصولاتی که میتوانستند در تهران به نمایش گذاشته شوند نیست. مسئله، شیوه مواجهه دستگاههای مسئول با فرصتهای معرفی و توسعه بازار محصولات روستایی است.
اگر برنامهریزی برای حضور در چنین رویدادهایی بهموقع انجام نشود، اگر هماهنگی میان دستگاهها شکل نگیرد یا اگر ظرفیتهای محلی به برنامهای اجرایی برای معرفی و بازاریابی تبدیل نشوند، نتیجه میتواند چیزی جز عقب ماندن از فرصتهای موجود نباشد.
البته برای تعیین علت دقیق غیبت کردستان، باید اسناد مربوط به دعوت، مکاتبات، تصمیمهای اجرایی و توضیحات مسئولان بررسی شود. اما یک نکته روشن است: نبود حضور، موضوعی قابل مشاهده است و توضیح درباره چرایی آن، مطالبهای مشروع و ضروری است. مسئولان نمیتوانند از ظرفیتهای روستایی کردستان سخن بگویند و در برابر پرسش درباره غیبت این ظرفیتها از یک رویداد ملی، سکوت کنند.
روستاها را در شعار نبینید، در عمل نمایندگی کنی
کردستان برای معرفی داشتههای روستایی خود نیازمند ساختن هویتی تازه از نقطه صفر نیست. فرش و گلیم، کلاش، ارغوانبافی، محصولات کشاورزی و باغی و دیگر ظرفیتهای بومی، بخشی از سرمایهای هستند که میتوانند با برنامهریزی حرفهای، معرفی هدفمند و ارتباط با بازارهای جدید، بیشتر دیده شوند.
اما این ظرفیتها بهخودیخود به بازارهای تازه راه پیدا نمیکنند. برای تبدیل توان محلی به فرصت اقتصادی، برنامه، هماهنگی، بودجه، مسئولیتپذیری و پیگیری لازم است؛ همان مؤلفههایی که عملکرد دستگاههای متولی باید بر اساس آنها سنجیده شود.
غیبت کردستان در نمایشگاه توانمندیهای روستاییان و عشایر، اکنون به یک مطالبه روشن تبدیل شده است: دفتر امور روستایی استانداری و سازمان جهاد کشاورزی کردستان باید توضیح دهند چرا استان در این فرصت ملی حضور نداشت و چه کسی مسئول پیگیری این موضوع بود.
روستاهای کردستان کمبود ظرفیت ندارند؛ آنچه باید روشن شود، کیفیت برنامهریزی و عملکرد دستگاههایی است که مسئولیت حمایت از این ظرفیتها را بر عهده دارند.
اگر قرار است از توسعه روستایی سخن گفته شود، باید نتیجه آن در فرصتهای واقعی برای تولیدکنندگان دیده شود؛ نه فقط در گزارش عملکردها و سخنرانیها.
این پرسش همچنان پابرجاست: وقتی کردستان برای معرفی فرش و گلیم، کلاش، ارغوانبافی، توتفرنگی و انار هورامان و دیگر ظرفیتهای روستایی خود حرفی برای گفتن دارد، چرا در ویترین ملی روستاییان و عشایر غایب بود؟ اکنون نوبت پاسخگویی مسئولان است.
دیدگاه کاربران