داعش، طعمه یا تهدید/ محمد هادیفر
کردپرس
کما اینکه جریان تکفیری القاعده از رانده شده های وهابیت به افغانستان اوج گرفت و با انهدام ساختمان تجاری امریکا و به اوج رسید و با حذف بن لادن به تاریخ پیوست. جریان طالبان با اتکا به اندیشه های دیوبند در افغانستان ظهور کرد و به حاکمیتی نسبی در این کشور دست یافته است و اینک با مشکلات حکمرانی مواجه میباشد. نهایت داعش که از درون القاعده سر برآورد یک دهه در منطقه غرب آسیا میدانداری کرد و با اشغال بخشهایی از شمال عراق و شرق سوریه به اوج رسید و با اراده منطقه ای فعلا عزلت گزیده است.
این جریانات که از شاخص ترین گونه های تکفیری در منطقه میباشند با جهش ایدئولوژیکی از درون گونه قبلی خود، القاعده سربرآورده اند. بنابراین داعش ماموریت خود که عبارت بود از کشاندن پای نیروهای فرامنطقه ای به سرزمین های اسلامی و هم چنین تجمیع نیروهای افراطی از سراسر جهان و متمرکز کردن آنان در منطقه غرب آسیا و به تصویر کشاندن و معرفی چهره خشن از اسلام بود را به انجام رسانید. و اینک کسانی که آنان را محدود کرده بودند در صدد خارج کردن بقایای آنان از اقامتگاههای تحت کنترل و نقش دادن به آنها در خصوص تحولات منطقه میباشند.
بعضی جریانات سیاسی عراقی خروج نیروهای نظامی امریکا از عراق را مساوی با حضور مجدد داعش به صحنه عراق و سوریه میدانند. اولا داعش سیاسی که به اذعان سرویس های امنیتی غربیها ابزاری برای تخریب چهره اسلام بود و لطمات سنگینی بر پیکره جهان اسلام وارد کرد یک ابزار بیش نبود. بعنوان مثال سقوط موصل سه میلیون نفری بدست نیرویی پانصد نفری در سال 2014 پدیده عادی نبود. در همان زمان سخنگوی داعش در موصل رسما اعلام کرد اولویت ما بغداد است؛ در حالیکه در منهج فکری داعش اعتقادی، مناطق کردستانی جزو بلاد کفر محسوب میشد ولی داعش از ورود به مناطق کردستانی چشم پوشی کردند و پس از نا امیدی از پیشروی بغداد به مناطقی مانند سنجار و مناطقی از استانهای کرکوک و دیالی روی اوردند. اگر چه بعضی احزاب هم پرونده خوبی در دفاع از سنجار و حومه اربیل نداشتند اما نان بی نوایان آنرا چتر افتخار خود کردند.
اینک که خروج نیروهای نظامی امریکا از عراق مظرح میشودو بحث بازگشت داعش قوت میگیرد نمایشی بودن پدیده داعش قوت میگیرد امریکا و نیروهای ائتلاف که پایان داعش را در منطقه اعلام کردند و بقایای آنان را نیز در زندانهای سوریه و برخی مناطق عراق محبوس کردند ولی اینک زمزمه های حضور مجدد آنها اذهان عمومی را به خود مشغول کرده است و با این بهانه رفتن امریکا را لطمه ای بزرگ به منطقه میدانند تا امریکا را تحریک کنند مجددا به منطقه برگردد.
پدیده رفت و برگشت امریکا یاد حکایتی واقعی از یکی از قراء منطقه را زنده میکند. بدینسان که مردی دنیادیده با چند فرزند ساده دل به شغل چارپاداری ( حمل و نقل عمومی توسط اسب والاغ) مشغول بود هر ازگاهی که احساس میکرد فرزندانش پول زیادی در اختیار دارند آنان را صدا میکرد و اعلام میکرد بعلت کمبود مالی مجبورم یکی از چهار پایان را بفروشم که فرزندان ساده لوح او میگفتند پول چهار پا را میپردازیم و اجازه نمیدادند حیوان بارکش فروخته شود شاید در طول سال بارها این اتفاق تکرار میشد بدون اینکه فرزندان بحسب سادگی خود اعتراضی داشته باشند چون برای انان داشتن تعداد حیوان بارکش مهم بود که در مقابل رقیبان جلوه نمائی کنند. حال داستان امریکا و برخی جریانات و دول منطقه شباهتی به پدر رِند و فرزندان ساده لوح را دارد که با ناز و کرشمه سعی دارد قیمت نگهداری کشور های منطقه و حتی اقلیم کردستان را بالا ببرد.
به اذعان همه دستگاههای نظارتی دو حزب عمده کردستانی قریب پانصد هزار نیروی نظامی و انتظامی و امنیتی در اختیار دارند و رسانه های قدرتمند و سرویس های امنیتی آموزش دیده توانمند دارند. اگر با این نیرو نتوان در برابر هجوم معدود افرادی که از عِده و عُده چندانی برخوردار نیستند و اظهار یاس و نا امیدی نموده و به حسب حکایت فوق مانع فروش حیوان بارکش دیگر توسط امریکا شده تا چند روز دیگر بر سلطه خود بیفزایند. آیا داعش منحل شده با چند پیکر نحیف و ناتوان میتواند در برابر نیروی عظیم فوق باشد یا بهانه بازگشت امریکا به منطقه!؟
دیدگاه کاربران