کردپرس
همه حاضران دیدگاههای خود را بیان کردند و بیشتر آنان از این طرح حمایت کردند. نوبت که به من رسید، بسیار صریح با نخستوزیر صحبت کردم؛ به گمانم هیچکس به آن اندازه رک و بیپرده سخن نگفت. سه ملاحظه داشتم:
۱. از کجا بدانیم که ترکیه نیت سوء ندارد و قصد ندارد ما را از عراق جدا کند و سپس مطابق خواستهها و شروط خود با ما رفتار کند؟ بهویژه اگر پشتوانه و عمق راهبردی عراق را از دست بدهیم، در برابر ترکیه بسیار ضعیف خواهیم شد و هرچه بخواهد بر ما تحمیل خواهد کرد. اما اگر متکی به عراق باشیم، همانگونه که تا آن زمان بودیم، قدرتمند خواهیم ماند و جرأت نخواهد کرد چنین رفتاری با ما داشته باشد.
۲. چگونه مطمئن باشیم و چه تضمینی وجود دارد که ترکیه در مقطعی ما را نفروشد، پشت ما را خالی نکند و با بغداد به توافق نرسد؟
۳. آیا ترکیه از ما سوءاستفاده نخواهد کرد و نفت ما را با قیمتی بسیار پایینتر از نرخ بازار خریداری نخواهد کرد؟
نخستوزیر زمان زیادی را صرف پاسخ به پرسشهای من کرد، اما پاسخهایش مرا قانع نکرد.
پس از پایان جلسه برای صرف ناهار برخاستیم. بعد از غذا و هنگام نوشیدن چای، نخستوزیر، معاون وقت نخستوزیر عراق، زندهیاد دکتر روز نوری شاویس، دکتر محمود عثمان و کاک عارف طیفور، معاون رئیس پارلمان، دور یک میز نشسته بودند. نخستوزیر به من گفت: «خوشحال میشوم کنار ما بنشینی.»
او متوجه شد که هنوز قانع نشدهام، بنابراین گفت: «برخی مسائل را نمیشد در جلسه عمومی مطرح کنم.»
سپس در پاسخ به پرسشهایم گفت:
«ما هیچ تضمین محکم و قطعیای نداریم، اما یک تضمین وجود دارد؛ آن هم اینکه ترکیه در آینده گاز کردستان را خواهد برد. این موضوع میتواند به نوعی تضمینی برای نفت باشد، بهویژه اگر برای تأمین مصرف داخلی خود به گاز اقلیم وابسته شود.»
مشخص بود که گفتوگوهای اولیه با ترکیه انجام شده بود تا گاز را با قیمتی ارزان خریداری کند. اگر درست به خاطر داشته باشم ــ هرچند مطمئن نیستم ــ گفت با یکسوم قیمت؛ اما با اطمینان تأکید کرد که قیمت آن کمتر از نرخ بازار خواهد بود.
به او گفتم: «چطور چنین چیزی ممکن است؟»
پاسخ داد: «چرا ممکن نباشد؟ از زمانی که دولت عراق تشکیل شده، گاز این کشور سوزانده شده و از بین رفته است. ما با هر قیمتی آن را بفروشیم، باز هم سود کردهایم و این میتواند تضمینی برای نفت نیز باشد. اما غیر از این، تضمین مشخص و محکمی نداریم.»
متأسفانه، گمان میکنم همان چیزی که درباره آن هشدار داده بودم، رخ داد و دیروز توافق صادرات نفت با عراق امضا شد.
در آن نشست بیش از ۶۰ نفر حضور داشتند. از کسانی که آن روز دور میز چای بودند، بهجز زندهیاد دکتر روز نوری شاویس، همگی هنوز در قید حیات هستند.
برگرفته از صفحه فیسبوک حاکم شیخ لطیف

نظر شما