پروژه جولانی؛ بازسازی سوریه به سود اسرائیل

سرویس سوریه - تحولات سوریه پس از سقوط دولت بشار اسد، موازنه ژئوپلیتیکی و امنیتی خاورمیانه را وارد مرحله‌ای تازه کرده و با تضعیف جایگاه سوریه در محور مقاومت، شرایط را برای گسترش نفوذ و دستاوردهای امنیتی اسرائیل در منطقه فراهم کرده است؛ روندی که به اعتقاد نویسنده، بخشی از پروژه بازآرایی نظم امنیتی غرب آسیا به شمار می‌رود.

به گزارش کردپرس، آنچه در سوریه رخ داده است، صرفاً جابه‌جایی بازیگران سیاسی نیست؛ بلکه نشانه دگرگونی در جایگاه ژئوپلیتیکی و کارکرد این کشور در معادلات امنیتی خاورمیانه است.
احمد اردم، تحلیلگر مسائل منطقه، در این یادداشت با ارائه چارچوبی تحلیلی، تغییر قدرت در سوریه را نتیجه یک راهبرد بلندمدت ژئوپلیتیکی برای بازتعریف معماری امنیتی غرب آسیا و موازنه قدرت در منطقه می‌داند. او میان تغییر حاکمیت در سوریه، دستاوردهای امنیتی اسرائیل، تضعیف «محور مقاومت» و بازآرایی نظم امنیتی منطقه، رابطه‌ای علت و معلولی برقرار می‌کند. نویسنده بر این باور است که این تحولات، رویدادهایی منفرد نیستند، بلکه اجزای یک روند واحد و گسترده ژئوپلیتیکی به شمار می‌روند.
مقدمه: سرنگونی دولت بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۴ را نمی‌توان صرفاً پایان یک رژیم یا یک انتقال قدرت عادی در سوریه دانست.
از دیدگاه این مقاله، آنچه در دمشق اتفاق افتاد، حلقه نهایی پروژه‌ای بود که بیش از یک دهه از طریق جنگ‌های نیابتی، تحریم‌های گسترده، فشار سیاسی، عملیات اطلاعاتی و حمایت از گروه‌های مسلح در جریان بود.
هدف این پروژه نه تنها تغییر دولت سوریه، بلکه تغییر موقعیت ژئوپلیتیکی این کشور و تغییر موازنه قدرت در غرب آسیا به نفع آمریکا و اسرائیل بود.
پیش از این تحولات، سوریه نه تنها یک کشور عربی بود؛ بلکه به عنوان یکی از ارکان اصلی محور مقاومت و مهمترین حلقه اتصال بین ایران، حزب‌الله و مقاومت فلسطین نیز دیده می‌شد.
برخلاف بسیاری از کشورهای عربی، دمشق از مشارکت در نظم امنیتی مورد حمایت آمریکا و اسرائیل خودداری کرده بود و همین موضع، آن را به یکی از اهداف اصلی استراتژی منطقه‌ای واشنگتن و تل‌آویو تبدیل کرد.
از این منظر، هدف صرفاً تغییر رئیس جمهور سوریه نبود؛ همچنین هدف آن تغییر نقش استراتژیک سوریه در معادلات منطقه‌ای، قطع پیوندهای ژئوپلیتیکی محور مقاومت و حذف یکی از مهم‌ترین موانع نظم امنیتی مورد نظر آمریکا و اسرائیل بود.
با این حال، این هدف در طول رژیم بشار اسد، با وجود سال‌ها جنگ، سرکوب و تحریم، به طور کامل محقق نشد. در این زمینه، انتصاب ابومحمد الجولانی، شبه‌نظامی القاعده، با نام «احمد الشرع»، به قدرت را نمی‌توان صرفاً تغییر قدرت یا پیامد طبیعی تحولات داخلی سوریه دانست.
این مقاله استدلال می‌کند که دولت جدید در دمشق بخشی از فرآیند بازسازی سیاسی و امنیتی سوریه است. در این فرآیند، مشروعیت بین‌المللی، کاهش فشارهای خارجی و ادامه حکومت الجولانی مشروط به اتخاذ سیاستی سازگار با اولویت‌های امنیتی آمریکا و اسرائیل است.
از این منظر، اجتناب از درگیری مؤثر با اسرائیل، عدم واکنش ملموس به تحولات جنوب سوریه و تغییر رویکرد استراتژیک دمشق را نمی‌توان صرفاً به عنوان عناصری ناشی از ضعف دولت جدید دانست؛ بلکه باید آنها را در چارچوب این بازسازی ژئوپلیتیکی تحلیل کرد.
بنابراین، این مقاله تلاش می‌کند نشان دهد که تخریب گسترده زیرساخت‌های نظامی سوریه، گسترش حضور اسرائیل در جنوب کشور، جلوگیری از بازسازی قابلیت‌های دفاعی دمشق، محدود شدن نقش سوریه در معادلات منطقه‌ای و تضعیف روابط در محور مقاومت، تحولات مستقلی نیستند؛ بلکه بخش‌هایی از یک فرآیند واحد با هدف تغییر موازنه قدرت ژئوپلیتیکی در غرب آسیا هستند.
از این منظر، سوال اساسی این مقاله دیگر این نیست که اسرائیل چگونه از خلأ قدرت در سوریه سوءاستفاده می‌کند؛ سوال واقعی این است که آیا آنچه امروز در جنوب سوریه اتفاق می‌افتد، پیامد طبیعی فروپاشی دولت بشار اسد است یا بخشی از یک پروژه بزرگتر با هدف تغییر موقعیت استراتژیک سوریه، تضمین امنیت بلندمدت اسرائیل و بازتعریف نظم امنیتی غرب آسیا؟
بشار اسد وقتی پیشنهاد آمریکا را رد کرد، هدف نظم هژمونیک آمریکایی قرار گرفت.
اگر فروپاشی دولت بشار اسد را تنها از دریچه بحران ۲۰۱۱ تحلیل کنیم، بخش قابل توجهی از ریشه‌های آن را از دست خواهیم داد. برای درک دلایل رویارویی دمشق و واشنگتن، باید چند سال به عقب برگردیم؛ به دوره پس از حمله آمریکا به عراق، زمانی که آمریکا تغییر شکل نظم امنیتی خاورمیانه را در دستور کار خود قرار داد و سعی کرد کشورهای مخالف این نظم را مجبور به تغییر سیاست‌های خود کند.
در این زمینه، کالین پاول، وزیر امور خارجه وقت آمریکا، در سال ۲۰۰۳ به دمشق رفت. این سفر صرفاً یک دیدار دیپلماتیک معمولی نبود، بلکه تلاشی برای تعریف چارچوب جدید روابط سوریه با نظم منطقه‌ای مورد نظر واشنگتن بود.
به گفته مقامات سوری، در این دیدار از دمشق خواسته شد تا روابط استراتژیک خود را با جمهوری اسلامی ایران محدود کند، به حمایت خود از حزب‌الله و گروه‌های مقاومت فلسطینی پایان دهد، مرزهای سوریه و عراق را در راستای سیاست‌های آمریکا کنترل کند و در نهایت سیاست خارجی خود را با ترتیبات امنیتی جدید منطقه هماهنگ سازد.
واشنگتن معتقد بود که تحقق این خواسته‌ها می‌تواند یکی از مهم‌ترین حلقه‌های محور مقاومت را از درون متحول کند و سوریه را از یک بازیگر مستقل به کشوری سازگار با معماری امنیتی جدید در خاورمیانه تبدیل کند.
با این حال، دولت بشار اسد این خواسته‌ها را نپذیرفت. دمشق این درخواست‌ها را نه به عنوان مجموعه‌ای از پیشنهادهای سیاسی، بلکه به عنوان تلاشی برای تغییر هویت استراتژیک سوریه می‌دید.
چنین تغییری به معنای پایان اتحاد این کشور با ایران، حزب‌الله و مقاومت فلسطین خواهد بود.
اهمیت این دوره تاریخی صرفاً رد یک پیشنهاد دیپلماتیک نیست. این تحول نشان می‌دهد که اختلاف بین دمشق و واشنگتن فقط مربوط به یک دولت یا یک رئیس دولت نیست؛ مشخص شد که این وضعیت با موقعیت ژئوپلیتیکی سوریه و نقشی که در معادلات امنیتی خاورمیانه ایفا می‌کرد، مرتبط است.
از این نقطه به بعد، فشارهای سیاسی، تحریم‌های اقتصادی، تلاش‌ها برای منزوی کردن سوریه در سطح بین‌المللی و افزایش فشارهای امنیتی وارد مرحله جدیدی شد؛ این روند در سال‌های بعد ابعاد وسیع‌تری یافت.
بنابراین، بحران سوریه را نمی‌توان صرفاً نتیجه تحولات داخلی یا اعتراضات سال ۲۰۱۱ دانست. همه رویدادهای بعدی ادامه رویارویی‌ای بود که سال‌ها قبل آغاز شده بود. هدف از این رویارویی تغییر جایگاه منطقه‌ای سوریه و وادار کردن دمشق به بازتعریف سیاست خارجی خود بود.
وقتی این هدف از طریق فشارهای سیاسی و اقتصادی محقق نشد، رویارویی وارد مرحله جدیدی شد که در آن ابزارهای نظامی و امنیتی نیز به کار گرفته شد. از این نظر، جنگ سوریه نقطه شروع این پروژه نبود، بلکه یکی از مراحل آن بود. درک این روند، نقطه شروع ضروری برای درک تحولات پس از فروپاشی دولت بشار اسد است. این تحولات منجر به شکل گیری ساختار سیاسی جدیدی در دمشق شد و مسیر سیاست های داخلی و منطقه ای سوریه را به مرحله جدیدی سوق داد.
پروژه الجولانی: از شبه‌نظامی القاعده تا کاخ ریاست جمهوری
رد پیشنهادهای آمریکا توسط دولت بشار اسد به معنای پایان تلاش‌ها برای تغییر جایگاه سوریه در معادلات منطقه‌ای نبود. وقتی تلاش‌ها برای تغییر سیاست‌های دمشق از طریق فشار سیاسی، تحریم‌های اقتصادی و انزوای دیپلماتیک شکست خورد، استراتژی جدیدی اتخاذ شد. این استراتژی بر تغییر ساختار قدرت در دمشق متمرکز بود تا تغییر سیاست‌های دولت سوریه. در سال‌های پس از آغاز بحران سوریه، گروه‌های مسلح متعددی با گرایش‌ها، اهداف و حامیان مختلف ظهور کردند. بسیاری از این گروه‌ها در طول درگیری‌ها ناپدید شدند، برخی در ساختارهای جدید ادغام شدند و برخی عملکرد خود را از دست دادند.
در میان همه این بازیگران، مسیری که احمد الشرع، معروف به ابومحمد الجولانی، دنبال کرد، به وضوح برجسته بود. سال‌ها، جولانی به عنوان فرمانده جبهه النصره، شاخه رسمی القاعده در سوریه، شناخته می‌شد و نام او در فهرست سازمان‌های تروریستی قرار داشت. با این وجود، روند تغییر چهره سیاسی و رسانه‌ای او به مرور زمان آغاز شد. تغییر نام جبهه النصره، اعلام قطع ارتباط با القاعده، تلاش برای ارائه چهره‌ای عمل‌گرا و توسعه روابط با برخی از بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی، نشانه‌هایی از این تحول بود.
این تغییر را نمی‌توان صرفاً یک تحول تاکتیکی یا تبلیغاتی دانست. روند وقایع نشان می‌دهد که همزمان با تغییر تصویر رسانه‌ای الجولانی، زمینه برای پذیرش تدریجی او به عنوان یکی از بازیگران آینده در سوریه نیز فراهم می‌شد.
شخصیتی که سال‌ها در گفتمان امنیتی غرب به عنوان یک فرمانده جهادی تعریف می‌شد، به تدریج در بخشی از گفتمان سیاسی و رسانه‌ای به عنوان یک بازیگر سیاسی مطرح شد. این روند با به قدرت رسیدن او در ساختار جدید دمشق پس از فروپاشی دولت بشار اسد به اوج خود رسید. در عین حال، نشانه‌هایی از تغییر در رویکردهای برخی از بازیگران خارجی نیز آشکار شد.
آغاز تماس‌های سیاسی، کاهش برخی فشارهای دیپلماتیک، مطرح شدن موضوع بازگشت سوریه به روابط بین‌المللی و تلاش‌ها برای تعامل با دولت جدید، این سوال را مطرح کرده است که آیا این تحولات صرفاً نتیجه تغییرات میدانی هستند یا باید آنها را بخشی از روند بازسازی سیاسی سوریه دانست.
پاسخ به این سوال را نه در مواضع اعلام شده، بلکه در اقدامات میدانی دولت جدید باید جستجو کرد. هر تحول سیاسی تنها زمانی قابل ارزیابی است که اثرات آن در عمل آشکار شود. بنابراین، اولین آزمون برای دولت جدید در دمشق باید از طریق واکنش آن به تحولات جنوب کشور و گسترش حضور نظامی اسرائیل، که مهمترین مشکل امنیتی سوریه از زمان فروپاشی دولت اسد است، بررسی شود.
بنابراین، درک «پروژه جولانی» را نمی‌توان صرفاً با بررسی گذشته او به عنوان فرمانده جبهه النصره تکمیل کرد. اقدامات و سیاست‌های دولت جدید و نتایج ملموس آنها در میدان نیز باید ارزیابی شود. این موضوع در بخش بعدی این مقاله مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
تعادل جدید در جنوب: آزمایش زمینی رژیم جولانی
جنوب سوریه و بلندی‌های جولان به اولین و مهم‌ترین منطقه‌ای تبدیل شد که این تغییر رویکرد در آن خود را نشان داد. تنها چند روز پس از فروپاشی دولت بشار اسد، اسرائیل جامع‌ترین موج حملات خود تا به امروز را علیه زیرساخت‌های نظامی سوریه آغاز کرد. در حالی که اکثر عملیات‌ها در سال‌های گذشته عمدتاً مراکز وابسته به ایران یا حزب‌الله را هدف قرار می‌داد، این بار بخش قابل توجهی از ظرفیت نظامی ارتش سوریه هدف قرار گرفت؛ از سامانه‌های پدافند هوایی گرفته تا پایگاه‌های هوایی، انبارهای مهمات تا مراکز فرماندهی و تجهیزات استراتژیک.
در عین حال، ارتش اسرائیل حضور خود را در برخی مناطق جنوب سوریه گسترش داد و مواضع جدیدی ایجاد کرد و واقعیت‌های امنیتی جدیدی را در منطقه ایجاد کرد. آنچه این تحولات را از دوره‌های قبلی متمایز می‌کرد، نه تنها مقیاس عملیات اسرائیل، بلکه نگرش دولت جدید دمشق به این تحولات نیز بود.
پاسخ‌های رسمی دولت تا حد زیادی در سطح بیانیه‌های سیاسی باقی ماند و هیچ گام مؤثری برای بازسازی ظرفیت بازدارندگی یا جلوگیری از دائمی شدن وضعیت جدید در جنوب سوریه برداشته نشد. این تفاوت در رفتار به عنوان یکی از مهمترین نشانه‌های تغییر در رویکرد امنیتی دمشق پس از تغییر قدرت، برجسته شد.
اسرائیل در دوره بعدی، استراتژی خود را فراتر از حملات دوره‌ای تغییر داد و هدف خود را تحکیم حضور میدانی قرار داد. استقرار مواضع نظامی جدید، افزایش عمق استقرار نیرو در مناطق مرزی و تلاش برای ایجاد ترتیبات امنیتی دائمی نشان می‌دهد که تل‌آویو تحولات سوریه را صرفاً به عنوان یک فرصت تاکتیکی نمی‌دید، بلکه آن را بخشی از فرآیند بازتعریف محیط امنیتی پیرامون خود می‌دانست.
همزمانی وقوع این تحولات با رویکرد دولت جدید در دمشق، یک سؤال اساسی را مطرح می‌کند: آیا این وضعیت صرفاً نتیجه ضعف ساختاری دولت انتقالی و شرایط سخت پس از جنگ است یا نشان‌دهنده تغییر عمیق‌تر در جایگاه و نقش سوریه در معادلات امنیتی منطقه‌ای است؟
این مقاله، بر اساس تحولات سیاسی و میدانی، احتمال دوم را شایسته بررسی بیشتر می‌داند و استدلال می‌کند که آنچه در جنوب سوریه در حال وقوع است، صرفاً یک تحول نظامی نیست، بلکه اولین بازتاب ملموس تغییر در موقعیت ژئوپلیتیکی سوریه پس از فروپاشی دولت اسد است.
اگر این ارزیابی درست باشد، جنوب سوریه صرفاً منطقه‌ای نیست که نیروهای اسرائیلی در آن مستقر هستند یا صحنه چند عملیات نظامی. برعکس، نقطه‌ای است که تغییر در توازن قدرت منطقه‌ای را می‌توان به طور ملموس و مشهود مشاهده کرد.
پیامدهای این تحول به مرزهای سوریه محدود نمی‌شود؛ بلکه بر امنیت اسرائیل، آینده محور مقاومت و محاسبات سایر بازیگران منطقه‌ای نیز تأثیر می‌گذارد. این موضوع در بخش بعدی گزارش مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
دستاوردهای ژئوپلیتیکی اسرائیل
تحولات پس از فروپاشی دولت بشار اسد محدود به تغییرات در وضعیت جنوب سوریه نبود؛ با گذشت زمان، تأثیرات آنها بر موازنه قدرت در خاورمیانه آشکار شد. قابل توجه‌ترین عنصر، تغییر در محیط امنیتی پیرامون اسرائیل است. در مقایسه با سال‌های گذشته، این محیط محدودیت‌های کمتری را برای رژیم در پیگیری اهداف استراتژیک خود اعمال می‌کند.
یکی از مهمترین پیامدهای این تحول، افزایش آزادی حرکت در اطراف اسرائیل است. کاهش سطح تهدید ناشی از جبهه سوریه به تل‌آویو اجازه داده است تا سیاست‌های امنیتی و نظامی خود را در سایر پرونده‌های منطقه‌ای با تمرکز و انعطاف‌پذیری بیشتری دنبال کند.
این تحول صرفاً یک دستاورد تاکتیکی یا نظامی نیست؛ بلکه بر محاسبات استراتژیک بلندمدت اسرائیل نیز تأثیر می‌گذارد. در عین حال، تغییرات در سوریه سایر بازیگران منطقه‌ای را با واقعیت‌های جدیدی روبرو کرده است. ایران، حزب‌الله، ترکیه، کشورهای عربی و حتی قدرت‌های خارج از منطقه مجبور به تطبیق استراتژی‌های خود با شرایط جدید هستند. بنابراین، رقابت بر سر سوریه دیگر فقط رقابت بر سر آینده یک کشور نیست؛ این بخشی از یک مبارزه گسترده‌تر برای شکل‌دهی به نظم امنیتی آینده خاورمیانه محسوب می‌شود.
در این شرایط، اسرائیل در تلاش است تا دستاوردهای میدانی خود را به ترتیبات سیاسی و امنیتی پایدار تبدیل کند. تجربه تحولات منطقه‌ای نشان داده است که موفقیت نظامی تنها زمانی ارزش استراتژیک پیدا می‌کند که بتواند به یک واقعیت پایدار در معادلات سیاسی تبدیل شود. بنابراین، اهمیت تحولات در سوریه را نباید صرفاً در تغییر خطوط تماس یا جابجایی نیروها جستجو کرد؛ بلکه باید آن را در چارچوب تلاش‌های اسرائیل برای ایجاد یک تعادل جدید دائمی در محیط امنیتی خود ارزیابی کرد.
با این حال، پایداری چنین نظمی نتیجه‌ای قطعی و از پیش تعیین‌شده نیست. تجربه خاورمیانه نشان داده است که بسیاری از ساختارهای جدید قدرت در نتیجه تحولات داخلی، تغییرات در اتحادهای منطقه‌ای یا ظهور بازیگران جدید، دستخوش تغییر می‌شوند. بنابراین، سوال اساسی دیگر این نیست که اسرائیل در این مرحله به چه دستاوردهایی دست یافته است، بلکه این است که آیا این دستاوردها ظرفیت تبدیل شدن به یک نظم پایدار را دارند یا خیر. پاسخ به این سوال، ارزیابی نهایی گزارش را شکل خواهد داد.
نتیجه‌گیری
تحولات سوریه پس از فروپاشی دولت بشار اسد را نمی‌توان صرفاً در چارچوب انتقال قدرت یا تغییر حکومت تحلیل کرد. آنچه در این کشور رخ داد، صرفاً تغییر بازیگران سیاسی نیست، بلکه دگرگونی در جایگاه و عملکرد ژئوپلیتیکی سوریه در معادلات امنیتی خاورمیانه است. اثرات این دگرگونی از مرزهای سوریه فراتر رفته و محاسبات همه بازیگران اصلی منطقه را تحت تأثیر قرار داده است.
طبق تحلیل ارائه شده در این یادداشت، این فرآیند که با فشارهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی آغاز شد، در نهایت منجر به ظهور واقعیت جدیدی در سوریه شده است. در این واقعیت جدید، نقش و جایگاه این کشور در توازن قدرت منطقه‌ای وارد مرحله متفاوتی شده است.
از این منظر، اهمیت تحولات دمشق نه چندان در تغییر حکومت، بلکه در پیامدهای استراتژیک آن برای نظم امنیتی خاورمیانه نهفته است. با این حال، تاریخ منطقه نشان داده است که هیچ ساختار ژئوپلیتیکی را نمی‌توان قطعی و دائمی دانست. اینکه آیا نظم جدید دائمی خواهد بود یا خیر، به تعدادی از عوامل داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی بستگی دارد. این عوامل ممکن است مسیر تحولات را در سال‌های آینده تغییر دهند.
بنابراین، شاید مهمترین سوال امروز دیگر این نباشد که چه کسی دمشق را اداره می‌کند، بلکه این باشد که سوریه چه جایگاهی در نظم امنیتی آینده خاورمیانه خواهد داشت. پاسخ به این سوال نه تنها سرنوشت سوریه، بلکه مسیر آینده رقابت‌های ژئوپلیتیکی در منطقه را نیز تعیین خواهد کرد. تاریخ سوریه هنوز به پایان نرسیده است. آنچه امروز در دمشق اتفاق می‌افتد، پایان رقابت بر سر این کشور نیست، بلکه آغاز مرحله جدیدی در مبارزه برای نظم امنیتی آینده خاورمیانه است.

منبع: پایگاه خبری تحلیلی یاکین دوغو

کد مطلب 2797226

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha