اقلیم کردستان در نظم جدید انرژی خاورمیانه؛ از بحران تا فرصت/ محسن قادرمرزی

سرویس عراق و اقلیم کردستان- تحولات شتابان ژئوپلیتیکی در خاورمیانه – از فروپاشی نظام اسد در سوریه و تشدید تنش‌های نظامی با ایران تا اختلال بی‌سابقه در تنگه هرمز – معادلات انرژی منطقه را به کلی دگرگون ساخته است. در این نظم نوین، اقلیم کردستان عراق به عنوان یک نقطه استراتژیک خود را نشان داده و نقشی فراتر از یک منطقه خودمختار در شمال عراق ایفا می‌کند.

کردپرس

بحران تنگه هرمز که روزانه حدود ۳.۲ تا ۳.۵ میلیون بشکه نفت عراق از آن عبور می‌کرد، بغداد را عملاً از مسیر اصلی درآمدزایی خود محروم ساخته است. تولید نفت عراق از ۴.۲ میلیون بشکه در روز به حدود ۱.۴ میلیون بشکه سقوط کرده و این کشور را در شرایطی بی‌سابقه قرار داده است. در چنین وضعیتی، خط لوله عراق-ترکیه (ITP) که از قلب اقلیم کردستان می‌گذرد، به عنوان تنها شاهرگ عملیاتی برای صادرات نفت باقی مانده است. توافقی که با میانجی‌گری مستقیم آمریکا بین بغداد و اربیل حاصل شد، جریان نفت از این مسیر را از سر گرفت و حجم صادرات را به حدود ۲۵۰ هزار بشکه در روز رساند. این وارونگی تاریخی برای نخستین بار دولت فدرال را برای تأمین درآمدهای نفتی خود به همکاری اربیل وابسته ساخته است.

پتانسیل انرژی اقلیم فراتر از نفت بوده و ذخایر گاز طبیعی این منطقه چشم‌اندازهای وسیعی را ترسیم می‌کند. بر اساس گزارش اندیشکده آتلانتیک، ذخایر اثبات‌شده گاز اقلیم حدود ۲۵ تریلیون فوت مکعب برآورد می‌شود که معادل بیست درصد از کل ذخایر گاز عراق است. وزارت منابع طبیعی اقلیم منابع بالقوه گاز را تا ۱۹۸ تریلیون فوت مکعب اعلام کرده که حدود سه درصد کل ذخایر جهان را شامل می‌شود. سازمان زمین‌شناسی آمریکا نیز بر این باور است که منابع کشف‌نشده در کمربند چین‌خوردگی زاگرس – که بخش بزرگی از آن در قلمرو اقلیم قرار دارد – به حدود ۵۴ تریلیون فوت مکعب گاز می‌رسد. میادین کلیدی خور مور و چمچمال در مرکز این تحولات قرار دارند. میدان خور مور که توسط کنسرسیومی از شرکت‌های اماراتی، انگلیسی، اتریشی، مجارستانی و آلمانی اداره می‌شود، بیش از هشتاد درصد برق اقلیم را تأمین می‌کند و تاکنون بیش از ۳.۵ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری جذب کرده است. تولید فعلی گاز اقلیم بین ۵۴۰ تا ۶۸۰ میلیون فوت مکعب در روز است و هدف آن رسیدن به ۱.۵ میلیارد فوت مکعب تا سال ۲۰۲۷ اعلام شده است.

نشانه‌های بازگشت قاطع آمریکا به معادلات انرژی منطقه آشکار است. در جریان سفر نخست‌وزیر اقلیم به واشنگتن، قراردادهایی به ارزش ۱۱۰ میلیارد دلار با شرکت‌های آمریکایی اچ‌کی‌ان انرژی و وسترن‌زاگروس برای توسعه میادین گازی "میران و کوردە میر" امضا رسید. این توافق‌ها که در استان سلیمانیه – که از لحاظ تاریخی حوزه نفوذ ایران محسوب می‌شود – قرار دارند، چالشی مستقیم بر نفوذ تهران در شمال شرق عراق محسوب می‌شوند. فشار آمریکا و متحدانش همچنین منجر به کاهش سهام شرکت روسی روسنفت در شرکت خط لوله اقلیم از شصت درصد به چهل و نه درصد شده است که نشان‌دهنده تلاش واشنگتن برای خارج کردن رقبای ژئوپلیتیکی از معادلات انرژی اقلیم است. افتتاح بزرگترین کنسولگری آمریکا در جهان در اربیل با هزینه حدود ۸۰۰ میلیون دلار و انتقال بخش قابل‌توجهی از نیروهای نظامی آمریکا به پایگاه حریر در اقلیم، عزم واشنگتن را برای حضور بلندمدت در این منطقه به اثبات رسانده است. توماس باراک، فرستاده ویژه آمریکا در امور سوریه، مستقیماً از توافق بغداد و اربیل برای از سرگیری صادرات نفت استقبال کرده و از شجاعت و همکاری دو طرف قدردانی نموده است.

با وجود این فرصت‌های بی‌سابقه، مسیر تبدیل اقلیم به یک لنگرگاه انرژی مطمئن با موانع جدی روبروست. تأسیسات انرژی اقلیم به شدت در برابر حملات گروه‌های شبه نظامی آسیب‌پذیر است و کارزار گسترده حملات پهپادی در تابستان گذشته تولید نفت اقلیم را از حدود ۲۸۰ هزار بشکه در روز به هشتاد هزار بشکه کاهش داد. میدان خور مور نیز بارها هدف حملات موشکی و پهپادی قرار گرفته است. مقامات اقلیم این حملات را به گروه‌های مسلح ، از جمله برخی از جناح‌های حشد شعبی نسبت داده‌اند. هرچند بغداد تحقیقاتی را آغاز کرده، اما تاکنون هیچ عامل مشخصی معرفی نشده است.

چالش حقوقی و اختلافات تاریخی بغداد و اربیل نیز بر این موانع می‌افزاید. دولت مرکزی با استناد به احکام دیوان عالی، قراردادهای مستقل اقلیم با شرکت‌های خارجی را غیرقانونی اعلام کرده و وزارت نفت بغداد این توافق‌ها را نقض آشکار قانون خوانده است. این اختلافات، اقلیم را در یک وضعیت خاکستری قانونی نگه داشته و سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت را با ریسک مواجه ساخته است. بحران مالی نیز بر دامنه این مشکلات می‌افزاید؛ دولت اقلیم با حدود سی و سه میلیارد دلار بدهی مواجه است و به شدت به انتقال بودجه از بغداد وابسته است. تعطیلی دو سال و نیمه خط لوله از اسفند ۱۴۰۱ تا شهریور ۱۴۰۴ ضربه سنگینی به اقتصاد اقلیم وارد کرد و آن را ناچار به پذیرش شرایط سخت‌تری در مذاکرات با بغداد نمود.

تحلیلگران به یک تناقض بنیادین در سیاست آمریکا نیز اشاره می‌کنند. واشنگتن از یک سو خواهان تقویت اقلیم به عنوان وزنه تعادلی در برابر نفوذ ایران است، اما از سوی دیگر مایل به تقویت بیش از حد اقلیم نیز نیستند چرا که بازیگران ومتحدانی مانندترکیه را به واکنش وا می دارد.. این تناقض که موسوم به «دام خودمختاری» است، باعث تردید آمریکا در ارائه سامانه‌های پدافند هوایی پیشرفته به اقلیم شده، چرا که چنین اقدامی از سوی بغداد به عنوان تسلیح یک بازیگر غیردولتی علیه دولت مرکزی تفسیر می‌شود.

شواهد نشان می‌دهد که اقلیم کردستان در حال تبدیل شدن به یک لنگرگاه انرژی برای آمریکا در نظم جدید خاورمیانه است. بحران تنگه هرمز و سقوط نظام اسد، فرصتی بی‌سابقه برای این منطقه ایجاد کرده تا از یک ناحیه وابسته به بودجه فدرال به یک اهرم استراتژیک برای بقای اقتصادی عراق و بازیگر کلیدی در معادلات انرژی منطقه تبدیل شود. با این حال موفقیت در این مسیر به توانایی اقلیم در تأمین امنیت تأسیسات انرژی در برابر شبه نظامیان، حل و فصل اختلافات حقوقی با بغداد از طریق توافقی پایدار در زمینه نفت و گاز و جذب و حفظ سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های انرژی با وجود ریسک‌های امنیتی و حقوقی بستگی دارد. در غیر این صورت این پتانسیل طلایی می‌تواند به نقطه‌ای آسیب‌پذیر برای فشارهای خارجی و بی‌ثباتی بیشتر در منطقه تبدیل شود. نظم جدید انرژی خاورمیانه اقلیم کردستان را در مرکز تنش‌های ژئوپلیتیکی قرار داده و سرنوشت آن بیش از هر چیز به مدیریت هوشمندانه این تنش‌ها بستگی دارد.

محسن قادرمرزی دکتری ژئوپلیتیک و همکار موسسه مطالعات بین المللی انرژی

کد مطلب 2797197

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha