فشار اقتصادی، جنگ روایت‌ها و تاب‌آوری جامعه / کیوان دارابخانی

سرویس کرمانشاه _ کیوان دارابخانی، صاحبنظر و پژوهشگر حقوق عمومی در مطلبی به تاب آوری جامعه در شرایط فشار اقتصادی و تحریم ها پرداخته است که در ادامه می خوانید:

خبرگزاری کردپرس _ در شرایطی که فشارهای اقتصادی، روانی و ادراکی به‌صورت هم‌زمان بر جامعه تحمیل می‌شود، نشانه‌های روشنی از قرار گرفتن کشور در یک “پیچ تاریخی” قابل مشاهده است. بر اساس برخی برآوردهای رسمی و بین‌المللی، روندهای تورمی، کاهش قدرت خرید و افزایش نااطمینانی‌های اقتصادی، سطح معیشت و زیست روزمره مردم را با چالش‌های جدی مواجه کرده است.

در چنین وضعیتی، فاصله میان واقعیت‌های میدانی و برخی روایت‌های رسمی، خود به یک مسئله مهم در حوزه سیاستگذاری تبدیل می‌شود. از همین منظر، رسالت مسئولان در این مقطع، نه‌تنها کاهش نیافته، بلکه به‌طور معناداری افزایش یافته است.

تاب‌آوری اجتماعی در این شرایط، مفهومی صرفاً انتزاعی یا برآمده از عادت تاریخی جامعه به تحمل سختی‌ها نیست، بلکه حاصل برهم‌کنش دقیق میان سیاست‌های اقتصادی، سطح اعتماد عمومی و کیفیت مدیریت ادراک است. شواهد برخی پیمایش‌ها نشان می‌دهد که اگرچه جامعه همچنان از ظرفیت‌هایی در ابعاد شناختی، اجتماعی و معنوی برخوردار است، اما فشارهای اقتصادی به‌تدریج در حال تضعیف این بنیان‌هاست. در چنین وضعیتی، اتکا به سرمایه‌های نرم مانند امید و همبستگی، بدون پشتوانه سیاست‌های حمایتی هدفمند، نمی‌تواند به‌صورت نامحدود تداوم یابد.

در کنار این فشارهای عینی، بُعد ادراکی بحران نیز اهمیت فزاینده‌ای پیدا کرده است. تحلیل‌های کارشناسی نشان می‌دهد که بخشی از فشارهای بیرونی، در قالب جنگ روایت‌ها و تلاش برای تأثیرگذاری بر ذهنیت عمومی دنبال می‌شود. در این میان، نقش رسانه‌ها دوگانه اما تعیین‌کننده است.

رسانه‌های مسئول می‌توانند با اطلاع‌رسانی دقیق، کاهش عدم‌قطعیت، مقابله با شایعات و ارائه تصویری واقع‌بینانه از شرایط، به تقویت انسجام اجتماعی کمک کنند. در مقابل، هرگونه آشفتگی در پیام، انتشار اطلاعات متناقض یا عدم هم‌ترازی میان اظهارات رسمی و واقعیت‌های میدانی، می‌تواند زمینه تضعیف اعتماد عمومی را فراهم کند.

در این میان، آنچه بیش از هر چیز نیازمند توجه است، انضباط ارتباطی در سطح مدیران و مسئولان است. هنگامی که درباره یک مسئله واحد، روایت‌های متفاوت و بعضاً متناقض از سوی منابع رسمی ارائه می‌شود، مرجعیت اطلاع‌رسانی دچار خدشه می‌شود و همین امر، فضای لازم برای گسترش شایعات و روایت‌های غیررسمی را فراهم می‌کند. بدیهی است که بخشی از این چالش‌ها ریشه در پیچیدگی شرایط، فشارهای بیرونی و محدودیت‌های ساختاری دارد، اما همین واقعیت، ضرورت هماهنگی و انسجام درونی را دوچندان می‌کند.

از منظر حکمرانی، یکی از مسائل قابل تأمل، نحوه مواجهه نهادی با بحران‌های چندلایه است. بررسی‌ها نشان می‌دهد که در برخی موارد، به‌جای شکل‌گیری بسته‌های سیاستی منسجم و زمان‌مند، نوعی پراکندگی در تصمیم‌گیری و اجرا مشاهده می‌شود.

این در حالی است که ماهیت انباشتی و به‌هم‌پیوسته بحران‌های اقتصادی و اجتماعی، مستلزم رویکردی هماهنگ، میان‌بخشی و مبتنی بر شواهد است. در چنین شرایطی، مسئولیت‌پذیری صرفاً به معنای واکنش به مسائل روزمره نیست، بلکه نیازمند درک کلان از وضعیت و اتخاذ تصمیماتی است که پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و روانی را به‌صورت توأمان در نظر بگیرد.

واقعیت آن است که در شرایط فشار، جامعه بیش از هر زمان دیگری به «صداقت راهبردی» نیاز دارد؛ صداقتی که در آن، تصویر ارائه‌شده از وضعیت، با تجربه زیسته مردم همخوانی داشته باشد. کوچک‌نمایی یا تأخیر در بیان واقعیت‌ها، نه‌تنها کمکی به مدیریت بحران نمی‌کند، بلکه می‌تواند به فرسایش اعتماد عمومی بینجامد. در کنار آن، «اقتدار در اجرا و هماهنگی» نیز اهمیت اساسی دارد؛ به این معنا که سیاست‌ها باید دارای متولی مشخص، زمان‌بندی روشن و شاخص‌های قابل ارزیابی باشند تا از سطح شعار فراتر رفته و به نتایج ملموس منجر شوند.

همچنین، مدیریت فعال حوزه رسانه و ارتباطات، به‌عنوان بخشی جدایی‌ناپذیر از حکمرانی در شرایط بحران، نیازمند بازتعریف جدی است. ایجاد سازوکارهای اطلاع‌رسانی سریع، شفاف و مبتنی بر داده، می‌تواند از شکل‌گیری خلأ اطلاعاتی جلوگیری کند؛ خلأیی که معمولاً به‌سرعت توسط شایعات و روایت‌های غیررسمی پر می‌شود. در این چارچوب، پرهیز از اظهارات شتاب‌زده، ناهماهنگ و فاقد پشتوانه کارشناسی، از سوی همه بازیگران رسمی، ضرورتی انکارناپذیر است.

در نهایت، باید توجه داشت که شرایط کنونی، با الگوهای متعارف مدیریت قابل اداره نیست. آنچه امروز مورد انتظار است، گذار از رویکردهای حداقلی و واکنشی به سمت حکمرانی فعال، هماهنگ و تاب‌آور است. در چنین چارچوبی، نقش مسئولان فراتر از مدیریت روزمره تعریف می‌شود و به سطحی از مسئولیت‌پذیری می‌رسد که مستلزم تلاش مضاعف، شفافیت بیشتر و تمرکز بر نتایج واقعی در زندگی مردم است.

این یک انتخاب اختیاری نیست، بلکه ضرورتی است که از دل شرایط پیچیده کنونی برآمده و نحوه مواجهه با آن، در آینده اجتماعی و میزان تاب‌آوری جامعه بازتاب خواهد یافت.

کد مطلب 2795240

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha