هزینه فایده های جنگ تحمیلی/ محمد هادیفر

سرویس ایران - جنگ نابرابر و نامتقارنی که در نهم اسفند 404 با هدف نابودی 48 ساعته ایران پس از هشت ماه وقفه نسبت به جنک ۱۲ روزه با صدور فرمان از اتاق فکر سازمان جهانی یهود و با آرتیستی آمریکا شعله ور شد. 

کرد پرس- بزعم آنها در ساعت اولیه نبرد عمده اهداف جنگ با حذف رهبران نظام تحقق یافته تا جایی که  رئیس جمهور سالخورده  و متوهم آمریکا مدعی انتخاب رهبر آینده ایران بود. آمریکا با چند محاسبه مانند توانمندی های نظانی ارتش آمریکا، اطلاعات جاسوسی رژیم صهیونی، نیز  ژئوپلوتیک کشورهای جنوب ایران،  نفوذی های داخل کشور، قدرت نیروی احتیاط ناتو و اهتمام به همراهی کشور های اروپایی و عدم تاب آوری مردم ایران، استفاده از احزاب اپوزسیون و .. . ایران را تضعیف و نهایت با یک پیاده روی نظامی مانند آنچه در سال 2003 در عراق رخ داد، به اهداف دیرین خود در ایران برسند. 
ولی پس از 38 روز نبرد تمام عیار، نه اینکه به اهدافی نرسیدند بلکه موارد زیر  برای آمریکا و جهانیان ثابت شد.

مهمترین دستاوردی که انتظارش را نداشتند تعیین رهبر و استمرار مسیر گفتمان غالب کشور و بالتبع انسجام ملی ایرانیان داخل و خارج از کشور بود.  تنگه هرمز بعنوان رگ حیاتی اقتصاد جهانی در اختیار  ایران قرار گرفت و کشورهای حاشیه خلیج فارس از رونق اقتصادی فروماندند و همای اقتصاد از بام بی سقف و ستون آنها پرکشید و در خوشبینانه ترین حالت همای اقتصاد منطقه خلیج فارس بربام همپیمان جدید ایران در منطقه خواهد نشست. 
حباب کاذب اقتدار کشورهای منطقه ترکید وبا زلزال سیاسی آمریکا همگی خود را درمقابل قدرت منطقه ایران تنها یافتند. خود باوری  مقاومت اسلامی در مقابل اسرائیل و قوت گرفتن یمن در باب المندب و بازتولید جریانات جهادی که از دل جهان اسلام در حال ظهور می باشند از جمله آثار جنگ آمریکا علیه ایران بود. 
حضور و ظهور مردم درخیابان های شهرها و قراء کشور بعنوان پدیده ای نوین در حوزه امنیت ملی گشوده شد که نمونه آن قبلا وجود نداشت. 
تغییر نام وزارت دفاع آمریکا به وزارت جنگ و واگذاری آن به سرگرد اخراجی ارتش به نام  پیتر هگست با دو ازدواج رسمی و یک ازدواج غیر مشروع، زمینه های تحقیر ارتش آمریکا را فراهم کرد و بدنبال آن ریزش و استعفای ارتشیان شناسنامه دار شروع شد. انتقاد عقلای آمریکا از رفتار های احساسی ترامپ توام با استعفای ارکان سیاسی دولت، آهنگ معکوس اقتدار آمریکا نواخته شد. 
اروپا از او رویگردان شد. کشورهای حاشیه خلیج فارس یا بهتر گفته شود مستعمرات امریکا ! از او نامید شدند. دست قدرت آمریکا برای چین و روسیه آشکار شد. نارضایتی داخلی در این کشور اوج گرفت و در نهایت ابهت آمریکا را در جهان با چالش جدی مواجه کرد. 
به اذعان عمده غربی ها علیرغم ضربات سخت آمریکا به زیر ساختها و مدیران ارشد ایران، نه تنها این کشور از هم نپاشید بلکه موجب تجمیع اجزاء پیکره و مانع تجزیه این کشور گردید و به قدرتی نوظهور در کنار قدرتهای جهانی تبدیل شد.
 قدرتی که با اتکا به اندیشه دفاع از مظلوم در مقابل ظالم به گفتمانی جهانی تبدیل گردید و ناسیونالیزم خفته ایرانی را بیدار کرد پس از سالها پراکندگی مجددا ایرانی ها را حول محور ایران جمع کرد. چه بسا با این تحولات بنیادین در انتظار تغییرات ژئوپلوتیک در سطح منطقه غرب آسیا نباشیم.  
از دستاوردهای دیگر  این جنگ تقابل دیدگاه ملت های مسلمان با دولت های حاکم بر آن کشورها بود مزید بر این تقابل باز خورد تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران موجب رشد بنیادگرائی اسلام در منطقه شده و نیروهای جهادی موجود نیز یکی پس از دیگری جبهه ایران را انتخاب کرده اند و پیش بینی می شود قدرت نوظهوری از نیروهای جهادی اسلامی اعم از شیعی و سنی در منطقه فراتر از جریانات گذشته شکل بگیرد.
 نهایتا آمریکا جهت خروج از بن بست جنگ به مذاکره ای بدون برنامه تمکین کرد کما اینکه برای حمله نیز برنامه ای نداشت . حمله ای که با تحریک اسرائیل  و توهم پیروزی بر ایران تحمیل کرد. اما با رویدادهای چهل روزه جز اینکه به یک شکست تحمیلی تن دهد و یک پیروزی اختیاری را برای جبهه مظلومین منطقه به ارمغان آورد چاره ای نداشت.
برای اولین بار در نیم قرن اخیر دنیا با چشمانی باز به مسائل ایران نگریست  و این حاصل رفتار های هوشمندانه ایران بود که نه بر طبل جنگ کوبید و نه از هیمنه دشمن ترسید بلکه با اتکای به مردم خود جلوی متجاوز ایستاد. با این توصیف نه منطقه خاورمیانه به گذشته بازمی گردد و نه ایران به شرایط قبل از جنگ برخواهد گشت بنابراین  آمریکایی ها باید از ترامپ بپرسند، آمریکا چه هزینه هایی برای این جنگ کرد و به چه فایده هایی دست یافت؟

کد مطلب 2794752

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha