به گزارش کردپرس، انتخاب نزار آمِدی بهعنوان رئیسجمهور جدید عراق در ۱۱ آوریل ۲۰۲۶، به صحنهای تعیینکننده برای سنجش وزن واقعی احزاب کُردی در بغداد تبدیل شد؛ صحنهای که بیش از هر چیز، کاهش توان ائتلافسازی حزب دموکرات کردستان عراق را آشکار کرد.
در این رأیگیری، آمِدی که از چهرههای اتحادیه میهنی کردستان (PUK) به شمار میرود، توانست در دور دوم با ۲۲۷ رأی پیروز شود. در مقابل، فؤاد حسین، نامزد حزب دموکرات کردستان عراق، حتی در دور نخست نیز موفقیتی کسب نکرد و تنها ۱۶ رأی به دست آورد. این در حالی بود که حزب دموکرات کردستان عراق جلسه را تحریم کرده بود، اما این تحریم نتوانست مانع تشکیل جلسه شود و پارلمان با حضور ۲۵۲ نماینده، به حد نصاب لازم دست یافت.
نشانههای انزوای سیاسی
ترکیب حاضران و غایبان در جلسه، تصویر روشنی از میزان انزوای حزب دموکرات کردستان عراق ارائه داد. تقریباً تمامی جریانهای اصلی سنی، از جمله ائتلافهای نزدیک به محمد الحلبوسی، در جلسه شرکت کردند. در میان شیعیان نیز تنها بخشی محدود از جریانهای نزدیک به نوری المالکی جلسه را تحریم کردند و حتی برخی متحدان سنتی او نیز صف خود را جدا کردند.
نکته مهمتر، رفتار نمایندگان کُرد بود. برخلاف انتظار حزب دموکرات کردستان عراق، بیش از نیمی از نمایندگان کُرد (۳۰ نفر از ۵۶ نماینده) در جلسه حضور یافتند. این موضوع بهطور ضمنی نشان داد که اکثریت کُردها با این دیدگاه حزب دموکرات کردستان عراق که انتخاب نامزد کُرد باید ابتدا درون احزاب کُردی تعیین شود، موافق نیستند و ترجیح میدهند تصمیمگیری در چارچوب پارلمان انجام شود.
شکاف میان قدرت انتخاباتی و قدرت سیاسی
این رویداد صرفاً یک شکست پارلمانی نبود، بلکه نشانهای از یک روند عمیقتر است: ناتوانی حزب دموکرات کردستان عراق در تبدیل قدرت انتخاباتی به ائتلافهای مؤثر در بغداد. در نظام سیاسی چندپاره عراق، پیروزی در انتخابات بهتنهایی کافی نیست؛ موفقیت واقعی در گرو توانایی شکلدهی به ائتلافهای پایدار و حضور در «مرکز ثقل قدرت» است.
در این زمینه، تجربه سال ۲۰۲۲ قابل توجه است. در آن زمان، حزب دموکرات کردستان عراق با مقتدی صدر و الحلبوسی ائتلافی برای تشکیل دولت اکثریت ایجاد کرد، اما این پروژه با مخالفت جریانهای شیعی رقیب، بهویژه چارچوب هماهنگی، ناکام ماند. در مقابل، اتحادیه میهنی کردستان با پیوستن به اردوگاه پیروز، توانست موقعیت خود را تثبیت کند.
تغییر مرکز ثقل قدرت در بغداد
یکی از خطاهای راهبردی حزب دموکرات کردستان عراق در سال ۲۰۲۶، اتکا به ائتلاف با نوری المالکی بود؛ در حالی که توازن قدرت در میان شیعیان تغییر کرده است. امروز بازیگران اصلی، چهرههایی مانند محمد شیاع السودانی، قیس خزعلی و عمار الحکیم هستند که در تعامل نزدیکتری با الحلبوسی و بافل طالبانی قرار دارند.
این تغییر موجب شده است که ابزارهایی که پیشتر برای تأثیرگذاری در بغداد کارآمد بودند—مانند تحریم جلسات برای شکستن حد نصاب—دیگر کارایی گذشته را نداشته باشند.
برتری تاکتیکی PUK در ائتلافسازی
در مقابل، اتحادیه میهنی کردستان نشان داده که در استفاده از ابزار ائتلافسازی عملکرد مؤثرتری دارد. این حزب در سالهای اخیر با نزدیک شدن به جریانهای سنی و شیعی، توانسته دستاوردهای ملموسی کسب کند؛ از جمله بهدست آوردن مناصب کلیدی در استانهایی مانند کرکوک.
این موفقیتها نه به دلیل برتری عددی، بلکه ناشی از درک دقیقتر از سازوکار قدرت در بغداد و انعطافپذیری بیشتر در تعاملات سیاسی است.
ابعاد نسلی و سبک رهبری
بخشی از این شکاف به تفاوتهای نسلی نیز بازمیگردد. رهبران جدید عراق—از السودانی تا الحلبوسی و بافل طالبانی—در مقایسه با چهرههایی مانند مسعود بارزانی و المالکی، به نسل جدیدتری تعلق دارند و شبکههای سیاسی متفاوتی را نمایندگی میکنند.
همچنین، سبک رهبری نیز اهمیت دارد. بافل طالبانی با حضور فعال در بغداد و تعامل مستقیم با بازیگران مختلف، روابط شخصی مؤثری ایجاد کرده است، در حالی که سبک رهبری بارزانی بیشتر مبتنی بر فاصله و واسطههاست؛ رویکردی که در فضای سیاسی شخصیمحور عراق، کارایی کمتری دارد.
پیامدهای داخلی و نمادین
این ضعف تنها به بغداد محدود نمیشود. در داخل اقلیم کردستان نیز، حزب دموکرات کردستان عراق با وجود پیروزی انتخاباتی در سال ۲۰۲۴، هنوز نتوانسته کابینه جدیدی تشکیل دهد؛ موضوعی که نشاندهنده همان مشکل ساختاری در ائتلافسازی است.
از سوی دیگر، انتخاب نزار آمِدی—که اهل منطقه بادینان و نزدیک به پایگاه سنتی خانواده بارزانی است—ابعاد نمادین مهمی نیز دارد. این انتخاب از نگاه بخشی از نخبگان کُرد، بهمنزله نفوذ اتحادیه میهنی در حوزهای تلقی میشود که historically تحت نفوذ حزب دموکرات کردستان عراق بوده است.
جمعبندی
در مجموع، حزب دموکرات کردستان عراق همچنان در مناطق تحت کنترل خود—بهویژه اربیل و دهوک—قدرت مسلط است. اما در سطح ملی، جایی که سیاست بر پایه مذاکره و ائتلاف شکل میگیرد، این حزب با چالش فزایندهای مواجه است.
انتخاب رئیسجمهور جدید عراق نشان داد که مسئله اصلی حزب دموکرات کردستان عراق نه کمبود رأی، بلکه ناتوانی در تبدیل این رأی به قدرت سیاسی در بغداد است؛ ضعفی که در صورت تداوم، میتواند موقعیت این حزب را در معادلات آینده عراق بیش از پیش تضعیف کند.
نشنال کانتکست

نظر شما