خبرگزاری کردپرس _ ایران سرزمین بلاها و برخاستنهاست. فرهنگ ایرانی در طول تاریخ و تمدن هزاران ساله خود یورش و حملات بسیاری را از سرگذرانده است و اما سرو سربلند آن تناور بوده و تابآوری کرده است. بسیاری از خصلتها و خصائص فرهنگی و رفتارهای اجتماعی امروز ما ایرانیان هم متاثر از همین تجربههای تاریخی و مکرر است.*"ما برای آن که ایران خانه خوبان شود رنج دوران برده ایم ،خون دلها خورده ایم"*
مردم ایران در شرایط خاص مثل زلزله و جنگ و ... ( و بر خلاف شرایط عادی ) بسیار نوعدوست و با گذشت و متحد ظاهر میشوند من آنرا "سرمایه اجتماعی اضطراری " مینامم.
در شرایط بحرانی از منظر اجتماعی چگونه دوام بیاوریم؟!
تابآوری اجتماعی و روانی در شرایط خاص و بحرانی برای حفاظت از "حیات جامعه" و حفظ انسجام اجتماعی و پرهیز از شایعات بسیار ضروری است. در این راستا جویا شدن از احوال بستگان، دوستان و کمک به خانوارهای در معرض خطر و آسیبپذیری مانند سالمندان، فقرا و کودکان که در روح نوروز ایرانی و سفارشهای دینی ما هم مستتر و بسیار تاکید شده نیاز امروز وطن ماست. تاب آوری اجتماعی سه بعد مهم دارد:
تابآوری سازهها
تابآوری سامان اجتماعی
تابآوری سازمانی (مدیریت بحران)
سازهها چقدر در برابر شوک و ضربه و فاجعه مقاومت میکنند پلها، ساختمانها و سازهها.
تابآوری سامان اجتماعی یعنی جامعه و مردم در شرایط بحرانی چقدر به هم اعتماد داشته باشند و رعایت احوال هم کنند تا شیرازه نظم اجتماعی تا بازگشت جامعه به شرایط پیش از بحران از هم نپاشد.
تابآوری سازمانی هم یعنی مدیریت بحران پاسخگوی نیازها بوده و پدافند غیرعامل موثر داشته باشد.
"نوروز" نماد صلح، نوعدوستی و بیکدورتی در فرهنگ ایرانی است ولی با تاسف مهاجمان حتی در روز نوروز هم استراحت نکردند و حملات را قطع نکردند.
مردم ایران، مردمان فوق العادهای هستند و امیدوارم دولتمردان و سیاستگذاران اجتماعی و فرهنگی در "فردای پساجنگ" بیش از قبل و این روزها قدر این مردم نجیب را بدانند و به سان امروز سبکهای زندگی اجتماعی متنوعی را که در مخالفت با هجوم بیگانه در رسانهها به نمایش میگذارد به رسمیت شناخته و آنها را به تفاوت هر رنگ و زبان و سلیقه پاسداری کند.
انتظار مراعات از دشمن چندان عقلانی نیست اما جنگ هم قوانین و قواعد خود را دارد و مدرسه، دانشگاه و بیمارستان در همه کنوانسیونها مناطق امن و مصون از تعرض تعریف شده با تاسف فراوان در مدرسه میناب، دانشگاه علم و صنعت ... چنین نشد.
دانشگاه و نهاد علم، آموزش و آگاهی در ساختن امروز و فردای ایران مسولیت اجتماعی مهمی (در هر شرایطی) بر عهده دارد که در شرایط جنگی و فردای بازسازی مهین عزیز این رسالت دو چندان خواهد شد و شکوفایی اقتصادی و توسعه اجتماعی نیازمند "دانشگاه در خدمت جامعه" است.
وطن دوستی ایرانیان شهره عام و خاص است، برخی بداندشیان داخلی و مافیاها، متخاصمان خارجی و بعضی همسایگان نانجیب و تازه به دوران رسیده (که تنب و خارک خار چشم آنها شده تصور میکنند این روزها آب خلیج فارس سربالا میرود) در طول تاریخ چشم دیدن آرامش مردم ایران و سربلندی و یکپارچگی آن را نداشتند. از این رو حمایت از تمامیت ارضی ایران باید یک اصل خدشه ناپذیر برای همه ما ایرانیان (با همه تفاوت های خرده فرهنگی) و بویژه دانشگاهیان باشد.
در یک ماه اخیر برخی از محل اصابتها را از نزدیک دیدم و هرگاه احساس کردم آن پرتابهها جایی از تن من اصابت کرده و آنرا زخمی کرده، ایران وطنم پاره تنم.
برای ایران عزیزم روزهای امن و آرامی آرزو میکنم و در یک کلام میگویم "دریغ است ایران که ویران شود "و هرگز چنین مباد!

نظر شما