زریوار، همان آینهی فیروزهای، انگار از هیچ جنگی خبر ندارد. لکلکها روی آشیانههای بلندش ایستادهاند و به افق زل زدهاند؛ جایی که شاید دورتر از آن غوغایی برپا باشد، اما اینجا... اینجا بوی نان تازه هنوز در کوچهها میپیچد.
مردم مریوان، جنگ را در شناسنامههایشان دارند، اما در چشمهایشان نه. مردانی که با شال و کوا در بازار قدم میزنند و زنانی که با لباسهای رنگین، سیاهیِ اخبار را وصله میزنند. آنها یاد گرفتهاند که روال عادی زندگی، خودش بزرگترین سیلی بر صورت جنگ است.
حتی اگر سایهی نبرد ایران و آمریکا بر سر نقشهها سنگینی کند، در مریوان هنوز هم مهمترین خبر روز، کیفیتِ انگور مریوان و رقصِ باد میان نیزارهاست.
اینجا زندگی نه متوقف میشود و نه عقب مینشیند. مریوان ثابت کرده است که در میانه آشوبِ جهان، میتوان جزیرهای ماند برای آرامش؛ حتی اگر دنیا خوابِ دیگری برایمان دیده باشد.
اینجا مریوان است؛ شهری که نامش همراه با صبوری می آید؛ در روزگاری که تیتر اول اخبار ایران و جهان، از غرش جنگندهها و تقابل ناوها در خلیج فارس میگوید، اینجا در لبهی غربی وطن، عقربهها هنوز با آرامش میچرخند.
کد مطلب 2794539

نظر شما