به گزارش خبرنگار کردپرس، «روز حمله در خانه تنها بودم. وقتی صدای انفجار اومد فقط تونستم خودم رو سینه خیز به زیر میز تحریر بکشونم. شانس آوردم با اولین انفجار پناه گرفتم وگرنه معلوم نبود چه اتفاقی برام می افتاد. تمام شیشه های اتاق به داخل پرتاب شدن و اگر زیر میز نمی رفتم قطعاً زخمی می شدم». این گفته های «سامیار» است. نوجوان ۱۴ ساله ای که دچار معلولیت است و نمی تواند راه برود. او که در روز حمله آمریکا-اسرائیل به قروه در خانه تنها بوده، گرچه از آسیب فیزیکی نجات یافته اما آسیب روانی وارد شده بر او آن قدر شدت داشته که به روان درمانی روی آورده است. قطعاً این تنها مشکل «سامیار» نیست و هستند کسانی دیگر که معلولیت دارند و در این شرایط جنگی بیشتر از دیگر اشخاص با بحران های جدی دست به گریبانند. کسانی که چه در شرایط عادی و چه در شرایط بحرانی آن طور که باید مورد توجه قرار نمی گیرند. توجهی که «علی» هم از غفلت آن می گوید. جوانی ۲۲ ساله که نابینا بوده و در زمان حمله دچار شوک عصبی شد و نمی دانست چه باید بکند. «خونه ما نزدیک مکان مورد هدف هست و همین که صدای افنجار بلند شد از ترس تنها کاری که کردم این بود که با صدای بلند فریاد زدم و بعد نشستم و سرم رو بین زانوهام گذاشتم. در اون زمان کسی از اعضای خانواده ام کنارم نبودند تا کمکم کنند و من تنها تا رسیدنشون دچار هراسی شدم که تا به حال تجربه نکردم». جدای از «سامیار» و «علی»، هستند دیگر معلولانی که گرچه در نزدیکی مکان های حساس نیستند اما با استرس و نگرانی در این شرایط زندگی می کنند و مشکلاتشان چندین برابر شده است.
رسیدگی و توجه به گروه های حساس در جامعه همانند معلولان، سالمندان، بانوان باردار، کودکان و بیماران در بحران های این چنینی جزو وظایف مهم دولت ها و نهادهای حمایتی است. این درست همان چیزی است که «مجید زارعی» به عنوان روانشناس اورژانس اجتماعی قروه به آن اشاره می کند. «در شرایط بحران و جنگ، توجه عمومی اغلب بر مسائل امنیتی و فوری متمرکز میشود؛ اما در میان این شرایط، گروههایی در جامعه وجود دارند که بیش از دیگران در معرض آسیب قرار میگیرند. یکی از این گروهها افراد دارای معلولیت هستند؛ افرادی که ممکن است با محدودیتهای حرکتی، حسی یا شناختی زندگی کنند و در زمان بحران به حمایت و توجه بیشتری نیاز داشته باشند».
به گفته او «جنگ و ناامنی میتواند برای افراد دارای معلولیت چالشهای چند برابری ایجاد کند. تغییر ناگهانی شرایط زندگی، اختلال در دسترسی به خدمات درمانی و توانبخشی، جابه جایی های اضطراری و افزایش اضطراب عمومی جامعه، همگی میتوانند فشار روانی و عملی زیادی بر این افراد و خانوادههایشان وارد کنند».
دسترسی به اطلاعات قابل فهم
یکی از مهمترین نیازها در زمان بحران، دسترسی به اطلاعات دقیق و قابل فهم است. «زارعی» ضمن بیان این نکته یادآور شد «افراد ناشنوا، نابینا یا دارای معلولیت شناختی ممکن است در دریافت اطلاعات ضروری با مشکل مواجه شوند. لازم است اطلاعرسانیها تا حد امکان به شیوههای مختلف ارائه شود؛ از جمله زیرنویس، توضیحات صوتی، یا زبان ساده، تا همه افراد بتوانند از دستورالعملهای ایمنی آگاه شوند».
حمایت در زمان جابه جایی و شرایط اضطراری
دیگر نکته ای که این روان درمان گر به آن پرداخت مربوط به حمایت در زمان جابجایی است. «در شرایطی مانند تخلیه اضطراری یا پناه گرفتن، افراد دارای معلولیت ممکن است برای حرکت یا تصمیمگیری سریع با دشواری روبرو شوند. حضور اعضای خانواده، همسایگان یا نیروهای امدادی آگاه میتواند در این مواقع بسیار تعیین کننده باشد. توجه به مسیرهای دسترسپذیر و کمک در جابهجایی امن از جمله اقداماتی است که میتواند خطرات احتمالی را کاهش دهد».
توجه به نیازهای پزشکی و توانبخشی
«مجید زارعی» توجه به نیازهای پزشکی و توانبخشی را دیگر موردی دانست که باید برای معلولان مدنظر قرار گیرد. «بسیاری از افراد دارای معلولیت به دارو، تجهیزات کمکی یا خدمات توانبخشی وابسته هستند. در شرایط بحران باید تلاش شود این نیازها نادیده گرفته نشود. خانوادهها و مراکز حمایتی نیز بهتر است در صورت امکان، داروها و وسایل ضروری مانند سمعک، عصا، ویلچر، باتری وسایل پزشکی یا نسخههای دارویی را در دسترس و آماده نگه دارند».
حمایت روانی و حفظ کرامت انسانی
او در ادامه بر حمایت روانی و حفظ کرامت انسانی این قشر از جامعه تأکید کرد. «همانند دیگر اعضای جامعه، افراد دارای معلولیت نیز در شرایط جنگی ممکن است دچار اضطراب، ترس یا احساس ناامنی شوند. گفت و گو، همدلی و اطمینان بخشی میتواند نقش مهمی در کاهش این فشار روانی داشته باشد. در عین حال مهم است که به کرامت و استقلال این افراد احترام گذاشته شود و از نگاه صرفاً ترحمآمیز پرهیز شود».
نقش جامعه در همبستگی
مطابق سخنان این روانشناس «در روزهای دشوار، همبستگی اجتماعی اهمیت بیشتری پیدا میکند. همسایگان، دوستان و اعضای جامعه میتوانند با توجه ساده اما آگاهانه، مانند سر زدن به افراد دارای معلولیت در اطراف خود یا کمک در تهیه نیازهای ضروری، نقش مهمی در افزایش امنیت و آرامش آنان ایفا کنند.
در نهایت، جامعهای که در شرایط بحران نیز گروههای آسیبپذیر خود را فراموش نمیکند، جامعهای انسانیتر و پایدارتر است. توجه به نیازهای افراد دارای معلولیت نه تنها یک مسئولیت اجتماعی، بلکه نشانهای از بلوغ اخلاقی و همبستگی انسانی است»./

نظر شما