ایران، راهبرد مهار و سناریوی تجزیه؛ بازخوانی یک نگرش سیاسی

سرویس کردستان - مهدی مظفری، دکترای حقوق بین الملل و فعال سیاسی، با اشاره به نقل قولی از مارک لوین چهره نزدیک به دونالد ترامپ مبنی بر اینکه هدف از فشارهای مضاعف و تهدیدهای نظامی علیه ایران، نه دموکراسی بلکه مهار قدرت رو به رشد آن است، بر این باور تأکید دارد که ایران در آستانه نقطه ای تعیین کننده در معادلات قدرت جهانی قرار گرفته است.

به باور قدرت های غربی، ایران برای مهار شدن بیش از اندازه بزرگ است. علیرغم راهبردهای نظامی، سیاسی و تحریم های اقتصادی بی سابقه در طول تاریخ، آنان نتوانسته اند راهبرد مهار ایران را به نتیجه ملموس برسانند. از همین رو، در نگاه این قدرت ها، «ایران بزرگ» باید دچار انشقاق، گسست هویتی و فعال شدن گسل های قومی شود.

نکته تاریخی مهم آن است که قدرت های خارجی در دو قرن اخیر، هرگاه در تحمیل سیاست های خود به ایران با چالش مواجه شده اند، به طور مستمر به سمت سناریوهای تجزیه طلبانه، تجهیز گروه های معارض و حمایت از فعالیت های مسلحانه حرکت کرده اند. در هر مقطع ضعف، بخش هایی از سرزمین ایران جدا شده و به همین دلیل، پروژه تجزیه ایران از دوران قاجار آغاز و تا امروز ادامه یافته است.

ایران کنونی تنها حدود ۳۰ درصد از سرزمین هایی است که در تاریخ با عنوان «ایران زمین» یا «ایران بزرگ» شناخته می شد. در مجموع، حدود ۳.۶ میلیون کیلومتر مربع از این حوزه تاریخی جدا شده است؛ رقمی که از منظر این تحلیل، در تاریخ ایران و حتی جهان کم نظیر تلقی می شود. بر این اساس، قدرت های جهانی در دوره های مختلف تلاش کرده اند با تجزیه این سرزمین، از بالفعل شدن ظرفیت های آن جلوگیری کرده و ایران را مهار کنند. بررسی تاریخی نیز نشان می دهد هر زمان حکومت مرکزی دچار ضعف شده، بخش هایی از این جغرافیا تحت فشار قدرت های بزرگ از روسیه تا انگلستان و عثمانی جدا شده است.

در دوران افشاریه و حکومت نادرشاه افشار، ایران به گسترده ترین قلمرو خود پس از سقوط ساسانیان دست یافت و بر تمام یا بخش هایی از کشورهای امروزی مانند ارمنستان، گرجستان، جمهوری آذربایجان، افغانستان، تاجیکستان، بحرین، ترکمنستان، ازبکستان، پاکستان، عراق، کویت، ترکیه، امارات متحده عربی و عمان تسلط داشت. اما پس از مرگ نادرشاه و تضعیف حکومت مرکزی، این ساختار به سرعت فروپاشید و زمینه برای مداخلات خارجی فراهم شد.

در دوره قاجار نیز ضعف ساختاری حکومت، ناتوانی نظامی و فقدان اقتدار سیاسی، قدرت های جهانی را به اجرای جدی تر پروژه تجزیه ایران ترغیب کرد؛ روندی که به صورت مستمر در طول این دوره ادامه یافت و بخش های متعددی از سرزمین ایران از دست رفت.

در دوران پهلوی، علی رغم ادعای اقتدار، به دلیل وابستگی به غرب، توان ایستادگی مؤثر در برابر فشارهای خارجی وجود نداشت. در این دوره نیز بخش هایی مانند دشت ناامید، بحرین، کوه آرارات کوچک، منطقه قره سو، دهکده فیروزه و جزایر زرکوه و آریانا از ایران جدا شدند؛ رخدادهایی که در این روایت، ناشی از ضعف، ترس و وابستگی سیاسی تلقی می شود.

با پیروزی انقلاب اسلامی، به زعم این تحلیل، الگوی «تجزیه مسالمت آمیز» متوقف شد. با این حال، قدرت های خارجی با این تصور که ایران دچار ضعف شده، تلاش کردند از طریق حمایت از گروه های تجزیه طلب در مناطق مختلف از کردستان تا خوزستان، آذربایجان، ترکمن صحرا و بلوچستان این مسیر را ادامه دهند. ناکامی این تلاش ها، به جنگ ایران و عراق منتهی شد که با هدف تجزیه خوزستان و با حمایت گسترده قدرت های خارجی آغاز شد. در این میان، انسجام ملی و واگذاری دفاع از تمامیت ارضی به مردم، از عوامل اصلی ایستادگی ایران عنوان می شود.

اگر به فعالیت برخی اندیشکده ها مانند بنیاد دفاع از دموکراسی ها (FDD) نگاهی انداخته شود پی می بریم که در سال های اخیر، ایده هایی مانند «ایران فراتر از فارس است» را مطرح کرده و بر اهمیت شکاف های قومی به عنوان یک نقطه آسیب پذیر تأکید داشته اند و از منظر این تحلیل، چنین رویکردهایی در پی بهره برداری از تنوع قومی برای تضعیف انسجام ملی هستند.

تحولات اخیر در میان برخی جریان های اپوزیسیون خارج از کشور نیز از این زاویه مورد توجه قرار گرفته است؛ به ویژه آنجا که برخی نشانه ها از پذیرش یا همراهی با گفتمان های تجزیه طلبانه مشاهده شده است. این وضعیت، در کنار درخواست هایی برای مداخله نظامی خارجی، می تواند به تشدید دوگانگی ها و افزایش خطر درگیری های داخلی منجر شود.

در چنین شرایطی، برخی تحلیلگران نسبت به سناریوی «فرسایش تدریجی حاکمیت» هشدار می دهند؛ وضعیتی که در آن، کشور به تدریج به صحنه رقابت گروه های مسلح تبدیل می شود مشابه آنچه در سوریه، لیبی و یمن رخ داده است. در این چارچوب، خطر اصلی نه فروپاشی ناگهانی، بلکه تضعیف تدریجی کنترل دولت مرکزی ارزیابی می شود.

با این حال، چنین سناریوهایی مبتنی بر درک ناقص از هویت ملی ایرانی است. ایران، کشوری با جمعیتی حدود ۹۰ میلیون نفر و دارای پیوندهای عمیق تاریخی، فرهنگی و تمدنی است. اگرچه تنوع قومی کرد، آذری، بلوچ و عرب واقعیتی انکارناپذیر است، اما نیروی همگرای هویت ملی در بسیاری از مقاطع تاریخی، نقش تعیین کننده ای در حفظ یکپارچگی کشور ایفا کرده است.

اگر تحولات امنیتی اخیر و برخی اقدامات تجزیه طلبانه، در چارچوب سناریوهای طراحی شده توسط بازیگران خارجی تحلیل شود نیز پی می بریم که سناریوهایی با بهره گیری از شرایط بحران، در پی فعال سازی هم زمان جبهه های داخلی و خارجی هستند که می توان به نمونه هایی مانند وضعیت سوریه و لیبی به عنوان الگوهای قابل تعمیم اشاره کرد.

حفظ تمامیت ارضی ایران، در گرو ترکیبی از هوشیاری در برابر تهدیدات خارجی و اصلاحات داخلی است. تأکید می شود که در کنار مقابله با جنگ رسانه ای و امنیتی، نهادهای حکومتی باید برای حل مشکلات اقتصادی و کاهش نارضایتی های انباشته شده، اقدامات فوری و مؤثر انجام دهند. تنها در این صورت است که می توان انتظار داشت انسجام ملی تقویت شده و تلاش های خارجی برای بی ثبات سازی کشور ناکام بماند.

کد مطلب 2794247

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha