کردپرس- در بحبوحۀ تشدید تنشها و درگیریهای نظامی در خاورمیانه، روایتها و تحلیلهای گوناگونی درباره پیامدهای این بحران در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی منتشر میشود. برخی از این تحلیلها تلاش میکنند تحولات جاری را فراتر از رویارویی نظامی محدود، به عنوان بخشی از دگرگونیهای بزرگتر در موازنه قدرت منطقهای و جهانی تفسیر کنند. یادداشت پیشرو نیز با چنین نگاهی نوشته شده و میکوشد مجموعهای از رخدادهای نظامی، سیاسی و اقتصادی را در کنار هم قرار دهد تا تصویری از پیامدهای احتمالی جنگ و تأثیر آن بر جایگاه بازیگران اصلی منطقه ارائه دهد.
اکنون رویدادی تاریخی از سوی ایران در حال شکلگیری است که دل بسیاری از مردم را به تپش انداخته است. تصور کنید ایرانیها میگویند هر کشوری اگر سفارتهای آمریکا و اسرائیل را از خاک خود اخراج کند، اجازه خواهند داد کشتیهای آن کشور بدون هدف قرار گرفتن از تنگه هرمز عبور کنند!
از سوی دیگر، به نظر میرسد آن رؤیای دروغینی که دونالد ترامپ در آن زندگی میکرد در حال فروپاشی است. او کمکم دارد از بحران بزرگی که خود و کشورش را در آن گرفتار کرده آگاه میشود؛ بحرانی که ممکن است خسارتی جبرانناپذیر به اعتبار و جایگاه آمریکا در خاورمیانه وارد کند. تا جایی که اکنون شروع کرده اطرافیان خود، بهویژه جرد کوشنر صهیونیست را سرزنش کند؛ کسی که نامش در پروندههای اپستین آمده و مانند یک مهره بازی در خدمت دستورکارهای صهیونیسم قرار گرفته است.
بیایید یکییکی این موضوعات را بررسی کنیم و همه سرنخها را کنار هم بگذاریم، تا بفهمیم در اطراف ما چه میگذرد.
بیایید از شوکی شروع کنیم که ساعاتی پیش راهروهای پنتاگون را لرزاند. این شوک گزارشی از روزنامه واشنگتن پست بود که فاش کرد ارتش آمریکا تنها در ۴۸ ساعت نخست حمله به ایران حدود ۵٫۶ میلیارد دلار مهمات مصرف کرده است.
اگر بزرگی این رقم را نمیدانید، باید گفت که همین مسئله باعث کمبود در ذخایر راهبردی مهمات دفاع هوایی شده است. به همین دلیل پنتاگون بخشی از سامانه تاد (THAAD) را از کره جنوبی خارج کرده و موشکهای پاتریوت را از منطقه اقیانوس هند منتقل کرده است تا خلأهایی را که موشکهای ایران در خاورمیانه ایجاد کردهاند پر کند؛ موشکهایی که اکنون مستقیماً اسرائیل را هدف قرار میدهند.
تصور کنید یک ابرقدرت مانند آمریکا مجبور شود بخشی از ذخایر دفاعی خود را از کشوری دیگر خارج کند فقط برای اینکه شکافهای سپر دفاعی اسرائیل را پر کند. مشکل اینجاست که نهتنها سامانههای کره جنوبی منتقل شدهاند، بلکه بخشی از سامانههای اقیانوس آرام و خلیج فارس نیز جمعآوری شده و برای حفاظت از اسرائیل منتقل شدهاند.
این چه معنایی دارد؟
به این معناست که ذخایر سلاحهای راهبردی در حال کاهش است و ترامپ تلاش میکند با جابهجایی و وصلهپینه کردن سامانهها، این کمبود نظامی را جبران کند تا هیبت قدرت نظامی آمریکا حفظ شود؛ هیبتی که اکنون در معرض خطر قرار گرفته است.
ترکیه نیز وقتی این خبر را شنید، متوجه شد که توان ویرانگر ایران هنوز در اوج است و موشکهای ایران همچنان فعالاند. بنابراین رسماً از ناتو درخواست کرد سامانه دفاعی پاتریوت اروپایی را در شهر مالاتیا در جنوب کشور مستقر کند تا در برابر هرگونه حمله احتمالی دفاع کند.
میدانید چه کسی دیگر از اتفاقی که در کره جنوبی رخ داد بهرهبرداری کرد؟
بیتردید کره شمالی.
چند ساعت پیش آمریکا و کره جنوبی مانور نظامی مشترکی با نام «سپر آزادی» آغاز کردند که قرار است ۱۱ روز ادامه داشته باشد.
در حالت عادی این موضوع چندان مهم تلقی نمیشود، اما این بار کیم یو جونگ، خواهر رهبر کره شمالی که گفته میشود ممکن است بهزودی قدرت را به دست بگیرد، با لحنی بسیار تندتر از گذشته به این مانورها حمله کرد و حتی تهدید به حمله پیشدستانه و ویرانگر علیه آمریکا و کره جنوبی کرد.
دلیلش روشن است: آنها احساس کردهاند آمریکا خسته و گرفتار بحران بزرگی شده است؛ بحرانی که هنوز بسیاری از مردم از آن خبر ندارند. خروج سامانههای تاد از کره جنوبی نیز بزرگترین نشانه این وضعیت است.
این برای آنها یک فرصت تاریخی است. به همین دلیل حتی تهدید کردهاند بیش از ۲۹ هزار سرباز آمریکایی مستقر در کره جنوبی را هدف قرار دهند.
در فرهنگ کردی ضربالمثلی هست که میگوید:
«وقتی گاو زمین بخورد، چاقوکش زیاد میشود.»
آمریکا شاید هنوز زمین نخورده باشد، اما مانند گذشته هم نیست و بهوضوح در نتیجه سیاستهای ترامپ وارد بحرانی بزرگ شده است. به همین دلیل اکنون حملهکنندگان علیه آن زیاد شدهاند.
یکی از این ضربهها از سوی روسیه آمده است. این کشور اعلام کرده صادرات گاز خود به اروپا را کاملاً متوقف میکند.
در این صورت اروپا با بحرانی بیسابقه روبهرو میشود؛ زیرا نه میتواند از خلیج فارس گاز وارد کند، نه گاز روسیه در اختیار دارد و نه چین صادرات خود را ادامه میدهد.
به همین دلیل اگر به سخنان نگرانکننده و توجیهگرانه ترامپ در مصاحبهای که شبکه ABC منتشر کرد توجه کنید، متوجه اضطراب او خواهید شد.
ترامپ اکنون برای آغاز این جنگ اطرافیان خود را سرزنش میکند و میگوید از پیامدهای آن خبر نداشته است.
او گفته است:«اگر ما به ایرانیها حمله نمیکردیم، به نظر من آنها قصد داشتند به ما حمله کنند.»
یعنی جنگی را آغاز کرده و بحران اقتصادی جهانی ایجاد کرده است صرفاً بر اساس پیشبینی و حدس شخصی خود.
عجیبتر اینکه گفته اطلاعاتی که بر اساس آن تصمیم به جنگ گرفته از جرد کوشنر، دامادش، به او رسیده است؛ فردی که از چهرههای مهم لابی صهیونیستی محسوب میشود و نامش در پروندههای جفری اپستین آمده است.
او همچنین از استیو ویتکاف، نماینده خاورمیانه، مارکو روبیو وزیر خارجه و پیت هگست وزیر جنگ نام برد. هگست معتقد است کشوری اسلامی که به دنبال «خرافات پیامبری» به وجود آمده نباید سلاح هستهای داشته باشد.
این چه معنایی دارد؟
به این معناست که ترامپ کنترلکننده واقعی روند این جنگ نیست. کنترل واقعی در دست بنیامین نتانیاهو و لابی صهیونیستی است؛ آنها مسیر جنگ را تعیین میکنند و به او میگویند چه کار کند.
به همین دلیل هر وقت ترامپ میگوید جنگ در حال پایان است، اسرائیلیها بلافاصله با تشدید حملات آن را رد میکنند و میگویند جنگ ادامه دارد.
به همین دلیل ایرانیها هرگز تسلیم نمیشوند و عقبنشینی نخواهند کرد. این جنگ برای آنها جنگ بود و نبود شده است؛ معادله اکنون به نقطه صفر رسیده: «یا خواهم ماند یا نخواهم ماند».
به همین دلیل، همانطور که چند ساعت پیش دیدید، پیشنهاد تاریخیای مطرح کردند:
هر کشوری اگر سفارتهای آمریکا و اسرائیل را اخراج کند، ایران اجازه میدهد کشتیهای آن کشور آزادانه و بدون هیچ تهدیدی از تنگه هرمز عبور کنند و حتی امتیاز ویژه بگیرند.
ایرانیها با وجود اختلافات سیاسی که ممکن است ما یا دیگران با آنها داشته باشیم، اکنون در حال ثبت داستانی واقعی هستند که ممکن است تاریخ خاورمیانه را برای همیشه تغییر دهد. این اقدام میتواند شرمساری ملتهای عربی را که سالها در خوابی عمیق بودهاند و به وابستگی به آمریکا و صهیونیسم تن دادهاند، بشوید.

نظر شما