روابط آمریکا و کردهای سوریه؛ از الزام اخلاقی تا اتحاد تاکتیکی

سرویس جهان- روابط آمریکا و کردهای سوریه وارد مرحله‌ای سرنوشت‌ساز شده است؛ مرحله‌ای که در آن شکاف میان سیاست‌های تاکتیکی واشنگتن و تعهدات اخلاقی در حمایت از متحدان محلی آشکار می‌شود. این شراکت که در سال ۲۰۱۴ و در واکنش به نسل‌کشی ایزدی‌ها شکل گرفت، اکنون با تهدید به رها شدن کامل کردها و تغییر اولویت‌های استراتژیک آمریکا مواجه است و آینده کردها در سوریه را در هاله‌ای از عدم اطمینان قرار داده است.

به گزارش کردپرس، روابط ایالات متحده و کردهای سوریه در مرحله‌ای حساس و سرنوشت‌ساز قرار گرفته است؛ مرحله‌ای که بیش از هر زمان دیگری، شکاف میان دو رویکرد متفاوت در سیاست خارجی آمریکا را آشکار می‌کند: رویکردی مبتنی بر ملاحظات اخلاقی و رویکردی صرفاً تاکتیکی و موقعیت‌محور.

جیمز جفری، سفیر پیشین آمریکا و نماینده ویژه این کشور در ائتلاف جهانی مبارزه با داعش، پیش‌تر به‌صراحت گفته بود که همکاری واشنگتن با نیروهای دموکراتیک سوریه (قسد) ماهیتی «تاکتیکی» داشته است. اما اظهارات اخیر تام باراک، سفیر آمریکا در ترکیه و نماینده ویژه واشنگتن در امور سوریه، نشان می‌دهد که این نگاه اکنون به سیاست رسمی‌تری تبدیل شده است.

باراک ۲۰ ژانویه اعلام کرد که با پیوستن دولت انتقالی سوریه به رهبری احمد الشرع به ائتلاف جهانی ضد داعش، «هدف اولیه از همکاری با قسد به‌عنوان نیروی اصلی زمینی در مبارزه با داعش تا حد زیادی پایان یافته است». این سخنان از نظر بسیاری از ناظران، نشانه‌ای آشکار از تغییر اولویت‌های آمریکا در سوریه تلقی می‌شود.

ویژگی‌های یک رابطه تاکتیکی

تحلیل‌گران می‌گویند رابطه‌ای که صرفاً بر مبنای تاکتیک تعریف می‌شود، چند ویژگی مشخص دارد: موقتی است، به شرایط روز وابسته است، اهداف محدودی را دنبال می‌کند و مبتنی بر نگاهی معامله‌محور به ائتلاف‌هاست. چنین روابطی، به‌ویژه در خاورمیانه، اغلب با رهاسازی متحدان کوچک‌تر پایان می‌یابد.

برای کردهای سوریه، این موضوع صرفاً یک بحث نظری نیست. تجربه تاریخی آن‌ها مملو از نمونه‌هایی است که حمایت قدرت‌های بزرگ، با تغییر موازنه‌ها، ناگهان پایان یافته است. منتقدان این رویکرد معتقدند که سیاست‌های تاکتیکی، با بی‌تفاوتی نسبت به سرنوشت نیروهای محلی، زمینه‌ساز آسیب‌پذیری و حتی خشونت علیه آن‌ها می‌شود.

نگاه قبیله‌ای و انتقاد از شرق‌شناسی

برخی اظهارات مقام‌های آمریکایی، از جمله توصیف خاورمیانه به‌عنوان مجموعه‌ای از «جوامع قبیله‌ای» که توان انطباق با ارزش‌های غربی را ندارند، با انتقاد گسترده روبه‌رو شده است. منتقدان می‌گویند چنین نگاهی، تصویری ساده‌انگارانه و کلیشه‌ای از جوامعی پیچیده ارائه می‌دهد و به نوعی بازتولید گفتمان شرق‌شناسانه است.

ادوارد سعید، اندیشمند فلسطینی-آمریکایی، شرق‌شناسی را نظامی فکری می‌دانست که «شرق» را بیرون از تاریخ و تحول نشان می‌دهد؛ تصویری ایستا که با واقعیت‌های اجتماعی و سیاسی منطقه همخوانی ندارد. به باور منتقدان، تقلیل بحران‌های سوریه به «قبیله‌گرایی» می‌تواند خشونت، کوتاه‌نگری و بهره‌کشی سیاسی را توجیه کند.

پیوند اخلاقی در برابر داعش

با این حال، همکاری آمریکا و کردهای سوریه در ابتدا بر زمینه‌ای متفاوت شکل گرفت. این شراکت در سال ۲۰۱۴ و هم‌زمان با حملات داعش و نسل‌کشی ایزدیان در شنگال آغاز شد. نیروهای کرد، به‌ویژه یگان‌های مدافع خلق، نقش کلیدی در شکستن محاصره کوه سنجار و نجات هزاران غیرنظامی ایزدی ایفا کردند.

به نوشته گِیل تِزماخ لمون، نویسنده کتاب «دختران کوبانی»، همین رویدادها توجه برت مک‌گورک، دیپلمات ارشد آمریکایی و از معماران ائتلاف ضد داعش، را به کردهای سوریه جلب کرد. اندکی بعد، محاصره شهر کوبانی توسط داعش، همکاری نظامی میان آمریکا و نیروهای کرد را وارد مرحله‌ای تازه کرد.

در آن مقطع، مقام‌های آمریکایی هشدار می‌دادند که سقوط کوبانی می‌تواند کل نوار مرزی سوریه و ترکیه را به دست داعش بسپارد و ثبات عراق را نیز به خطر اندازد. از این منظر، مداخله آمریکا هم جنبه نظامی داشت و هم بعدی اخلاقی پیدا کرد.

به رسمیت شناختن یا رها کردن؟

منتقدان سیاست‌های اخیر واشنگتن تأکید می‌کنند که نوعی همکاری که در واکنش به یک نسل‌کشی شکل گرفته، نباید به رهاسازی متحدان و شکل‌گیری فجایع جدید منجر شود. به گفته آن‌ها، روابط نظامی در خاورمیانه، برخلاف پروژه‌های فنی یا اقتصادی، با جان انسان‌ها و حافظه جمعی جوامع گره خورده است.

در همین راستا، طرح موسوم به «قانون حمایت از کردها» که ژانویه امسال از سوی سناتورهای آمریکایی لیندزی گراهام و ریچارد بلومنتال ارائه شد، تلاش می‌کند نقش قسد در شکست داعش را به‌طور رسمی به رسمیت بشناسد. حامیان این طرح می‌گویند به رسمیت شناختن آنها از نظر سیاسی، برخلاف رهاسازی، می‌تواند به ایجاد اعتماد و ثبات کمک کند.

پیامدهای فراتر از سوریه

برخی ناظران برای توضیح پیامدهای این سیاست‌ها به مثال اقلیم کردستان عراق اشاره می‌کنند؛ جایی که شهروندان غربی، از جمله آمریکایی‌ها، در اربیل با سطح بالایی از امنیت تردد می‌کنند، در حالی که چنین شرایطی در بسیاری از شهرهای دیگر عراق وجود ندارد. به باور آن‌ها، شناسایی و حمایت سیاسی، مستقیماً بر امنیت و ثبات تأثیر می‌گذارد.

در نهایت، منتقدان هشدار می‌دهند که پیروزی نظامی بدون پاسخ به مطالبات سیاسی کردها، می‌تواند به احساسی عمیق از خیانت منجر شود. احساسی که به گفته هنری جی. بارکی، استاد علوم سیاسی، هر نوع پیروزی‌ را «خالی از معنا و ناپایدار» خواهد کرد.

منبع: نشریه آمارگی

کد مطلب 2793171

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha