خنجر تکراری آمریکا در پهلوی کُرد/ محمد هادیفر

سرویس ایران- آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم در منطقه غرب آسیا به پرونده کُردی ورود پیدا کرد. تاریخ روابط کُردها با آمریکا با طول موج های بسیار فاصله داری همراه بوده است.

کرد پرس- آمریکا بر خلاف انگلیس سابقه چندانی در تعامل با ملل جهان ندارد. به همین دلیل مبنای سیاست استعماری او بیشتر ابزار انگاری ملل در اقدامات تاکتیکی می باشد. اولین ورود آمریکا به پرونده کُردی  با دستیاری انگلیس در وقایع ۱۹۴۵ مهاباد بود که در رقابت با روسیه و در تثبیت موقعیت پهلوی دوم که تازه آن را به ایران بازگردانده بودند، حاکمیت یازده ماهه قومی را با اعدام قاضی محمد و چند تن از رهبران جنبش در مهاباد و سقز خاتمه داد. عمدتا این واقعه را متوجه اتحاد جماهیر شوروی می دانند هر چند شوروی پشت جنبش را خالی کرد، اما این آمریکا بود که به عنوان یکی از فاتحان جنگ دوم توسط پهلوی دوم کُردها را سرکوب کرد.

دومین خنجر با عقد قرار داد ۱۹۷۵ الجزایر بر پیکر جنبش کُردی وارد شد  به گفته اسدالله علم وزیر دربار وقت ایران، پرونده قیام کُردهای عراق که مناقشه جدی بین ایران و عراق بود را به عنوان سنگینی کفه ترازوی توافق تسلیم دولت عراق کرد تا صدام از مفاد قرارداد راضی باشد.

 خنجر به قدری کاری بود که جنبش توده ای کردهای عراق به رهبری ملامصطفی بارزانی در عرض یک نصفه روز از هم فروپاشید و  جمعیت زیادی به شهرهای ایران آواره و سرگردان شدند که از آن به واژه معروف «ئاش به تال» به معنای اصطلاحی فروپاشی نام برده می شود.

سکوت و بعضاً حمایت از صدام در مقابل حملات شیمیایی به کردهای ایران و عراق در سردشت و حلبچه و نیز انفال هزاران کرد بی پناه در شمال عراق از دیگر خیانت‌های بارز آمریکا به کردها بود. زهر این خنجر با قتل هزاران کرد و غیر کرد همراه بود.

روابط آمریکا با کردها با ابهامات و شبهات فراوانی همراه است. اما بارزترین خیانت و خنجری که بر پهلوی کرد فرو کرد باز گذاشتن دست جولانی جلاد و جلادان جولانی  در کشتار و قلع قمع کردهای شرق فرات در سوریه می‌باشد زهر خنجر واتش فتنه زمانی شعله ور شد که تام باراک نماینده تام الاختیار امریکا در خاورمیانه اعلام کرد «ما دیگر با کردهای سوریه کاری نداریم ماموریت آنها پایان یافته است!!» این واضح ترین تعبیر استفاده ابزاری از کردهای شرق فرات در سوریه بود. جولانی که با ایده جهادی سوریه را در اختیار گرفته است اینک همان ایده جهادی انحرافی را بر علیه کردهایی که تا چند روز پیش جزو هم پیمانان آمریکا درسوریه محسوب می‌شدند بکار می برد.

 لازم است به ریشه این هم پیمانی ناپایدار اشاره ای بشود تا هدف این فروپاشی بهتر نمایان گردد. همه چیز از پیدایش جریانات افراطی در سال ۲۰۱۱ در سوریه و ظهور داعش در ۲۰۱۴ در عراق و سوریه شروع شد هرچند هنوز آمریکا نتوانسته دامن سیاست منطقه ای خود را از ننگ تشکیل گروه تروریستی داعش پاک کند زیرا داعش نقش خرگوش شکاری را بازی کرد که تازی آمریکا را وارد معرکه منطقه ای بکند و به بهانه این شکار به سرزمین های اسلامی مسلط شود.

اساسا هم پیمانی آمریکا با کردهای سوریه بر پایه مقابله کردهای سوریه با داعش و حمایت آمریکا از کردها در مقابل تهدیدات ترکیه و حاکمیت دمشق علیه کردها شکل گرفت.

با پایان یافتن مرحله اول ماموریت داعش عمده مهاجرین و عناصر فعال آن  در مناطقی از حوزه استحفاظی قوات سوریه دمکراتیک(قسد) زندانی شدند تعلل و تاخیر در تعیین تکلیف این گروه شورشی از سوی ائتلاف جهانی علیه داعش در زندانهای طولانی کاملا مشکوک بود و اینک با آزادی آنان از زندان و انتشار آنان در مناطق کرد نشین و ایزدی نشین شمال عراق بعنوان زنگیان مسلح و مست از اهداف پنهانی ائتلاف جهانی در مناطق سوریه رو نمایی شد.

 از ابتدا مشخص بود که آینده هم‌پیمانی کرد -امریکا در سوریه ناپایدار بود زیرا عمق منافع  آمریکا با ترکیه و ناتو و حکومت نوپای دمشق بمراتب مهمتر از مجموعه ای مسلح و پراکنده در شرق و شمال سوریه بود حاکمیت نوپایی که از تروریست متواری به هم‌پیمانی سرسپرده تبدیل شد که توانست برخلاف انگیزه های مبارزاتی خود، با اسراییل که در صدر اعتقادات جهادی است رابطه برقرار کند و دست اسرائیل را در مناطقی از سوریه باز بگذارد.

در این سناریوی خیانت بار نمی توان نقش برخی جریانات کردی در منطقه را نادیده گرفت و با ایجاد جریان موازی کردی در سوریه با اهداف ترکیه و حاکمیت جدید سوریه همراهی کرد یقینا کارنامه افراد و احزاب از حافظه کردها پاک نخواهد شد.

هرچند از آمریکایی که در شرف ایجاد نظم نوین جهانی و احیای استعمار کهنه در جهان است نباید بیش از این انتظار داشت او که در کوران مبارزه با داعش اهمیت ویژه ای برای کردها قائل بود و علاوه بر تجهیزات پیشرفته نظامی از حمایت‌های مالی دریغ نکرد حتی به فرمانده میدانی آنها لقب ژنرال داد ولی با یک جمله تام باراک بهار وصل کرد-امریکا به پاییز سرد و فروپاشی تبدیل شد.

این سرنوشت محتوم هم‌پیمانی با آمریکاست هر کس و هر کشوری برای آمریکا تاریخ مصرفی دارد هیچ تقید و تعهدی بر روابط او حاکم نیست  و یقینا نوبت به رهبران کردی که رو به قبله آمریکا نماز میخوانند خواهد رسید این خنجر تکراری یک قاعده در سیاست استعماری آمریکاست و استثنایی در آن وجود ندارد .....

کد مطلب 2792775

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha