خبر ۱۳۹۷/۰۷/۲۴ ۱۱:۲۳ زمان مطالعه: 8 دقیقه ★ — (۰)
اندازه متن:
تلگرام واتساپ
گزارشی از اهداف تحصیلی؛

آینده تحصیلی دانش‌آموزان قروه ای در مسیر ابهام

سرویس کردستان - اغلب دانش‌آموزان قروه ای با وجود اینکه آموزش ‌و پرورش مؤظف به ترسیم آینده تحصیلی و شغلی برای آنان است اما همچنان با ابهام از آینده به مدرسه می‌روند و مشق آرزو می نویسند.

به گزارش خبرنگار کردپرس، برخواستن زودهنگام رأس ساعت هفت صبح، ورزش صبحگاهی در هوای سرد پاییز و زمستان با انگشتان یخ‌ زده، تماشای پنهانی عکس و متن در گوشی های همراهی که در وضعیت سکوت است، تکالیف سخت و معلمانی که برخی مرتب و تعدادی هم نامرتب هستند، خودکارهای جدیدی که مد شده است، صدای زنگ تفریح مدرسه که سال هاست عوض نمی شود، مدیری که با اخم روی ابرو و لبخند روی لب هر دو احساس را منتقل می کند و شیطنت های مسیر مدرسه تا خانه و ...

دانش‌آموزان قروه ای با تمامی مفاهیمی که هر روز و هر روز تکرار می‌شود آشنا هستند اما تنها یک سؤال کوچک می تواند آرامش ذهنی آنان را به هم بریزد و از خنده و بازی به سکوت و در نهایت چهره های گرفته برساند. سؤالی که می پرسد هدفت از درس خواندن چیست؟

با توجه به مشکلات آموزشی در روند تحصیل دانش‌آموزان که در برخی مواقع ترک تحصیل و در برخی مواقع بیکاری بعد از فارغ التحصیلی و یا تمایل برای تغییر رشته تحصیلی را دارد، به سراغ دانش آموزان سه مقطع ابتدایی، دوره اول متوسطه و دوره دوم متوسطه رفتم تا پاسخ سؤال ذکر شده را جویا شوم.

پاسخ دریافتی نشان می دهد دانش آموزان قروه ای آینده تحصیلی مبهمی در ذهن دارند که به نظر می رسد بخش عمده آن به بی توجهی آموزش و پرورش در یاددهی مهارت های ذهنی و فکری، بی توجهی خانواده ها، نابسامانی رشته‌های دانشگاهی، وضعیت بازار اشتغال و... باز می‌گردد.

دوره ابتدایی: عشق دکتر شدن

۱۰ سال بیشتر ندارد اما تل روی سرش را طوری پوشش داده که چهره اش به بیشتر از سن اش می خورد. کتاب و دفتر «السا و آنا» را کنار یک دستش و پاک کن «شجاع» را دست دیگرش گذاشته است. کیف «میکی ماوس اش» اثبات قطعی علاقه ‌مندی اش به شخصیت های کارتونی «والت دیزنی» است. نزدیک که می شوم با تعجب خیره می شود. می پرسم درس خواندن را دوست داری؟ با تکان دادن سر پاسخ می دهد.

باید چند جمله دیگر از کارتون هایی که دور خودش جمع کرده سؤال ‌کنم تا بتوانم یخ سکوتش را آب کنم. پاسخش به آرزوها دکتر شدن است آن هم دکتر اطفال، چرا که خواهر و برادر کوچک تر ندارد و دوست دارد بزرگ تر که شد هر روز یک کودک را بیاورند پیشش و او حال آنان را خوب کند.

یک میز آن طرف تر همکلاسی اش وسایل «باربی» را دور خود چیده و تلاش می کند خط راستی روی دفتر سفید بکشد. هر بار یک انحراف و هر بار یک کاغذ است که پاره می شود. با عجله بلند می شود، کاغذ را در سطل زباله می اندازد و دوباره سرجایش می‌ نشیند. این پانزدهمین خط راست است که کج می شود. حالا دیگر عصبی شده است. آرزویش را که می پرسم می گوید:«نمی دونم. فقط دوست ندارم درس بخونم.»

غفلت از استعدادها

مربیان دوره ابتدایی نه تنها به واسطه کتب درسی بلکه در طول سال تحصیلی هم نسبت به شناسایی توانمندی دانش آموزان برنامه خاصی ندارند. دانش آموز مستعد در درس علوم به همان شکلی آموزش می بیند که دانش آموز علاقه مند به هنر.

در وضعیتی که آموزش پایه و ابتدایی از سوی مدیران تأکید می شود متأسفانه اغلب دانش آموزان بدون اینکه بدانند در چه رشته و حوزه ای استعداد دارند وارد دوره اول متوسطه می شوند. این به منزله سپری شدن 6 سال از عمر دانش آموز در یک فضای فانتزی و تخیلاتی کارتون ها و در برخی مواقع تکالیف مدرسه است.

دوره اول متوسطه: قهرمانی

هرچند شناسنامه اش گواه این است که ۱۳ سال دارد اما تصورش از خودش یک دختر ۲۰ ساله دانشجو است. آرزویش این است که می توانست فلان خواننده را از نزدیک ببیند و با فلان بازیگر عکس سلفی بیندازد.

وقتی نزدیکش می شوم خودم را معرفی می کنم. می خندد و می پرسد مثلاً خبر جمع می کنی؟ چند سؤال دیگر البته در حال و هوای خودش باید بپرسم تا بتوانم به سؤال اصلی برسم. و در نهایت در پاسخ به اینکه هدفش چیست می گوید:«هدفی از درس خواندن ندارم خیلی از نابغه ها درس نخوندن و نابغه شدن. منم می خوام یه روز آدم بزرگی بشم اما می دونم به درس خوندن ربطی نداره.»

ابهام با تغییر سیستم آموزشی

به دلیل تغییر سیستم آموزشی مدارس و حذف راهنمایی و تبدیل آن به متوسطه اول هنوز بسیاری از دانش آموزان این مقطع تحصیلی از جایگاه تحصیلی خود شناخت لازم را ندارند. قرار گرفتن در میانه مسیر تحصیل موجب شده دانش آموز متوسطه اول به مراتب بیشتر در فضای مبهم تحصیلی فکر خود را سپری کند.

تعدادی از والدین دانش آموزان بر این باورند که متأسفانه مدرسه هم برای تغییر ایده‌ های دانش ‌آموزان کاری از پیش نمی ‌برد. به گفته آنان هر چند گوشی همراه ممنوع است اما دانش‌ آموزان متوسطه اغلب گوشی به مدرسه می ‌برند و در شبکه ‌های مجازی موضوعات مختلف به هم نشان می ‌دهند.

به اعتقاد این والدین اغلب موضوعات مورد بحث دانش ‌آموزان هیچ درون ‌مایه یادگیری ندارد و حتی به تحصیل آنان آسیب می ‌زند.

برخی کارشناسان تأکید دارند در صورتی که آموزش مدرسه به مراتب جذاب ‌تر و قوی ‌تر وارد میدان شود دانش ‌آموز می ‌تواند از بسیاری محرک‌ های دیگر در امان باشد. با این وجود به نظر می ‌رسد در دوره اول متوسطه که انتخاب رشته شکل می‌ گیرد هم، آموزش ‌ها روند جذابی طی نمی ‌کند.

علاقه یا اجبار

گرچه هدایت تحصیلی قرار بود مشاور دانش‌آموز باشد اما در بسیاری از مواقع این مشاوره به سمت اجبار پیش می رود و همین اعتراض دانش آموزان و خانواده هایشان را به همراه داشته و دارد.

هرچند مسئولان آموزش و پرورش منکر اجبار می شوند و می گویند ما هیچ اجباری در هدایت تحصیلی نداریم و اگر دانش‌آموزی در رشته خاصی استعداد داشت به همان رشته هدایت می شود.

آمارها نشان می دهد نزدیک به ۹۰ درصد دانش ‌آموزان تمایل به حضور در رشته تجربی و پزشک شدن دارند اما این موضوع یک آفت است و به همین دلیل هدایت تحصیلی برای تعدیل انتخاب رشته ضرورت دارد.

دوره دوم متوسطه: شغل مناسب

دوره دوم متوسطه کمی از التهاب ‌های دوره اول فاصله دارد. نه از «باربی» خبری هست و نه از بازیگران. این بار در رمان ‌ها، فیلم ‌ها و کلیپ ‌ها و عکس ‌های اینستاگرام تخیلات دنبال می ‌شود.

گویی غفلت ‌های آموزشی موجب می ‌شود برخی تخیلات و فانتزی‌ ها به مرور پرداخته شوند. صحبت با دوم متوسطه به مراتب سخت ‌تر است. قاطعانه بسیاری از آنان حاضر نشدند پاسخ بگویند. برخی به مربیان نیم‌ نگاهی می ‌انداختند و می ‌گفتند نه و برخی به چهره من خیره می‌ شدند و می ‌گفتند حرف خاصی ندارند.

مجبور شدم برگه‌ ای در اختیارشان قرار بدهم و خواهش کنم به سؤالم پاسخ دهند. در کمال تعجب پاسخ اول که آینده موفق و شغل مناسب بود توسط ۱۰ دانش ‌آموز عیناً در برگه تکرار شد.

ابهام در آینده شغلی و اینکه نظر و ایده ‌ای برای آن وجود ندارد در دوره دوم متوسطه به مراتب شدت بیشتری دارد. موضوعی که حتی به اضطراب و افسردگی دانش ‌آموزان منجر می ‌شود. هر چند آموزش‌ و پرورش معتقد است دانش‌آموزان را با رشته‌ های مختلف تحصیلی دانشگاهی آشنا می ‌کند اما یکی از دانش‌ آموزان در این خصوص می گوید:«معلومه همه می خوان دکتر شن. وقتی دکترا اینقد پول در می آرن و مهندسا و معلما وضعشون اینه واسه همین می خوان دکتر شن.»

در چنین فضایی دانش ‌آموزان رشته‌ های ریاضی و انسانی به مراتب در فضای مبهمی مشغول به تحصیل هستند. رشته‌ هایی مانند عمران، برق، مکانیک، کامپیوتر و صنایع و همچنین حقوق، مدیریت، حسابداری در کنار رشته ‌های علوم پایه مانند شیمی، فیزیک و ریاضی و زیست ‌شناسی در خود قروه بازار کار مطلوبی ندارد.

در واقع وقتی دانش ‌آموز می ‌بیند وضعیت بازار کار مناسبی در انتظار او نیست از درس خواندن دلسرد می ‌شود.

تردید در آموزش

تمامی تلاش آموزش‌ و پرورش برای متنوع سازی کتب البته به نظر می ‌رسد چندان مورد استقبال دانش ‌آموزان نیست؛ چرا که به موازات آن مدرسه با معضلی به نام پدیده آموزش شبکه مجازی مواجه شده و زور بازویش نتوانسته به آموزشی که همه و همه می‌ دانند یک آفت است بچربد.

دانش‌آموزان قروه ای در وضعیتی به کلاس درس می‌ روند که هیچ هدف مشخصی برای خود ترسیم نکرده‌ اند. هر چند برخی درس‌خوان ‌ها رشته‌ های تاپ در دانشگاه ‌های مطرح کشور و یا حتی مهاجرت را دورنمای ذهنی دارند اما تکلیف مابقی دانش ‌آموزان با سؤال آرزوها نامشخص است.

این وضعیت در بین دانش ‌آموزان روستایی و به ویژه در بین دختران به مراتب تشدید می ‌شود. چرا که تعداد دانش‌آموزان دختر به دلیل ازدواج زودهنگام که اغلب در روستاها صورت می گیرد با ریزش همراه است.

گویی مدرسه هیچ خط مستقیمی نمی ‌تواند ترسیم کند و تمامی خطوط کج با کاغذهای مچاله به زباله‌ دانی روزهای سپری شده دانش ‌آموز اضافه می ‌شود./

* گزارش: زیبا امیدی فر

خبرهای مرتبط

دیدگاه کاربران

۰ نظر
امتیاز:
— (۰)
دیدگاه‌های ارسال‌شده پس از تأیید ناظران منتشر خواهند شد.