گزارش ۱۳۹۷/۰۶/۰۶ ۰۶:۱۲ زمان مطالعه: 7 دقیقه ★ — (۰)
اندازه متن:
تلگرام واتساپ
آنچه بر جشنواره تئاتر کردستان گذشت؛

نگذارید نفس تئاتر بگیرد/فریادی از جنس اجتماع

سرویس کردستان- بیست و نهمین جشنواره تئاتر کردستان مسیری همراه با شادی و تلخی را در حالی پشت سر گذاشت که نمایش هایی با فریاد درونی اجتماع با وجود امکانات کم بیان کرد.

به گزارش خبرنگار کردپرس، قطار بیست و نهمین جشنواره تئاتر کردستان به میزبانی شهرستان قروه در حالی به ایستگاه آخر رسید که فرصتی دست داد تا کمبودهایی که همیشه هنرمندان قروه ای آن را فریاد زده و می زنند به خوبی لمس و دیده شود.

کمبودهایی همانند نبود سالن نمایش مناسب، حمایت های ضعیف برای تقویت کار، وعده های بی اثر مسئولان متولی و ... که سالهاست از حنجره هنرمندان عرصه نمایش و تئاتر فریاد می شود به سوی مسئولان. شاید برگزاری این جشنواره فرصت خوبی بود تا متولیان امر متوجه شوند شهرستانی که بارها در تریبون های مختلف دارای ظرفیت خوب هنری معرفی شده از نظر امکانات در حد زیر صفر است و باید تقویت شود.

خوب اما تلخ

این جشنواره با وجود آنکه از نظر مسایل نمایشی و اجراها با هیجان خوبی پیش رفت و برگزار شد اما نشان داد که وقتی پلاتو نمایش ظرفیت مناسب ندارد و برای دیدن اجراها باید ایستاد و بدون وسایل سرمایشی لازم تحمل کنی آن زمانی را که صدای بادبزن های کاغذی تماشاگران با صدای دیالوگ بازیگران یکی می شود.

در واقع در این جشنواره بسیاری از علاقه مندان به هنر تئاتر آمده بودند و اما به دلیل حجم بالای تماشاگران و کمبود سالن اجرا و پلاتو نمایش و تعبیه نکردن امکانات سخت افزاری از نظر رفاهی قید نمایش دیدن را زدند.

همه این مسایل دست به دست هم داد تا صدای اعتراض داوران را هم در مراسم اختتامیه درآورد. به طوری که «فرشید گویلی» صراحتاً خطاب به مسئولان امر خواستار تحقق وعده هایشان شد.

به گفته او هر سال وعده ها داده می شود بدون اجرا. بگذارید خاطره ای خوب از شما در ذهن ما باقی مانده و در تاریخ ثبت شود. «گویلی» سالن های نمایش قروه را در شأن تماشاگران ندانست و معتقد بود اگر هنرمندان حمایت شوند قطعاً کارهای خوبی را از خود ارائه خواهند داد.

حاشیه سازی

دیگر موردی که بسیار به چشم آمد در این بود که بسیاری از هنرمندان شرکت کننده در این جشنواره، این دوره را با جشنواره های قبل مقایسه کرده و اعتراض می کردند. همین امر باعث شد تا دبیر جشنواره این دوره خطاب به معترضان بگوید همه از آثار زیبا و دور همی های جشنواره های قبل، از نقد و بررسی ها می گفتند اما در این جشنواره یک نفر حتی یک نفر پیدا نشد که به جای حاشیه رفتن و حاشیه ساختن کار کند.

به گفته «یونس صحرارو» برگزاری جشنواره اتفاق خوب در تئاتر کردستان نیست بلکه این اجراهای عمومی است که تئاتر را مطرح می کند. بنابراین امیدواریم که زمینه برای اجراهای عمومی زیاد شود و امسال ساختمان پلاتو افتتاح شود.

او خطاب به همه حاضران در مراسم اختتامیه گفت:«حال تئاتر کردستان خوب است اما تو باور نکن»

معلم بزرگی بدون ادعا

از او به عنوان پیشکسوت و پدر هنر نمایش قروه تجلیل شد. «علیرضا حنیفی» کسی که سالیان سال با خاک صحنه هنرمندان را آشنا و پرورش می داد. کسی که آموخت تئاتر یعنی چه و بازی در تئاتر چیست.

او که نقاش چیره دستی است تنها چهره ماندگار عرصه نمایش در قروه است و هرگز خاطره هایش و راهنمایی هایش از ذهن نمی رود. «حنیفی» در جریان تجلیل از خودش تندیس کتاب سال خود را که توسط شورای عالی کتاب ایران و ریاست جمهوری برای نگارش متن دفاع مقدس «قطار جنوب» و بزرگداشت نویسندگی 30 ساله در زمینه دفاع مقدس دریافت کرده بود را به انجمن نمایش پیدا در قروه اهدا کرد. انجمنی که تک تک اعضایش را خود تربیت کرده است.

دلخوشی همیشگی

برای دلگرمی هنرمندان هم که شده خبرهای خوشی از جانب مسئولان داده شد. خبری همانند کلنگ زنی پلاتو نمایش جدید در قروه و یا راه اندازی رشته هنرهای نمایشی در دانشگاه آزاد قروه. همه اینها گرچه مهم اند اما به گفته همه گروه های نمایشی زمانی به دل می نشینند که اجرا و وارد مرحله عمل شوند. با وعده هرگز چای مسئولیت ها شیرین نمی شود. قند و شکر هرکدام در جای خود شیرینی دارند.

احترام به شهیدان محیط زیست

دیگر موردی که در این جشنواره اتفاق افتاد مربوط به از دست رفتن 4 نفر از حافظان محیط زیست در مریوان بود و این مسئله تا حدودی مراسم اختتامیه جشنواره را تحت تأثیر خود قرار داد. به طوری که کارگردان نمایش «آژاکس» از مریوان که منتخب داوران هم بود کار خود را تقدیم کرد به چهار شهید محیط زیست مریوان و پس از آن یک دقیقه سکوت به احترام آنان.

استقامتی ویژه

جالب ترین بخش جشنواره 29 تئاتر کردستان در این بود که هنرمندی معلول از سنندج برای دیدن نمایش ها آمده بود. هنرمندی که از کودکی به دلیل مشکل نخاعی دچار معلولیت شده و نمی توانست درست راه برود. با این حال با وجود وضعیت جسمی اش اما روحیه ای داشت به استقامت کوه و آمده بود تا عطش دیدن نمایش ها را در خود فرونشاند.

گرچه بنا بود این معلول تا روز آخر بماند اما یک روز قبل از اختتامیه جشنواره گویا مطلع می شود که پدرش فوت شده و به سنندج باز می گردد. برای همین هم بود که «فرشید گویلی» یکی از داوران در حین اجرای مراسم اختتامیه به روی صحنه رفت و تلفنی اجازه داد حرف های «صباح مجیدی» گفته شود.

او از اینکه مورد ترحم کسی واقع نشد و اینکه مثل همه افراد عادی با او برخورد شد خوشحال بود و می گفت این بهترین اجرایی بود که از مردم قروه و حاضران در جشنواره دیدم. پذیرش حضور من بدون ترحم و برای خودم.

باید و نباید کودکان

مهمترین مسئله در این جشنواره که باز می گردد به فرهنگ عامیانه مردم و توجه به اینکه چه چیزی مناسب است، مربوط به حضور کودکانی بود که بسیاری از نمایش ها برایشان سنگین و غیرقابل فهم به نظر می رسید و گرچه انتظار می رفت خانواده ها به این موضوع مهم توجه کنند اما همین نشان می دهد همچنان با فرهنگ درست تئاتر دیدن فاصله داریم. فرهنگی که در آن تنها به تماشای تئاتر نیاییم بلکه نگاه کنیم که آیا نمایش مدنظر مناسب سن و سال همه است یا نه. آیا کودکان می توانند به درک یک نمایش از جنس واقعیت های خشن جامعه پی ببرند یا نه.

کودکانی که به همراه خانواده خود برای نمایش ها آمده بودند در میانه اجراها خسته و یا ابراز بی حوصلگی می کردند و همین بیان گر این موضوع است که باید به خانواده ها اطلاع داده شود هر نمایشی مناسب کودکشان نیست.

مسیری پرنشاط

با این وجود جشنواره بیست و نهم تئاتر کردستان هم پایان یافت و در این بین گاهی اوقات یکی تلخ بود و یکی شاد. اما هرچه بود مسیر پرنشاطی طی شد. مسیری که برای هنرمندان قروه و مردم این شهر جوانه های شادی را کاشت.

مسیری که در آن سوار بر «گاری» برای هیچ جنگیدند و همانند «آقالیلا» نگران از مهاجرت های غیرقانونی به «استرالیا» رفته آن هم با کشتی باری و سپس در تسخیر «باغ آرزوها» امید را از سیاهی جدا کرده و در برابر «سرباز شال بلند» واقعیت هایی را کشف و سر تعظیم فرود آوردند. بعد از آن به خشونت نرم زندگی انسان ها در «بالستیک زخم» پیوسته و به دردهای پنهان ولی عریان جامعه در «نُه» چشم دوختند. با نگاهی سراسیمه به تماشای مشکلاتی در خانواده ها که «گور به گور» می شوند نشسته و از روایت سه دوره تاریخی فساد سیستماتیک در «کافه سایه» لذت بردند و در نهایت به تنش میان عاشقان جنگ و فراریان جنگ در «آژاکس» دعوت شدند./

* گزارش: زیبا امیدی فر

خبرهای مرتبط

دیدگاه کاربران

۰ نظر
امتیاز:
— (۰)
دیدگاه‌های ارسال‌شده پس از تأیید ناظران منتشر خواهند شد.