خبر ۱۴۰۵/۰۶/۲۴ ۱۳:۳۸ زمان مطالعه: 8 دقیقه (۰)
اندازه متن:
تلگرام واتساپ

ترور علمای اهل سنت؛ سناریوی خونین برای شکاف‌افکنی و تضعیف وحدت ملی/ ماموستا عابد نقیبی

ترور هر انسان بی‌گناهی، پیش از آنکه یک حادثه سیاسی یا امنیتی باشد، تعرض به حرمت جان انسان و ضربه‌ای به امنیت و آرامش جامعه است. هنگامی که هدف این خشونت‌ها عالمان دینی، شخصیت‌های اجتماعی و نیروهایی باشند که سال‌ها در مسیر حفظ وحدت، امنیت و انسجام ملی فعالیت کرده‌اند، موضوع ابعاد گسترده‌تری پیدا می‌کند.

کرد پرس- در روزهای اخیر، بار دیگر خبر شهادت شماری از عالمان اهل سنت و یکی از پیشکسوتان پاسدار و پیشمرگ مسلمان اهل سنت، جامعه ایران و به‌ویژه مردم مناطق کردنشین را داغدار کرده است؛ جنایاتی که با هر انگیزه و از سوی هر فرد یا گروهی که صورت گرفته باشند، محکوم و غیرقابل قبول‌اند.

این پرسش اساسی مطرح است: آیا ترورهای هدفمند شخصیت‌های مذهبی و اجتماعی اهل سنت می‌تواند بخشی از یک پروژه برای ایجاد شکاف، کاهش اعتماد و تضعیف وحدت ملی باشد؟

پاسخ قطعی به این پرسش نیازمند تحقیقات امنیتی و قضایی و انتشار مستندات است؛ اما از منظر اجتماعی و سیاسی، نمی‌توان از پیامدهای چنین حوادثی غافل شد.

ترور یک عالم، فقط حذف یک فرد نیست

عالم دینی در بسیاری از جوامع اهل سنت، صرفاً یک شخصیت مذهبی نیست. او بخشی از سرمایه اجتماعی جامعه، مرجع گفت‌وگو، حل اختلاف و هدایت افکار عمومی است.

از این رو، هنگامی که عالمی به دلیل مواضع مذهبی، اجتماعی یا سیاسی خود هدف خشونت قرار می‌گیرد، آثار حادثه می‌تواند فراتر از خانواده و اطرافیان او گسترش پیدا کند و احساس امنیت عمومی را تحت تأثیر قرار دهد.

به همین دلیل، مقابله با ترور عالمان اهل سنت نباید صرفاً به عنوان حفاظت از چند شخصیت تلقی شود؛ بلکه باید آن را بخشی از حفاظت از سرمایه اجتماعی، وحدت ملی و اعتماد عمومی دانست.

چرا ترور علمای اهل سنت می‌تواند برای وحدت ایران خطرناک باشد؟

ایران کشوری متکثر از اقوام، مذاهب و فرهنگ‌های گوناگون است. نقطه قوت ایران در طول تاریخ، توانایی زندگی مشترک این گروه‌ها در کنار یکدیگر بوده است.

در چنین جامعه‌ای، هر اقدام خشونت‌آمیزی که رنگ مذهبی، قومی یا سیاسی پیدا کند، می‌تواند زمینه سوءاستفاده جریان‌های افراطی را فراهم سازد.

یکی از خطرناک‌ترین پیامدهای این ترورها آن است که دشمنان وحدت بتوانند چنین القا کنند که میان هویت مذهبی اهل سنت و هویت ملی ایرانی یا ساختار سیاسی کشور تعارضی وجود دارد.

این در حالی است که تجربه سال‌های گذشته نشان داده است بخش مهمی از علمای اهل سنت ایران، با تأکید بر هویت مذهبی خود، همزمان بر وحدت اسلامی، تمامیت ارضی، امنیت ملی و منافع مشترک ملت ایران تأکید کرده‌اند.

بنابراین، ترور عالمی که در مسیر وحدت و انسجام ملی حرکت می‌کند، می‌تواند دقیقاً همان سرمایه اجتماعی را هدف قرار دهد که کشور برای مقابله با افراط‌گرایی و تجزیه‌طلبی به آن نیاز دارد.

هدف تروریسم، فقط کشتن نیست؛ ایجاد ترس است

تروریسم معمولاً با یک هدف روانی نیز همراه است: ایجاد ترس فراتر از قربانی مستقیم.

وقتی یک شخصیت مذهبی در برابر خانه یا در مقابل اعضای خانواده خود هدف حمله قرار می‌گیرد، پیامد آن تنها فقدان یک انسان نیست؛ بلکه خانواده، شاگردان، جامعه محلی و حتی دیگر شخصیت‌های مذهبی نیز ممکن است احساس ناامنی کنند.

اگر این روند تکرار شود، ممکن است بخشی از جامعه به این پرسش برسد که آیا امنیت آنان تضمین شده است یا خیر.

از همین رو، پاسخ به تروریسم فقط دستگیری عامل مسلح نیست؛ بازسازی اعتماد عمومی، شناسایی شبکه‌های پشتیبان و جلوگیری از تکرار عملیات نیز بخشی از مبارزه با تروریسم است.

خطر دیگری که نباید نادیده گرفت

ترور عالمان اهل سنت می‌تواند به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم به سود جریان‌های افراطی و تجزیه‌طلب تمام شود.

جریان‌های افراطی همواره تلاش می‌کنند میان مردم و ساختار حاکمیت فاصله ایجاد کنند و از احساس محرومیت، ناامنی یا بی‌اعتمادی برای جذب نیرو استفاده کنند.

اگر جامعه‌ای احساس کند که شخصیت‌های مورد احترام آن در برابر خشونت بی‌دفاع هستند، فضای روانی مناسبی برای تبلیغات افراطی ایجاد می‌شود.

بنابراین، یکی از مهم‌ترین اقدامات برای خنثی کردن این پروژه، تقویت اعتماد مردم اهل سنت به امنیت، عدالت و حاکمیت قانون است.

در اینجا نقش جمهوری اسلامی ایران نیز اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند؛ زیرا حفاظت مؤثر از علمای اهل سنت و برخورد قاطع با عاملان ترور می‌تواند این پیام روشن را منتقل کند که امنیت شهروندان، فارغ از مذهب و قومیت، خط قرمز نظام و کشور است

اسلام با ترور و قتل خودسرانه بی‌گناهان سازگار نیست

از منظر قرآن کریم، حرمت جان انسان جایگاهی بنیادین دارد.

قرآن در سوره مائده، آیه ۳۲، درباره حرمت کشتن انسان بی‌گناه می‌فرماید که قتل یک نفس بدون حق، چنان سنگین است که به منزله کشتن همه انسان‌هاست.

همچنین در سوره انعام، آیه ۱۵۱، آمده است:

«وَلا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ»

یعنی جانی که خداوند حرمت آن را قرار داده، جز به حق نباید کشته شود.

در منابع معتبر حدیثی اهل سنت نیز بر حرمت خون انسان و به‌ویژه قتل ناحق تأکید فراوان شده است. در صحیح بخاری، باب مستقلی درباره حرمت خون و دیات وجود دارد و در روایات آن، قتل ناحق از گناهان بسیار بزرگ شمرده شده است.

بنابراین، هیچ فرد یا گروهی نمی‌تواند صرفاً بر اساس اختلاف سیاسی، مذهبی یا فکری، خود را صاحب اختیار جان انسان‌ها بداند.

در منطق فقه اسلامی، مجازات و اجرای حدود و قصاص نیز تابع ضوابط قضایی و صلاحیت‌های قانونی است و نمی‌توان آن را به افراد یا گروه‌های مسلح واگذار کرد.

ترور و قتل خودسرانه، نه نشانه قدرت، بلکه نشانه فروپاشی اخلاق و قانون است.

ترور از منظر حقوق بین‌الملل

حق حیات یکی از بنیادی‌ترین حقوق بشر است. ایران در سال ۱۹۷۵ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی را تصویب کرد و این میثاق در سال ۱۹۷۶ برای ایران لازم‌الاجرا شد.

ماده ۶ میثاق بر حق ذاتی حیات و حمایت قانونی از آن تأکید می‌کند. همچنین ماده ۱۸ میثاق، آزادی اندیشه، وجدان و مذهب را به رسمیت می‌شناسد.

بنابراین، هرگاه فردی به دلیل هویت مذهبی یا فعالیت دینی خود هدف خشونت قرار گیرد، موضوع می‌تواند علاوه بر حق حیات، ابعاد مرتبط با آزادی مذهب منع تبعیض مطرح کرد

 

چه کسانی از شکاف مذهبی سود می‌برند؟

تجربه منطقه نشان داده است که افراط‌گرایی، تروریسم و تجزیه‌طلبی زمانی فرصت بیشتری برای رشد پیدا می‌کنند که اعتماد اجتماعی کاهش یابد و شکاف‌های قومی و مذهبی تشدید شود.

از این منظر، هر جریان داخلی یا خارجی که به دنبال تضعیف ایران باشد، می‌تواند از ایجاد اختلاف میان شیعه و سنی یا میان اقوام مختلف کشور بهره‌برداری کند.

اما درباره عاملان یا حامیان مشخص  دستگیر توسط نیروهای امنیتی دستگیرو اختیار مراجع قضایی قرار گیرد و پس از بررسی کارشناسی، مسئولان و آمران واقعی معرفی شوند. جهت افکار عمومی  مبارزه با تروریسم نباید به بیانیه و محکومیت اکتفا شود

در کنار محکومیت تروریست‌ها، باید از نیروهای امنیتی و قضایی کشور هم تشکر کرد و  انتظار هم داشت که با حساسیت بیشتری از عالمان و شخصیت‌های اجتماعی در معرض تهدید حفاظت کنند.

پنج اقدام ضروری به نظر می‌رسد:

نخست: ارتقای سطح حفاظت از عالمان و شخصیت‌های مذهبی و اجتماعی در مناطق حساس.

دوم: شناسایی و برخورد با شبکه‌های پشتیبان، تأمین‌کنندگان مالی، لجستیکی و اطلاعاتی تروریست‌ها، البته بر اساس اسناد و ضوابط قانونی.

سوم: انجام تحقیقات دقیق درباره هر حادثه و اطلاع‌رسانی مسئولانه درباره نتایج آن.

چهارم: برخورد قضایی قاطع، عادلانه و قانونی با عاملان و آمران ترورها.

پنجم: توجه جدی به خانواده قربانیان و جامعه محلی و جلوگیری از شکل‌گیری احساس رهاشدگی و بی‌پناهی.

امنیت پایدار فقط با سلاح و عملیات امنیتی ایجاد نمی‌شود؛ امنیت زمانی پایدار می‌شود که مردم احساس کنند قانون از جان و کرامت آنان حمایت می‌کند.

پاسخ به تروریسم: وحدت بیشتر، نه شکاف بیشتر

یکی از اهداف احتمالی چنین عملیات‌هایی می‌تواند ایجاد شکاف میان مردم باشد. بنابراین بهترین پاسخ به این پروژه، گرفتار شدن در دام اختلاف نیست.

شیعه و سنی می‌توانند بر هویت‌های مذهبی خود باقی بمانند، اما دشمن یکدیگر نباشند.

ایران برای عبور از تهدیدهای امنیتی، بیش از هر زمان دیگری به سرمایه اجتماعی مشترک اقوام و مذاهب خود نیازمند است.

علمای اهل سنت و علمای شیعه، هر دو می‌توانند در خط مقدم مبارزه با افراط‌گرایی، تکفیر، خشونت و تجزیه‌طلبی قرار داشته باشند.

ترور یک عالم اهل سنت نباید موجب فاصله گرفتن اهل سنت از کشور شود؛ همان‌گونه که نباید موجب ایجاد بدبینی میان شیعه و سنی شود.

برعکس، باید این پیام را تقویت کنیم که خون عالم شیعه و عالم سنی، خون شهروند ایرانی و خون هر انسان بی‌گناهی، محترم است.

سخن پایانی

ترور را نباید صرفاً با شمارش قربانیان سنجید. گاهی هدف اصلی تروریست، انسانی است که می‌کشد؛ اما هدف نهایی او جامعه‌ای است که می‌خواهد بترساند و از یکدیگر جدا کند.

اگر ترور علمای اهل سنت با هدف ایجاد بی‌اعتمادی، شکاف مذهبی یا تضعیف وحدت ملی صورت گرفته باشد، بهترین پاسخ به آن، وحدت بیشتر، عدالت بیشتر، امنیت بیشتر و شفافیت بیشتر است.

امروز وظیفه دستگاه‌های امنیتی، قضایی، نهادهای دینی و همه نخبگان کشور این است که اجازه ندهند خون عالمان و شهروندان بی‌گناه، زمینه‌ساز اختلاف میان مردم ایران شود.

تروریست‌ها می‌خواهند جامعه را از یکدیگر جدا کنند؛ پاسخ ما باید این باشد:

نه به ترور؛ نه به تکفیر؛ نه به تجزیه‌طلبی؛ و آری به وحدت، امنیت، عدالت و ایران یکپارچه.

حفاظت از عالم اهل سنت، فقط حفاظت از یک شخصیت مذهبی نیست؛ حفاظت از بخشی از سرمایه اجتماعی ایران و دفاع از وحدت ملی است.

و امروز بیش از هر زمان دیگری باید بدانیم:

گلوله‌ای که به سوی یک عالم اهل سنت شلیک می‌شود، فقط یک انسان را هدف نمی‌گیرد؛ اگر در برابر آن هوشیار نباشیم، می‌تواند وحدت یک جامعه را نشانه بگیرد.

پژوهشگر ادیان و مذاهب اسلامی

 

خبرهای مرتبط

دیدگاه کاربران

۰ نظر
امتیاز:
(۰)
دیدگاه‌های ارسال‌شده پس از تأیید ناظران منتشر خواهند شد.