قامشلو در میانه تغییر قدرت و آینده‌ای نامعلوم؛ آرامش شکننده در مناطق کُردنشین سوریه

سرویس سوریه - شش ماه پس از پایان درگیری‌های گسترده میان نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) و دمشق، نشانه‌های افزایش حضور و نفوذ دولت مرکزی در مناطق کُردنشین شمال و شرق سوریه از گذرگاه سمالکا تا قامشلو آشکار شده است؛ با این حال، در کنار تغییر تدریجی نمادهای قدرت و کنترل برخی مراکز و گذرگاه‌ها از سوی دمشق، ساختارهای کُردی همچنان بخش مهمی از اداره منطقه را در دست دارند و مردم قامشلو میان آرامش شکننده، بحران اقتصادی، مهاجرت جوانان و نگرانی از آینده سیاسی خود گرفتارند.

به گزارش کردپرس، گذر از مرز سمالکا از اقلیم کردستان عراق به مناطق تحت مدیریت کُردها در شمال و شرق سوریه، تصویری متفاوت از گذشته ارائه می‌دهد. دو مسئول مستقر در بخش کنترل مرز که از سوی دمشق منصوب شده‌اند، برای فعالیت خبرنگاران در منطقه خواستار مجوز وزارت اطلاع‌رسانی سوریه شده‌اند؛ اقدامی که نشانه‌ای از افزایش نقش دولت مرکزی در منطقه تلقی می‌شود. تصاویری که پیش‌تر دیوارهای این مراکز را با تصاویر جنگجویان کُردی که طی ۱۵ سال جنگ با گروه‌های جهادی کشته شده بودند، پوشانده بود، دیگر دیده نمی‌شود و جای آنها را تصاویر طبیعت اروپایی و اسب‌هایی در میان مزارع سبز گرفته است.

تابلوها و علائم خیابانی نیز به زبان عربی نوشته شده‌اند و تنها یک تقویم در گوشه‌ای از یک ساختمان باقی مانده که به آغاز سال جدید کُردی اشاره دارد.

از سمالکا تا قامشلو؛ تغییر تدریجی نشانه‌های قدرت

یکی از مسئولان مرزی که حاضر نشد نامش منتشر شود، نماینده دولت دمشق است. او حدود ۱۴ ساعت از دمشق تا این منطقه سفر می‌کند و هر بار دو هفته در گذرگاه مرزی مشغول به کار است. به گفته او، تصمیم نهایی در مسائل مربوط به مرز و فعالیت‌های آن در اختیار نمایندگان حکومت مرکزی است.

این تغییرات کوچک، تصویری از تحولات بزرگ‌تری است که در سراسر مناطق کُردنشین شمال و شرق سوریه رخ داده است؛ تحولاتی که تنها حدود شش ماه پس از جنگ گسترده میان نیروهای SDF و دمشق اتفاق افتاده و توازن قدرت را به شکل محسوسی تغییر داده است.

یکی از مسئولان اقلیم کردستان عراق درباره وضعیت کنونی مناطق کُردنشین سوریه گفت: «کُردهای سوریه هنوز در شوک هستند. زمانی که ما با بغداد می‌جنگیدیم، تمام جهان علیه صدام حسین بود. اکنون همه جهان با احمد شرع است. آنها در شرایط دشواری قرار دارند.»

کُردهای این منطقه طی حدود ۱۵ سال گذشته درگیر جنگ با گروه‌های مختلف جهادی، به‌ویژه داعش، بوده‌اند و نیروهای کُرد در این مدت هزاران نیروی خود را از دست داده‌اند.

پایان حکومت اسد و آغاز مرحله‌ای جدید

بشار اسد در پایان سال ۲۰۲۴ سوریه را ترک کرد و با سقوط حکومت او، بیش از نیم قرن حاکمیت اقتدارگرای خانواده اسد پایان یافت. تصاویر زندان صیدنایا و دیگر مراکز بازداشت نیز ابعاد دهه‌ها سرکوب دولتی را برای افکار عمومی سوریه و جهان آشکار کرد.

نیروهای احمد الشرع در پایان همان سال دمشق را تحت کنترل خود درآوردند. در ادامه، مدیریت خودگردان که بخش بزرگی از مناطق تحت مدیریت آن در اختیار کُردها بود، نزدیک به یک سال مذاکرات و رایزنی‌هایی را با مقامات جدید سوریه دنبال کرد؛ مذاکراتی که نتوانست مانع از وقوع چند هفته درگیری در زمستان امسال شود.

در جریان این درگیری‌ها، نیروهای کُرد بخش بزرگی از مناطقی را که پیش‌تر با حمایت ائتلاف بین‌المللی به رهبری آمریکا کنترل می‌کردند، از دست دادند. در نهایت آتش‌بس در پایان ماه دسامبر به جنگ گسترده پایان داد.

از آن زمان، منطقه تا حد زیادی آرام باقی مانده است، اما این آرامش همچنان شکننده توصیف می‌شود.

قامشلو؛ شهری که هنوز در انتظار آینده است

در مسیر سمالکا تا قامشلو، نیروهای آسایش همچنان در مراکز کنترل دیده می‌شوند، اما تعداد آنها نسبت به گذشته کاهش یافته است. بخشی از جاده‌هایی که پیش‌تر به دلیل چاله‌ها و خرابی شهرت داشتند، بازسازی شده‌اند و شهرک‌های مسیر نیز شلوغ‌تر به نظر می‌رسند. بازارها باز هستند و رفت‌وآمد در شهر جریان دارد.

در عین حال، افراد و گروه‌های جدیدی نیز وارد منطقه شده‌اند. در قامشلو، برخی هتل‌ها به دلیل حضور کارکنان آمریکایی فعال در بخش نفت، تقریباً به طور کامل پر شده‌اند.

در حال حاضر دمشق کنترل برخی نهادهای نفتی منطقه، گذرگاه‌های مرزی، فرودگاه و همچنین گذرگاه تجاری میان قامشلو و نصیبین در کردستان ترکیه را در دست گرفته است. این گذرگاه هنوز به طور کامل باز نشده، اما مقدمات برای فعال شدن آن در حال انجام است و بسیاری از ساکنان امیدوارند از سرگیری تجارت با ترکیه بتواند به اقتصاد آسیب‌دیده قامشلو کمک کند.

کُردها هنوز قدرت را در دست دارند

با وجود تغییرات سیاسی، بخش زیادی از شهر قامشلو همچنان شبیه گذشته به نظر می‌رسد. نیروهای وابسته به حکومت اسد که پیش‌تر در چارچوب امنیتی قامشلو مستقر بودند، جای خود را به نیروی کوچک‌تری داده‌اند که وابسته به دمشق است. این نیروها معمولاً در سطح شهر گشت نمی‌زنند و نیروهای آسایش همچنان با خودروهای خود در خیابان‌ها حضور دارند و در برخی مراکز موقت دیده می‌شوند.

در میان مردم نیز نشانه‌هایی از مقاومت هویتی و سیاسی دیده می‌شود. وقتی از «هوگر» جوان ۲۸ ساله و صاحب یک مغازه تلفن همراه، پرسیده شد که «اکنون چه کسی اینجا قدرت را در دست دارد؟»، پاسخ داد: «کُردها.» او افزود که نیروهای دولت مرکزی در این منطقه «مهمان» هستند.

برق؛ بحران قدیمی قامشلو

قامشلو همچنان شهری پر از گردوغبار، سیم‌های درهم‌تنیده و زیرساخت‌های فرسوده است. شبکه برق عمومی قابل اتکا نیست و ژنراتورهای خصوصی تنها بخشی از نیاز مردم را تأمین می‌کنند. در همین حال، صفحات خورشیدی به شکل چشمگیری بر پشت‌بام خانه‌ها افزایش یافته‌اند.

چندین ساختمان نیز در حال ساخت است، اما بخش بزرگی از شهر حالتی دارد که گویی در انتظار مشخص شدن سرنوشت آینده منطقه متوقف مانده است.

نگرانی مردم از آینده

«منال محمد» حسابدار ۴۸ ساله و پدر سه فرزند، بخش زیادی از زندگی خود را در انتظار تغییر حکومت‌ها و بهتر شدن شرایط زندگی سپری کرده است.

او در دفتر صرافی خود می‌گوید: «اکنون امنیت وجود دارد، اما آینده نامعلوم است. همه ما فقط منتظریم ببینیم چه اتفاقی خواهد افتاد.»

محمد پیش‌تر در فرودگاه قامشلو کار می‌کرد و خاطراتی از بی‌نظمی و مشکلات اداری در دوره حکومت حافظ اسد دارد. او در سال ۱۹۹۸ شناسنامه خود را از دست داد و سه سال طول کشید تا بتواند دوباره آن را دریافت کند؛ در این مدت نیروهای اطلاعاتی از او درباره علت مفقود شدن مدارکش بازجویی کردند.

او اکنون کمتر نگران نیروهای اطلاعاتی است و بیشتر به وضعیت اقتصادی خانواده‌اش فکر می‌کند. به گفته وی، ممکن است یک نیروی پلیس در سوریه تنها حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ دلار در ماه درآمد داشته باشد و بسیاری از مردم برای تأمین هزینه زندگی خود به شغل دوم، زمین کشاورزی یا کمک مالی بستگانشان در اروپا وابسته‌اند.

سه فرزند منال که بین ۱۲ تا ۲۰ سال سن دارند، در مدارس خصوصی تحصیل می‌کنند، اما او مطمئن نیست سوریه آینده چه شرایطی را برای آنها فراهم خواهد کرد. او می‌گوید: «این کشور رهبری ندارد.»

با این حال، انتقادهای منال تنها متوجه دمشق نیست. او می‌گوید سالانه بین ۲۵۰۰ تا ۳۰۰۰ دلار به عنوان مالیات دفتر صرافی خود به مدیریت خودگردان پرداخت کرده، اما خدمات محدودی دریافت کرده است. او همچنین معتقد است کُردها در ۱۵ سال گذشته اشتباهاتی مرتکب شده‌اند.

منال نسبت به توانایی احمد الشرع برای تأمین حقوق کُردها نیز تردید دارد و معتقد است ذهنیت ملی‌گرایانه در ساختار اداری دمشق ریشه عمیقی دارد.

میراث دهه‌ها تبعیض

مردم این بخش از سوریه پس از ۱۵ سال جنگ و بیش از نیم قرن سیاست‌های تبعیض‌آمیز حکومت مرکزی، تجربه طولانی از بی‌اعتمادی و مقاومت دارند.

در سال ۱۹۶۲، ده‌ها هزار کُرد در نتیجه سیاست‌های دولتی از شناسنامه و مدارک تابعیت محروم شدند و در عمل در جامعه به عنوان افرادی فاقد هویت رسمی شناخته شدند. نداشتن مدارک هویتی نیز باعث شد بسیاری از این افراد نتوانند فرزندان خود را در مدارس ثبت‌نام کنند یا به برخی خدمات درمانی دسترسی داشته باشند.

این سابقه تاریخی، بی‌اعتمادی عمیقی نسبت به حکومت مرکزی ایجاد کرده است؛ بی‌اعتمادی‌ای که در طول چند نسل شکل گرفته و اکنون بخشی از نگرش سیاسی جامعه کُرد سوریه را تشکیل می‌دهد.

احمد الشرع در ماه‌های گذشته اقداماتی را در جهت کاهش این نگرانی‌ها انجام داده، اما بازسازی اعتماد کُردها به دمشق به زمان بیشتری نیاز دارد.

زندگی روزمره؛ آرام اما شکننده

قامشلو در حال حاضر از نظر امنیتی آرام است. اداره امور منطقه همچنان عمدتاً در اختیار ساختارهای سکولار کُرد است و مشارکت زنان در زندگی روزمره و مدیریت منطقه جایگاه قابل توجهی دارد.

با وجود وضعیت نامناسب جاده‌ها، صدای بوق خودروها چندان زیاد نیست و زنان و مردان به راحتی در کافه‌ها و رستوران‌ها در کنار یکدیگر حضور دارند. زندگی روزمره در بسیاری از ساعات کاملاً عادی به نظر می‌رسد؛ تا زمانی که برق قطع شود.

ژنراتورها؛ اقتصاد کوچک اما حیاتی

در نزدیکی گورستان مسیحیان، دو مرد مشغول تأمین برق بخشی از شهر هستند؛ کاری که هنگام قطع برق عمومی به آنها امکان می‌دهد برق مورد نیاز صدها خانواده را تأمین کنند.

«خالد شیخه» پدر سه فرزند و «محمد مروان» مالک یک ژنراتور خصوصی محله هستند که برق حدود ۲۵۰ خانه را تأمین می‌کند.

صدای موتور ژنراتور بسیار بلند است. دو کارگر جوان نیز با دستمزدی حدود ۱۴۰ دلار در ماه برای هر نفر، این دستگاه را اداره می‌کنند.

خالد می‌گوید برای تأمین هشت ساعت برق در روز، این مجموعه ماهانه به حدود ۱۳ هزار لیتر گازوئیل نیاز دارد.

در جریان جنگ ماه دسامبر، تقاضا برای برق افزایش یافت، زیرا ده‌ها هزار آواره وارد قامشلو شدند و بسیاری از آنها در مدارس اسکان داده شدند. اکنون بخش زیادی از آوارگان بازگشته‌اند، اما بازار هنوز به وضعیت سابق بازنگشته است.

محمد در میان صدای ژنراتور می‌گوید: «زندگی ما پس از توافق ماه دسامبر بدتر شده است.»

پنل‌های خورشیدی نیز به تدریج جای ژنراتورهای خصوصی را می‌گیرند. خانواده‌هایی که توانایی خرید پنل را ندارند، آنها را به صورت اقساطی تهیه می‌کنند و گاهی ماهانه حدود ۱۰۰ دلار پرداخت می‌کنند.

محمد می‌گوید: «قبلاً ۱۳۰۰ آمپر تأمین می‌کردیم، اما اکنون تنها ۳۰۰ آمپر تأمین می‌کنیم.»

با این حال، حتی در میان مشتریان باقی‌مانده نیز فقر محسوس است. خالد می‌گوید حدود ۲۰ خانواده با دشواری هزینه برق خود را پرداخت می‌کنند و «بسیار فقیر هستند».

تصویری از یک فرمانده؛ یادآوری جنگجویان کشته‌شده

در گوشه‌ای از اتاق مدیریت ژنراتور، تصویر «دژوار کوبانی»، یکی از فرماندهان نیروهای SDF، نصب شده است. محمد درباره او می‌گوید: «دوست خوبی بود.»

او توضیح می‌دهد که تصویر دژوار کوبانی را در آنجا گذاشته تا قربانیانی که برای دفاع از امنیت مناطق کُردنشین سوریه جان خود را از دست داده‌اند، فراموش نشوند. دژوار کوبانی در آگوست ۲۰۲۲ در حمله پهپادی ترکیه، همراه با یکی دیگر از نیروهای SDF کشته شد.

بر اساس این گزارش، نیروهای SDF و دیگر نیروهای امنیتی مناطق کُردنشین سوریه طی ۱۵ سال جنگ با گروه‌های مختلف، از جمله داعش، بیش از ۱۰ هزار نیرو از دست داده‌اند. اکنون با روند ادغام این نیروها در ساختارهای امنیتی گسترده‌تر سوریه، حضور مستقل آنها به تدریج در حال کاهش است.

گورستانی که روایت دیگری از قامشلو دارد

در سوی دیگر ژنراتورها، «بشار یعقوب جرجیس» روزهای خود را در محیط آرام‌تری سپری می‌کند. او متولد سال ۱۹۷۸ و نگهبان یک گورستان مسیحیان در قامشلو است.

بشار بیشتر عمر خود را میان قبرها، با سیگار کشیدن و تماشای پرندگانی که در گورستان پرواز می‌کنند، گذرانده است.

مرغ‌ها و پرندگان او در میان قبرها رفت‌وآمد می‌کنند و خودش می‌گوید تخم آنها را جمع نمی‌کند، زیرا هر کدام در کنار یکی از قبرها تخم می‌گذارند و پیدا کردن آنها دشوار است.

مادر، پدر و یکی از برادران بشار که در یک سانحه رانندگی جان باخته‌اند، در همین گورستان دفن شده‌اند.

این گورستان خود روایت دیگری از تغییرات قامشلو است. شمار مسیحیان شهر، شامل کلدانی‌ها، ارامنه و سریانی‌ها، پس از سال‌ها جنگ و مهاجرت کاهش یافته است و برخی قبرها نیز به تدریج در حال فراموش شدن هستند.

بشار می‌گوید درآمد او از خانواده‌هایی تأمین می‌شود که برای ساخت قبر به او مراجعه می‌کنند، اما بسیاری دیگر تمایلی به ساخت یا نگهداری قبرهای جدید ندارند. به گفته او، «بسیاری از مردم مردگان خود را فراموش کرده‌اند.»

یاد یک نیروی SDF در میان قبرها

یکی از قبرهایی که بشار فراموش نکرده، متعلق به دوست نزدیکش «مایکل شلمون» است؛ عضو نیروهای SDF که در سال ۲۰۲۲ و در جریان حمله گسترده داعش به زندان غویران در حسکه کشته شد.

بشار می‌گوید: «شب قبل از اینکه مایکل به غویران برود، با او بودم. او به من گفت اگر در جنگ کشته شدم، مرا در همین مکان دفن کنید.»

او معتقد است مسیحیان در دوره مدیریت کُردها از امنیت برخوردار بوده‌اند و از فرمانده SDF، مظلوم عبدی، تمجید می‌کند، اما نگران است که با گسترش کنترل دمشق، شرایط تغییر کند.

بشار می‌گوید: «نگرش آنها از زمانی که به قدرت رسیده‌اند تغییر نکرده و همچنان همان ذهنیت تندرو را دارند.» این نگرانی‌ها پس از گزارش‌هایی درباره برخورد نیروهای حکومت مرکزی با جوامع دروزی و علوی افزایش یافته است.

سازمان سوریه برای حقیقت و عدالت نیز در گزارشی که این هفته منتشر کرده، بر اساس اظهارات زندانیان آزادشده و بستگان آنها اعلام کرده است که برخی بازداشت‌شدگان با ضرب‌وشتم، توهین و حتی قتل مواجه شده‌اند. این سازمان همچنین نسبت به بازسازی دوباره «ابزارهای خشونت» در سوریه هشدار داده است.

برای بشار، بحث‌های سیاسی درباره آینده سوریه در کنار قبرها بسیار دور از زندگی روزمره به نظر می‌رسد. او در پاسخ به این پرسش که حضور روزانه در میان مردگان چه احساسی برایش ایجاد می‌کند، می‌گوید: «من در کنار مردگان بیشتر احساس آرامش می‌کنم تا در کنار زندگان.»

راننده تاکسی؛ تصویری از فشار اقتصادی

«فواز دیاب»، ۴۳ ساله، روزهای خود را پشت فرمان یک تاکسی پراید زرد ساخت ایران می‌گذراند. خودرو فاقد سیستم تهویه مناسب است و در گرمای ۴۰ درجه قامشلو، فضای داخل آن بسیار گرم می‌شود.

فواز چند سال پیش این خودرو را حدود ۵ هزار دلار خریداری کرده است. خودروهای ایرانی سایپا که در دوره حکومت اسد به سوریه وارد می‌شدند، بخشی از میراث روابط اقتصادی دمشق و تهران هستند و در خود ایران نیز به دلیل کیفیت پایین و آمار تصادفات، شهرت نامناسبی دارند.

اما فواز فرصت چندانی برای فکر کردن به ژئوپلیتیک ندارد. او باید هزینه زندگی پنج فرزندش را تأمین کند.

او می‌گوید: «مدت زیادی است که حقوق مردم نقض شده است. به خدا قسم، امروز از خانه بیرون آمدم و در خانه پولی نداشتیم.»

سخنان فواز تصویری از نارضایتی‌های اقتصادی قامشلو، شش ماه پس از پایان جنگ، ارائه می‌دهد. امنیت برقرار است، ایست‌های بازرسی کمتر شده‌اند و پهپادهای ترکیه دیگر مانند گذشته فرماندهان کُرد را هدف قرار نمی‌دهند. دمشق و نیروهای کُرد نیز به جای جنگ، بر سر میز مذاکره می‌نشینند.

با این حال، فواز می‌گوید: «ما بهترین‌ها را امیدواریم و از خدا می‌خواهیم به ما کمک کند.»

جوانانی که همچنان به دنبال مهاجرت هستند

آرامش هنوز به معنای ثبات اقتصادی و اجتماعی نیست. جوانان همچنان تلاش می‌کنند از کشور خارج شوند.

در یکی از موارد اخیر، مقامات سلیمانیه در اقلیم کردستان عراق گروهی از جوانان کُرد اهل کوبانی و حلب را که بدون مدارک قانونی قصد ورود به اقلیم را داشتند، بازداشت کردند.

در میان آنها «عبدو احمد» ۱۷ ساله، نیز حضور داشت. او می‌گوید برای تأمین هزینه سفر و یافتن کار، طلاهای مادرش را فروخته است. عبدو پس از بازداشت از سوی پلیس سلیمانیه، از طریق سمالکا به سوریه بازگردانده شد.

او و دیگر جوانان ابتدا از کوبانی به دمشق رفته و سپس با هواپیما به دبی، از آنجا به ایران و بعد به اقلیم کردستان عراق سفر کرده بودند. عبدو می‌گوید: «به محض اینکه به کوبانی برسم، برنامه سفر دیگری را می‌چینم. بسیاری از جوانان از اینجا می‌روند، چون کاری وجود ندارد.»

مظلوم عبدی؛ امید به توافق دائمی با دمشق

در سوی دیگر این تحولات، مظلوم عبدی، یکی از چهره‌های اصلی سیاست کُردی در شمال و شرق سوریه و فرمانده پیشین ده‌ها هزار نیروی SDF در جنگ علیه داعش، نسبت به امکان دستیابی به یک آتش‌بس پایدار با دمشق ابراز خوش‌بینی کرده است.

عبدی از جوانان کُرد برای برداشتن سلاح و دفاع از سرزمین خود در سال‌های گذشته تقدیر کرده، اما معتقد است اکنون زمان پایان جنگ فرا رسیده است.

او در گفت‌وگویی با شبکه روداو گفته است: «هر چیزی که برای مردم ما خوب باشد، انجام خواهم داد.»

عبدی همچنین پذیرفته است که مقامات کُرد طی ۱۵ سال مدیریت منطقه، اشتباهاتی داشته‌اند.

او این دیدگاه را که آمریکا و کشورهای اروپایی در جریان درگیری‌های ابتدای سال به کُردهای سوریه خیانت کرده‌اند، رد کرده و گفته است واشنگتن از ابتدا روشن کرده بود که مأموریت اصلی آن در منطقه، مبارزه با تروریسم است. با این حال، عبدی پس از مکثی کوتاه گفته است: «امیدوار بودم آنها بیشتر انجام می‌دادند.»

در همین حال، شرکت‌های آمریکایی فعال در بخش نفت، با دولت مرکزی سوریه قراردادهایی برای استخراج منابع نفتی منطقه منعقد کرده‌اند. بسیاری از افرادی که همچنان در قامشلو و مناطق اطراف حضور دارند، احساس می‌کنند در شرایط کنونی گزینه‌های محدودی پیش روی آنها قرار دارد.

در سوریه امروز یا فقیر هستی یا ثروتمند

منال محمد در دفتر صرافی خود، با وجود همه نگرانی‌ها، تلاش می‌کند نگاه امیدوارانه‌تری داشته باشد. او می‌گوید: «در سوریه امروز دو نوع مردم وجود دارند؛ فقیر و ثروتمند، تقریباً کسی بین این دو وجود ندارد.»

او سپس با اشاره به تاریخ پرتنش کُردها می‌افزاید: «ما به عنوان کُرد در طول تاریخ چیزهای زیادی دیده‌ایم. این دوره نیز خواهد گذشت.»

این شهروند قامشلو پس از سکوتی کوتاه می‌گوید: «امیدوارم از اشتباهات خود درس بگیریم.»

قامشلو امروز در نقطه‌ای میان جنگ و صلح ایستاده است؛ شهری که از یک سو از کاهش درگیری‌ها و حضور کمتر نیروهای نظامی و پهپادهای ترکیه بهره می‌برد و از سوی دیگر با بحران اقتصادی، کمبود برق، مهاجرت جوانان و بی‌اعتمادی عمیق تاریخی به حکومت مرکزی روبه‌رو است. آینده این شهر و دیگر مناطق کُردنشین سوریه، بیش از هر زمان دیگری به نتیجه مذاکرات میان دمشق و نمایندگان کُرد و چگونگی تعریف جایگاه سیاسی و امنیتی این مناطق در ساختار جدید سوریه وابسته است.

منبع: روداو

کد مطلب 2798388

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha