به گزارش کردپرس، تلاش برای حفظ هویت، زبان و فرهنگ کُردی در سوریه، روایتی است از بیش از یک قرن مقاومت در برابر سیاستهایی که بسیاری از پژوهشگران از آن با عنوان «نسلکشی فرهنگی» یاد میکنند؛ سیاستهایی که نه بر حذف فیزیکی، بلکه بر انکار هویت، نابودی زبان، ممنوعیت ابراز وجود فرهنگ و محو تدریجی حافظه جمعی کُردها استوار بودهاند.
این پژوهش، روند شکلگیری و تداوم مقاومت فرهنگی کُردهای سوریه را از زمان توافق لوزان ۱۹۲۳ تا دوران حکومت قبلی در سوریه بررسی میکند؛ دورانی که در آن، کُردها برای حفظ زبان و هویت خود به روزنامهنگاری، آموزش، فعالیتهای فرهنگی، باشگاههای ادبی و مبارزه مدنی روی آوردند. نویسنده این پژوهش همچنین سه مرحله اصلی در تاریخ فعالیت فرهنگی کُردها در سوریه را شناسایی میکند: دوره قیمومت فرانسه، دوره پس از استقلال سوریه، و دوران ناسیونالیسم عربی.
آغاز انکار هویت و سرکوب زبان کُردی
پس از توافق لوزان و شکلگیری جمهوری جدید ترکیه، سیاستهای سازمانیافته برای انکار هویت کُردی آغاز شد. مصطفی کمال آتاتورک در ۳ مارس ۱۹۲۴ فرمانی صادر کرد که بر اساس آن، تمامی مدارس، انجمنها و نشریات کُردی ممنوع شدند. استفاده از زبان کُردی جرم تلقی میشد و حتی بهکار بردن واژههای «کُرد» و «کردستان» میتوانست مجازات قانونی در پی داشته باشد.
این ممنوعیتها تنها به زبان محدود نماند. دولت ترکیه سیاستهای تبعید و پراکندگی جمعیت کُردها را نیز در پیش گرفت و از سال ۱۹۳۲، کُردها را با عنوان «ترکهای کوهستانی» معرفی کرد؛ سیاستی که پس از شکست قیام آرارات شدت گرفت.
در ایران نیز، رضاشاه سیاستهایی مشابه اجرا کرد؛ از جمله تبعید کُردها به استانهای جنوبی، ممنوعیت آموزش زبان کُردی و سرکوب نشریات و نمادهای فرهنگی کُردها. حتی نگهداری یک کتاب کُردی میتوانست به چند سال زندان منجر شود.
با این حال، وضعیت در سوریه و عراقِ تحت قیمومت فرانسه و بریتانیا متفاوت بود. فضای بازتر این دو کشور، امکان رشد نسبی زبان و فرهنگ کُردی را فراهم کرد. در همین دوره، در ارمنستان شوروی نیز نوعی حمایت دولتی از توسعه هویت کُردی شکل گرفت.
شورشس درویش، پژوهشگر و نویسنده این تحلیل، در عین حال به پدیدهای اشاره میکند که آن را «خودانکاری» مینامد؛ یعنی همراهی برخی روشنفکران کُرد با پروژههای ملتسازی ترکی و عربی. چهرههایی چون ضیا گوکآلپ یا محمد کردعلی معتقد بودند مدرنیته مستلزم پذیرش هویت ملی جدید است. اما در برابر این گرایش، جریان دیگری از روشنفکران و فعالان کُرد بر حفظ هویت مستقل کُردی پافشاری کردند.
سوریه تحت قیمومت فرانسه؛ بستر شکلگیری نوزایی فرهنگی کُردها
در دهههای نخست قرن بیستم، سوریه تحت قیمومت فرانسه به یکی از مهمترین مراکز احیای فرهنگی کُردها تبدیل شد. جنبش «خویبون» که در سال ۱۹۲۷ شکل گرفت و همچنین فعالیتهای جلالت و کامران بدرخان، نقش مهمی در ایجاد نوعی آگاهی ملی کُردی ایفا کردند.
بدرخانیها تلاش کردند زبان کُردی را استانداردسازی کنند و برای نخستین بار پروژهای جدی برای مدرنسازی زبان و ادبیات کُردی شکل گرفت. آنان از تجربه احیای زبان عبری و اصلاحات لاتینسازی الهام گرفتند و کوشیدند زبان کُردی را از حالت شفاهی به یک زبان مکتوب و آموزشی تبدیل کنند.
فرانسه، هرچند در قبال مسئله کُردها سیاستی متناقض داشت و گاه برای حفظ روابط با ترکیه عقبنشینی میکرد، اما در مقاطعی از فعالیتهای فرهنگی کُردها حمایت کرد. برای نمونه، در منطقه جرابلس آموزش به سه زبان عربی، کُردی و ترکی مجاز شد و زبان کُردی برای نخستین بار در یک سند رسمی فرانسوی بهعنوان زبان آموزشی به رسمیت شناخته شد.
کامران بدرخان حتی طرح تأسیس یک مدرسه شبانهروزی کُردی در جزیره سوریه را مطرح کرد؛ پروژهای که هدف آن تربیت «نخبگان ملی کُرد» بود. او خواستار تأسیس مزرعه، روستا و مرکز آموزشی ویژهای برای آموزش فرزندان رؤسای قبایل و نخبگان کُرد شده بود.
«دفاع با قلم»؛ روزنامهها، الفبای لاتین و تولد ادبیات مدرن کُردی
پس از شکست قیام آرارات، بخشی از نخبگان کُرد به این نتیجه رسیدند که مبارزه فرهنگی اهمیت بیشتری پیدا کرده است. در این مرحله، جلالت بدرخان پروژه لاتینسازی زبان کُردی یا انتخاب لاتین برای نوشتارهای کردی را آغاز کرد؛ پروژهای که نقطه عطفی در تاریخ زبان کُردی به شمار میرود.
نشریه «هاوار» که میان سالهای ۱۹۳۲ تا ۱۹۴۳ منتشر میشد، مهمترین ابزار این تحول بود. این مجله نهتنها الفبای لاتین را ترویج میکرد، بلکه بستری برای انتشار شعر، داستان، فولکلور، مقالات سیاسی و ادبیات مدرن کُردی فراهم آورد.
در کنار «هاوار»، مجلات دیگری چون «روناهی»، «روژی نو» و «ستێر» نیز منتشر شدند و نقش مهمی در گسترش فرهنگ و زبان کُردی داشتند. رادیو شرق در بیروت نیز به یکی از منابع اصلی پخش موسیقی و برنامههای کُردی تبدیل شد.
در همین دوره، باشگاهها و انجمنهای فرهنگی کُردی در سوریه شکل گرفتند. بسیاری از این انجمنها توسط فعالان تبعیدی پس از شکست قیام شیخ سعید و قیام آرارات تأسیس شدند و به بازسازی شبکههای اجتماعی و فرهنگی کُردها کمک کردند.
پایان قیمومت و آغاز سرکوب ناسیونالیستی
پس از استقلال سوریه در سال ۱۹۴۶ و قدرتگیری جریانهای ناسیونالیست عرب، فضای فعالیت فرهنگی کُردها بهشدت محدود شد. با روی کار آمدن حزب بعث، سیاستهای عربیسازی، انکار هویت کُردی و حذف نمادهای فرهنگی کُردها وارد مرحلهای سازمانیافته شد.
در دوران اتحاد سوریه و مصر (۱۹۵۸-۱۹۶۱)، فشارها بر فعالان کُرد افزایش یافت. درخواستهای کُردها برای آموزش زبان کُردی یا راهاندازی برنامههای رادیویی کُردی رد شد و هزاران فعال سیاسی و فرهنگی بازداشت شدند.
نورالدین زازا، رهبر حزب دموکرات کُرد سوریه، در دفاعیه معروف خود در دادگاه امنیتی سوریه در سال ۱۹۶۰، از «تبعیض نژادی» علیه کُردها سخن گفت و تأکید کرد که کُردها مردمی با داشتن زبان، موسیقی، شعر و فرهنگ مستقل هستند.
او همچنین به اقداماتی اشاره کرد که بعدها به سیاست رسمی حکومت تبدیل شد؛ از جمله:
- تغییر نام شهرها و روستاهای کُردی به نامهای عربی
- ممنوعیت ثبت نامهای کُردی برای نوزادان
- سرکوب پوشش و نمادهای فرهنگی کُردها
اوج «نسلکشی فرهنگی»
بهگفته نویسنده، دوره حکومت بعث بدترین مرحله برای فرهنگ و زبان کُردی در سوریه بود. حکومت، سخن گفتن به زبان کُردی، موسیقی کُردی، نامگذاری کُردی و فعالیتهای فرهنگی را محدود یا ممنوع کرد.
در فاصله سالهای ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰ تنها سه کتاب به زبان کُردی منتشر شد و آنها نیز بهصورت مخفیانه در سوریه توزیع میشدند. بسیاری از شاعران، نویسندگان و فعالان فرهنگی تحت تعقیب قرار گرفتند و حتی نگهداری کتاب کُردی میتوانست به بازداشت منجر شود.
با این حال، دهه ۱۹۹۰ شاهد نوعی «بیداری فرهنگی» بود. آموزش مخفیانه زبان کُردی، گسترش نشریات زیرزمینی و سپس ورود اینترنت، باعث شد زبان و ادبیات کُردی بار دیگر رشد کند.
پس از ۲۰۱۲؛ احیای گسترده هویت کُردی
پس از آغاز جنگ سوریه و شکلگیری ساختار «اداره خودگردان» در شمال و شرق سوریه، فضای جدیدی برای رشد زبان و فرهنگ کُردی فراهم شد.
آموزش نیمهرسمی زبان کُردی، تأسیس رسانهها، رادیوها و شبکههای تلویزیونی کُردی، انتشار کتاب و مجلات، و فعالیت نهادهای فرهنگی باعث شد بخشی از پروژهای که از دهه ۱۹۳۰ آغاز شده بود، دوباره احیا شود.
نویسنده تأکید میکند که نسل جدید کُردهای سوریه کمتر از رنج و هزینهای که نسلهای پیشین برای حفظ زبان و هویت کُردی پرداختند، آگاه است. این در حالی است که نسل های پیشین دههها برای جلوگیری از محو کامل فرهنگ کُردی مبارزه کرد.
به باور او، امروز حفاظت از زبان و آموزش کُردی دیگر صرفاً یک مطالبه فرهنگی نیست، بلکه به مهمترین مطالبه هویتی کُردهای سوریه تبدیل شده که هیچ ساختار سیاسی در آینده سوریه نمیتواند آن را نادیده بگیرد.
موسسه مطالعات کردی

نظر شما