مرزهای دارا شهرهای ندار؛ چرا مناطق کردنشین ایران از مزیت ژئواقتصادی خود بهره نمی‌برند؟

سرویس ایران- از سردشت و پیرانشهر تا بانه، مریوان، پاوه، جوانرود و قصرشیرین، نوار مرزی کردنشین ایران یکی از مهم‌ترین موقعیت‌های ژئواقتصادی کشور را در اختیار دارند؛ منطقه‌ای که در همسایگی مستقیم با عراق، اقلیم کردستان و ترکیه قرار گرفته و می‌تواند به شاهراه تجارت زمینی ایران با غرب آسیا تبدیل شود.

کرد پرس- واقعیت میدانی اما تصویر دیگری نشان می‌دهد. در بسیاری از این شهرها، نرخ بیکاری بالاتر از میانگین کشوری است به طوری که بر اساس آخرین آمار منتشر شده از سوی نهادهای رسمی کرمانشاه رتبه اول و کردستان رتبه دوم را به خود اختصاص داده اند.  زیرساخت‌های حمل‌ونقل ناکافی‌اند، بازارچه‌های مرزی نیمه‌فعال‌اند و بخش بزرگی از اقتصاد محلی همچنان به کولبری، واسطه‌گری و تجارت غیررسمی وابسته است.

کارشناسان اقتصادی، فعالان محلی، نمایندگان مجلس و حتی گزارش‌های رسمی دولتی در سال‌های اخیر بارها هشدار داده‌اند که ترکیب «بروکراسی پیچیده، ضعف زیرساخت، سیاست‌گذاری ناپایدار و نگاه امنیتی به مرز» باعث شده بخش بزرگی از ظرفیت اقتصادی مناطق کردنشین بلااستفاده بماند.

جغرافیایی که باید موتور تجارت ایران باشد

ایران بیش از ۱۴۰۰ کیلومتر مرز مشترک با عراق و ترکیه دارد و بخش عمده این مرزها در مناطق کردنشین قرار گرفته‌ است.

استان‌های آذربایجان غربی، کردستان و کرمانشاه دروازه طبیعی اتصال ایران به بازار عراق، اقلیم کردستان، مدیترانه، و کریدورهای تجاری غرب آسیا هستند.

عراق طی دو دهه اخیر یکی از مهم‌ترین مقاصد صادرات غیرنفتی ایران بوده است. بر اساس آمارهای رسمی گمرک، میلیاردها دلار کالا سالانه از مرزهای غربی ایران به عراق صادر می‌شود؛ از مصالح ساختمانی و مواد غذایی گرفته تا محصولات پتروشیمی و لوازم خانگی. گذرگاه هایی مرزی مانند پرویزخان، باشماق، تمرچین، خسروی، کیله، شوشمی، و سیرانبند در مقاطع مختلف جزو پرترددترین گذرگاه‌های صادراتی کشور بوده‌اند.

مرز پرویزخان در کرمانشاه سال‌ها به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین مبادی صادراتی ایران به عراق شناخته می‌شد. در برخی سال‌ها ارزش صادرات از این مرز به چند میلیارد دلار رسیده بود. اما فعالان اقتصادی می‌گویند آنچه امروز در این مرزها جریان دارد، فاصله زیادی با ظرفیت واقعی آن‌ها دارد.

زیرساخت حلقه مفقوده تجارت مرزی

یکی از پرتکرارترین انتقادها در گفتگو با تجار، رانندگان ترانزیت و فعالان اقتصادی، وضعیت نامناسب زیرساخت‌هاست.

جاده‌هایی که پاسخگوی تجارت نیستند یکی از پاشنه های آشیل مهم در توسعه تجارت هستند. وضعیت کریدور شمال- جنوب که نزدیک به 380 کیلومتر آن در استان کردستان قرار گرفته است مثالی بارز برای این مسئله است.  بخش زیادی از جاده‌های منتهی به مرزهای غربی،  دوطرفه، فرسوده، کوهستانی و فاقد استانداردهای حمل‌ونقل سنگین هستند.

رانندگان کامیون‌ها بارها از ترافیک سنگین، نبود پارکینگ، کمبود امکانات رفاهی و تأخیرهای طولانی گلایه کرده‌اند.

در گزارشی از خبرگزاری مهر درباره مرز پرویزخان، فعالان اقتصادی از نبود حتی امکانات اولیه برای تجار و رانندگان انتقاد کرده‌اند؛ از کمبود سرویس بهداشتی و روشنایی گرفته تا نبود محل استراحت مناسب. یکی از تجار در این گزارش گفته بود: «مرزی که میلیاردها دلار صادرات از آن انجام می‌شود، هنوز امکانات یک پایانه استاندارد را ندارد.»

ضعف شبکه ریلی

در حالی که تجارت مدرن جهان به‌شدت متکی بر حمل‌ونقل ریلی و لجستیک ترکیبی است، بسیاری از مناطق مرزی غرب ایران هنوز دسترسی مؤثری به شبکه ریلی ندارند. کارشناسان می‌گویند: هزینه حمل‌ونقل جاده‌ای بالاست، زمان ترانزیت طولانی می‌شود و رقابت‌پذیری صادرات کاهش می‌یابد.در مقابل، ترکیه طی دو دهه گذشته سرمایه‌گذاری عظیمی روی خطوط ریلی و مناطق لجستیکی انجام داده است.

نبود مراکز لجستیکی مدرن

مراکز لجیستکی مدرن یکی از مهم ترین نیازها برای تثبیت تجارت پایدار است.  در بسیاری از مرزهای غربی،  انبارهای استاندارد، سردخانه‌های صنعتی، مراکز بسته‌بندی، و شهرک‌های  لجستیکی مدرن وجود ندارد. این ضعف باعث می‌شود بخش بزرگی از تجارت منطقه‌ای صرفاً به صادرات خام و سنتی محدود بماند.

فعالان اقتصادی می‌گویند اگر زیرساخت‌های فرآوری و بسته‌بندی توسعه پیدا کند، مناطق کردنشین می‌توانند به قطب صادرات محصولات کشاورزی، صنایع غذایی و کالاهای صنعتی تبدیل شوند.

بروکراسی؛ دشمن خاموش تجارت

به باور  تجار مرزی بزرگ‌ترین مانع تجارت بروکراسی، تعدد نهادهای تصمیم‌گیر دو مشکل مهم به شمار می آیند

در مرزها، فعالان اقتصادی با مجموعه‌ای از نهادها مانند گمرک، استانداری، وزارت صمت، سازمان استاندارد، قرنطینه،  مرزبانی، سازمان حمل‌ونقل، بانک مرکزی و دستگاه‌های محلی مواجه اند  و هماهنگی ضعیف میان این نهادها باعث شده فرآیند تجارت زمان‌بر و پرهزینه شود در کنار این  صادرکنندگان معتقدند یکی از مشکلات جدی، تغییر ناگهانی بخشنامه‌هاست. گاهی  صادرات یک کالا آزاد است، چند روز بعد محدود می‌شود، و سپس دوباره مجاز اعلام می‌شود. این بی‌ثباتی، برنامه‌ریزی تجاری را مختل می‌کند.

اتاق بازرگانی ایران در سال‌های اخیر بارها نسبت به «بخشنامه‌های خلق‌الساعه» هشدار داده است. از سوی دیگر رانندگان ترانزیت از توقف‌های طولانی در مرزها شکایت دارند. گاهی کامیون‌ها ساعت‌ها، و حتی چند روز در صف‌های گمرکی معطل می‌شوند. در تجارت منطقه‌ای، سرعت یک مزیت رقابتی است وقتی کالا دیر به مقصد برسد، هزینه بالا می‌رود، مشتری از دست می‌رود، و بازار به رقبای منطقه‌ای واگذار می‌شود.

در بسیاری از کشورهای دنیا،  مناطق مرزی به قطب سرمایه‌گذاری تبدیل می‌شوند، مشوق‌های مالیاتی دریافت می‌کنند، و به تجارت فرامرزی متکی‌اند. اما در ایران، بخش مهمی از سیاست‌گذاری مرزی همچنان امنیت‌محور توصیف می‌شود.

فعالان اقتصادی می‌گویند، محدودیت‌های تردد، بسته شدن‌های ناگهانی مرز، سختگیری‌های اداری، و فرایندهای پیچیده امنیتی سرمایه‌گذاری را دشوار کرده است.

کولبری؛ محصول اقتصاد ناکارآمد مرزی

شاید هیچ تصویری به‌اندازه کولبری، تناقض میان «ظرفیت عظیم مرزی» و «فقر محلی» را نشان ندهد. هزاران نفر در مناطق کردنشین برای امرار معاش، بارهای سنگین را از مسیرهای کوهستانی حمل می‌کنند؛ کاری خطرناک که بارها به مرگ و مصدومیت منجر شده است.

دیده‌بان حقوق بشر در گزارشی درباره کولبران نوشته است که بسیاری از آنان به‌دلیل نبود فرصت شغلی پایدار به این کار روی آورده‌اند. این گزارش توضیح می‌دهد که کولبران بارهایی ۲۵ تا ۵۰ کیلویی را در شرایط بسیار سخت جابه‌جا می‌کنند.

کارشناسان اقتصادی معتقدند کولبری صرفاً یک مسئله معیشتی نیست؛ بلکه نشانه شکست سیاست توسعه مرزی است.

دلایل اصلی تداوم کولبری بیکاری بالا، نبود صنایع محلی، ضعف سرمایه‌گذاری، تعطیلی بازارچه‌های مرزی، و نبود اشتغال پایدار است. در برخی شهرهای مرزی، اقتصاد محلی به‌شدت به تجارت غیررسمی وابسته شده است.

بازارچه‌های مرزی؛ پروژه‌هایی که نیمه‌کاره ماندند

بازارچه‌های مرزی قرار بود، اشتغال ایجاد کنند، قاچاق را کاهش دهند،و اقتصاد محلی را رسمی کنند. اما بسیاری از آن‌ها  نیمه‌فعال، تعطیل، یا فاقد زیرساخت مناسب‌اند. نمونه آن بازارچه تیله‌کوه در کرمانشاه است که سال‌هاست به‌طور کامل فعال نشده، در حالی که می‌تواند برای صدها نفر اشتغال ایجاد کند.

سرمایه‌گذار چرا نمی‌آید؟

سرمایه‌گذاران به سه چیز نیاز دارند،  ثبات، زیرساخت، امنیت اقتصادی اما فعالان بخش خصوصی می‌گویند: قوانین ناپایدار، ضعف بانکی، نوسانات ارزی، و پیچیدگی اداری ریسک سرمایه‌گذاری را بالا برده است.

برخی سرمایه‌داران محلی ترجیح داده‌اند، سرمایه خود را به تهران، مناطق مرکزی، یا حتی اقلیم کردستان عراق منتقل کنند.

فعالان اقتصادی معتقدند سرمایه جایی می‌رود که فرآیندها ساده‌تر و قابل پیش‌بینی‌تر باشد.»  در سمت مقابل مرز، اقلیم کردستان عراق طی سال‌های اخیر جاده‌ها، پایانه‌ها، مراکز تجاری، و خدمات گمرکی را توسعه داده است.

ترکیه نیز مناطق مرزی خود را به قطب صادرات صنعتی تبدیل کرده است. کارشناسان می‌گویند تفاوت اصلی در ثبات مقررات، زیرساخت، و سرعت تصمیم‌گیری است. بنابراین اگر ایران هم می خواهد از این مزیت ها استفاده کنند باید به سرعت به سمت تغییر در سیاستگذاری های مرزی حرکت کرده و زیرساخت ها در این مناطق گسترش دهد.

دولت چه کرده و چرا کافی نبوده؟

در سال های متمادی دولت‌های مختلف در ایران طرح ساماندهی کولبری، توسعه مناطق آزاد، و احیای بازارچه‌های مرزی را مطرح کرده‌اند. آیین‌نامه ساماندهی کولبری نیز تصویب شد. اما بسیاری از کارشناسان معتقدند این اقدامات، پراکنده، کوتاه‌مدت، و بدون برنامه توسعه پایدار بوده‌اند.

راهکارها؛ چگونه می‌توان مرزها را فعال کرد؟

کارشناسان توسعه منطقه‌ای چند راهکار کلیدی برای استفاده بهینه از ظرفیت های مرزی مطرح می کنند، کاهش بروکراسی یکی از این پیشنهادات است که نیازمند راه اندازی  پنجره واحد تجاری، حذف مجوزهای زائد، و دیجیتالی‌کردن گمرک است.

توسعه زیرساخت ها هم از جمله این پیشنهادات است که شامل بهبود وضعیت جاده ها راه‌آهن، انبارها،سردخانه ها، و شهرک لجستیکی است

 واگذاری اختیار بیشتر به استان‌ها هم به باور کارشناسان می تواند به افزایش بهره بردای بیشتر از ظرفیت های مرزی کمک کند چرا که  تصمیم‌گیری متمرکز در تهران اغلب با واقعیت مرزها فاصله دارد.

حمایت از سرمایه‌گذاری محلی هم به باور کارشناسان توسعه محلی باید به صورت جدی در دستور کار قرار گیرد که برای شکل گیری آن می توان از  معافیت مالیاتی، تسهیلات بانکی، و تضمین سرمایه‌گذاری استفاده کرد.

به طور کلی باید گفت مناطق کردنشین ایران روی یکی از مهم‌ترین شاهراه‌های تجاری خاورمیانه قرار گرفته‌اند؛ موقعیتی که می‌تواند اشتغال گسترده ایجاد کند، صادرات ایران را افزایش دهد، و غرب کشور را به قطب لجستیکی منطقه تبدیل کند اما امروز بسیاری از این مناطق همچنان با بیکاری، توسعه‌نیافتگی، زیرساخت ضعیف، و اقتصاد غیررسمی دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

شاید مهم‌ترین پرسش این باشد چرا منطقه‌ای که می‌تواند دروازه تجارت ایران با غرب آسیا باشد، هنوز برای بخش بزرگی از ساکنانش نماد فقر و مهاجرت است؟

پاسخ بسیاری از کارشناسان روشن است: «تا زمانی که توسعه مرزها به یک پروژه واقعی اقتصادی تبدیل نشود و بروکراسی و نگاه امنیتی بر سیاست‌گذاری غلبه داشته باشد، مزیت ژئواقتصادی مناطق کردنشین همچنان به فرصتی نیمه‌سوخته تبدیل خواهد شد.»

 گزارش: منصور اولی 

کد مطلب 2795384

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha