اشتباهات مرگبار کردهای سوریه

سرویس جهان- تحولات اخیر شمال‌شرق سوریه نشان می‌دهد نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) بر پایه محاسبات نادرست و اعتماد بی‌مورد به حمایت غرب، بخش بزرگی از مناطق خود را به دولت دمشق واگذار کرده‌اند. چهار اشتباه راهبردی این نیروها، از اتکا به مداخله اسرائیل گرفته تا بزرگ‌نمایی حمایت آمریکا، موقعیت آن‌ها را به‌شدت تضعیف کرده و آینده حضور کردها در سوریه را نامطمئن کرده است.

به گزارش کردپرس، تحولات اخیر به معنای حذف کامل نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) از معادلات محلی نیست؛ بلکه پایان یک دوره سیاسی است که بر مجموعه‌ای از فرضیات نادرست و تاریخ‌مصرف‌گذشته بنا شده بود. دوره جدیدی که پیشِ روی این نیروها قرار دارد، بسیار سیال‌تر، پیچیده‌تر و پیش‌بینی‌ناپذیرتر خواهد بود.
بازپس‌گیری سریع بخش اعظم مناطق تحت کنترل SDF توسط دولت سوریه در کمتر از دو هفته، صرفاً یک پیروزی نظامی چشمگیر برای ارتش سوریه نبود، بلکه محصول مستقیم مجموعه‌ای از خطاهای راهبردی در سطح رهبری نیروهای دموکراتیک سوریه نیز به شمار می‌آید.
نخستین خطای اساسی SDF این بود که سال‌ها راهبرد خود را بر این تصور بنا کرد که زمان به سود آن‌ها عمل می‌کند. آن‌ها بر این باور بودند که دولت مرکزی سوریه در دوران بشار اسد به‌تدریج فرسوده می‌شود و فروپاشی آن، کشور را به سمت هرج‌ومرج بیشتر سوق خواهد داد؛ وضعیتی که به‌زعم آن‌ها می‌توانست مدل «خودمدیریتی» کردها را تثبیت و تقویت کند. سرکوب اعتراضات در سویدا و اقدام سریع اسرائیل برای اعلام نوعی «حمایت» از دروزی‌ها نیز این برداشت را در میان رهبران SDF تقویت کرد که سوریه در مسیر تمرکززدایی، تکه‌تکه‌شدن و فروپاشی پیش می‌رود.
این تحلیل نادرست، زمینه‌ساز دومین اشتباه مرگبار شد: اتکای بیش از حد به مداخله احتمالی اسرائیل در صورت حمله دولت سوریه. رهبران SDF به «اطمینان‌هایی» دل بسته بودند که از سوی برخی مقامات اسرائیلی به آن‌ها منتقل شده بود، اما این حمایت هرگز از سطح وعده فراتر نرفت. تفاهم‌هایی که در نشست سوری–اسرائیلی پاریس، با حضور مقامات آمریکایی و با نقش‌آفرینی ترکیه، حاصل شد، نقش تعیین‌کننده‌ای در تصمیم اسرائیل برای عدم مداخله ایفا کرد.
سومین خطای محاسباتی SDF، ارزیابی نادرست از موضع قبایل عرب بود. این نیروها تصور می‌کردند قبایلی که در گذشته در کنار آن‌ها جنگیده بودند، در رویارویی با دولت جدید سوریه نیز به حمایتشان خواهند آمد. اما چنین اتفاقی رخ نداد. بسیاری از قبایل عرب، ورود به یک تقابل مستقیم با دولت مرکزی را پرهزینه و بی‌فایده می‌دانستند. نتیجه این محاسبه غلط، فروپاشی سریع کنترل SDF در شمال‌شرق سوریه، به‌ویژه در مناطق عرب‌نشین شرق رود فرات بود.
چهارمین اشتباه، به برآورد نادرست از آینده سیاسی دمشق بازمی‌گشت. SDF بر این باور بود که احمد الشرع، رئیس‌جمهور جدید سوریه، در مأموریت خود برای یکپارچه‌سازی کشور شکست خواهد خورد و قادر نخواهد بود حمایت غرب را جلب کند. همین تصور باعث شد رهبران این نیروها میزان حمایت آمریکا را بیش از حد واقعی آن برآورد کنند. آن‌ها اساساً باور نداشتند دولتی در دمشق به قدرت برسد که بتواند جایگاه SDF را در معادلات واشنگتن به حاشیه براند.
اما الشرع برخلاف این پیش‌بینی‌ها عمل کرد. او در اغلب بزنگاه‌ها، رویکردی عمل‌گرایانه را جایگزین ماجراجویی سیاسی و نظامی کرد. این رویکرد به دمشق اجازه داد مسیرهای دیپلماتیک را بازسازی کند و خود را به‌عنوان بازیگری قابل اتکا در حوزه امنیت و ثبات منطقه‌ای معرفی کند. در نوامبر ۲۰۲۵، رئیس‌جمهور سوریه با استقبالی کم‌سابقه وارد کاخ سفید شد؛ نخستین بار در تاریخ که یک رئیس‌جمهور سوریه چنین دیداری را تجربه می‌کرد. در جریان این سفر، واشنگتن دمشق را شریک اصلی خود در مبارزه با داعش معرفی کرد؛ نقشی که بیش از یک دهه به‌طور انحصاری در اختیار نیروهای کرد سوریه بود و اکنون از آن‌ها سلب شد.
این تحولات نشان داد که SDF نه‌تنها تحولات سریع و پیچیده منطقه‌ای را به‌درستی درک نکرده، بلکه به‌شدت وزن و دوام تضمین‌های بین‌المللی را نیز بیش‌برآورد کرده است. این نیروها، همچون بسیاری از تجربه‌های پیشین تاریخ کردها، حمایت غرب را قطعی و پایدار فرض کردند؛ حمایتی که بارها ثابت شده با تغییر اولویت‌ها، به‌سرعت کنار گذاشته می‌شود.
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا ــ که روابط نزدیکی با رجب طیب اردوغان و بنیامین نتانیاهو دارد ــ عملاً کردهای سوریه را معامله کرد. این واقعیت در اظهارات اخیر تام باراک، نماینده ویژه آمریکا در امور سوریه و سفیر این کشور در ترکیه، آشکار شد؛ جایی که او تصریح کرد بهترین گزینه پیش‌روی کردها، «ادغام کامل» در ساختار دولت جدید سوریه است. باراک همچنین تأکید کرد که منطق ائتلاف آمریکا با SDF برای مقابله با داعش، با شکل‌گیری یک دولت مرکزی به‌رسمیت‌شناخته‌شده که توان و اراده لازم برای مدیریت امنیت را دارد و اکنون بخشی از ائتلاف بین‌المللی علیه داعش است، عملاً «پایان یافته» است.
جمع‌بندی این تحولات روشن است: واشنگتن نه علاقه‌ای به یک تقابل نظامی طولانی‌مدت دارد و نه چشم‌اندازی برای جدایی‌طلبی یا فدرالیسم در سوریه متصور است. تمرکز اصلی آمریکا اکنون بر ادغام نیروهای SDF در ساختار دولت سوریه و انتقال مسئولیت زندان‌ها، اردوگاه‌ها و دارایی‌های راهبردی مرتبط با داعش به دمشق قرار گرفته است.
با این حال، دولت سوریه در مرحله پسامنـازعه با چهار آزمون تعیین‌کننده روبه‌روست. نخست، خطر احیای داعش، به‌ویژه در سایه گزارش‌هایی درباره فرار زندانیان این گروه. دوم، مسئله حضور نیروهای پ‌ک‌ک در کنار یگان‌های مدافع خلق (YPG) در برخی مناطق کردنشین؛ موضوعی که حساسیت‌های جدی داخلی و منطقه‌ای، به‌ویژه در روابط با ترکیه، ایجاد می‌کند. سوم، چگونگی مدیریت ادغام نیروهای محلی در ساختار امنیتی و نظامی دولت بدون ایجاد تنش‌های تازه. و چهارم، توان دمشق در ایجاد توازن میان یکپارچگی سرزمینی، مطالبات کردها و الزامات ثبات بلندمدت در سوریه جدید.

منبع:  نشریه المجله

کد مطلب 2792853

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha