به گزارش کردپرس، لحظه سرنوشتساز برای کردهای سوریه به شکلی ناگهانی و غیرمنتظره فرا رسید: دیگر خبری از خودگردانی به شکلی که بسیاری از کردها پس از بیش از یک دهه اداره دی فاکتومناطق خود در سر میپروراندند، نخواهد بود. تنها در فاصله دو هفته، نیروهای تحت رهبری کردها بیش از دو سوم از اراضی تحت کنترل خود در شمالشرق سوریه را از دست دادند.
اندکی پس از آنکه نیروهای دولتی سوریه و شبهنظامیان همپیمانشان در اوایل ژانویه کنترل دو محله عمدتاً کردنشین حلب را به دست گرفتند، حملهای گسترده علیه نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) در شرق استان حلب و همچنین در استانهای رقه و دیرالزور آغاز شد. بهجز مواردی محدود، اغلب شهرها و مناطق بهسرعت سقوط کردند و نیروهای کرد عقبنشینی کردند. این مناطق نزدیک به یک دهه، پس از آزادسازی از دست داعش با حمایت ائتلاف بینالمللی به رهبری آمریکا، تحت کنترل SDF قرار داشت.
این یورش نظامی در نهایت در ۱۸ ژانویه ۲۰۲۶ با اعلام توافقی جدید میان دولت سوریه و نیروهای دموکراتیک سوریه به اوج خود رسید؛ توافقی که جایگزین توافق ۱۰ مارس ۲۰۲۵ شد. توافق تازه، عملاً بیشتر اختیارات نیروهای کرد را سلب میکند. بر اساس این توافق، با بازگشت کامل حاکمیت دولت سوریه، نیروهای دموکراتیک سوریه دیگر حضوری در رقه و دیرالزور نخواهند داشت. در استان عمدتاً کردنشین حسکه، تمامی نهادهای غیرنظامی در ساختار دولت ادغام میشوند و نیروهای نظامی SDF نیز نه بهعنوان یک نیروی یکپارچه، بلکه بهصورت فردی در وزارتخانههای دفاع و کشور سوریه جذب خواهند شد. ترتیبات مشابهی نیز برای شهر کوبانی در استان حلب در نظر گرفته شده است.
در مجموع، این توافق چهاردهبندی ضربهای جدی به کردهای سوریه و آرمانهای سیاسی آنان وارد میکند. آنچه برای کردها باقی میماند، شکلی محدود و احتمالاً صرفاً اسمی از خودگردانی اداری در حسکه و کوبانی است. دیگر منطقه کردنشین سوریه، عفرین در شمالغرب این کشور، همچنان تحت حاکمیت مستقیم دولت مرکزی باقی خواهد ماند.
برای سالها، نیروهای دموکراتیک سوریه و نهادهای مدنی وابسته به آن کوشیدند در مناطق تحت کنترل خود ساختاری چندقومیتی و چنددینی ایجاد کنند. این پروژه عملاً در ۱۸ ژانویه فروپاشید. ریزش سریع و گسترده قبایل عرب و چهرههای برجسته عرب از SDF و «اداره خودگردان» وابسته به آن، نشاندهنده شکست تلاشهای کردها برای بازتعریف روابط اجتماعی و سیاسی با جوامع عرب است. واقعیت آن است که بخش بزرگی از اعراب، حاکمیت تحت رهبری کردها را نپذیرفتند؛ هرچند الگوی حکمرانی SDF شباهتی به رژیمهای اقتدارگرای ناسیونالیست عرب که همواره کردها را سرکوب کردهاند، نداشت.
امروز، کردهای سوریه عمیقاً از تحولات اخیر سرخورده و ناامیدند. احساس غالب در میان آنان، حس رهاشدگی از سوی دوستان و متحدان است. در طول یک دهه گذشته، کردها خود را شریک نزدیک ایالات متحده میدانستند؛ نهتنها به دلیل نقش محوریشان در مبارزه با داعش ــ نبردی که بیش از ۱۲ هزار کشته از میان نیروهای کرد برجای گذاشت ــ بلکه به این دلیل که بهطور کلی گرایشهای آشکاراً طرفدار آمریکا و غرب داشتند. با این حال، اکنون برای آنان روشن شده است که آمریکا و غرب در نهایت جانب دولت سوریه را گرفتهاند؛ دولتی که در رأس آن فردی با پیشینه جهادی قرار دارد.
کردها آخرین امید برای شکلگیری سوریهای دموکراتیک تلقی میشدند. اما با فروپاشی ساختارهای نظامی و سیاسی آنان، بعید است بتوانند نقش مؤثری در سوق دادن سوریه بهسوی نظامی کثرتگرا ایفا کنند؛ نظامی که در آن همه اقوام، ادیان و مذاهب از حقوق و نمایندگی برابر برخوردار باشند.
بر اساس توافق ۱۸ ژانویه، دولت موقت سوریه بهزودی کنترل اردوگاهها و بازداشتگاههایی را به دست خواهد گرفت که هزاران عضو خطرناک داعش و خانوادههای آنان در آن نگهداری میشوند. سوریه امروز نهتنها توسط چهرههای سابق جهادی اداره میشود، بلکه در درون ساختارهای نظامی و اداری آن نیز جریانهای قدرتمندی با گرایشهای افراطی حضور دارند؛ طیفی از اخوانالمسلمین تا سلفیگری. کشتار علیه جوامع دروزی و علوی، و اخیراً کردها در حلب، نشان میدهد که این کشور دستکم در آیندهای نزدیک راهی بهسوی ثبات نخواهد داشت.
امید واشنگتن به ثبات بلندمدت در سوریه ممکن است توهمی بیش نباشد. دولت سوریه تاکنون توانایی مؤثری برای مهار تهدید داعش از خود نشان نداده است، آن هم در شرایطی که بخشی از نیروهای امنیتی و نظامی این کشور با این گروه همدلی دارند. حمله دسامبر ۲۰۲۵ در پالمیرا که به کشته شدن دو نظامی آمریکایی و یک مترجم غیرنظامی انجامید، توسط یکی از اعضای نیروهای امنیتی دولت سوریه صورت گرفت. این حادثه بهروشنی نشان داد که تهدید علیه منافع آمریکا در سوریه صرفاً به گروههای تروریستی محدود نمیشود.
منبع: میدل ایست فورم

نظر شما