آشنایی با نورالدین زارا، متفکر و ادیب کرد
به گزارش کردپرس، مرکز مطالعات کردی با بررسی زندگی و اندیشههای زازا، او را نمونهای از روشنفکران کردی میداند که در شرایط فقدان یک ساختار سیاسی مستقل و در پی سرکوب و پراکندگی جغرافیایی، ناچار بودند همزمان نویسنده، مترجم، روزنامهنگار، فعال سیاسی و کنشگر فرهنگی باشند. در این روایت، زندگی زازا تنها سرگذشت یک روشنفکر نیست، بلکه بازتابی از تجربه نسلی است که مسئله هویت، تبعید و حفظ زبان و فرهنگ کردی را در راس زندگی خود یافت.
زازا در سال ۱۹۱۹ در منطقه معدن خیز در الازیغ ترکیه به دنیا آمد. دوران کودکی او با ترک زادگاهش گره خورد و همراه برادرش، دکتر نفیز، راهی سوریه شد. مهاجرت زودهنگام، نخستین فصل از زندگی او بود که بعدها بارها میان سرزمینهای مختلف و تجربه تبعید ادامه یافت.
او از سالهای جوانی به فعالیت فرهنگی و سیاسی روی آورد و در اوایل دهه سوم زندگی خود، انتشار داستانهای کوتاه به زبان کردی را در مجله «هاوار» آغاز کرد. این نشریه در آن دوره به یکی از مهمترین کانونهای فعالیت فرهنگی روشنفکران کرد ترکیه تبدیل شده بود و حضور زازا در آن، او را در مسیر ادبیات و روزنامهنگاری کردی قرار داد.
جنگ جهانی دوم، پیوند زازا با اروپا را عمیقتر کرد. او تحصیلات دانشگاهی خود را در دانشگاه لوزان سوئیس ادامه داد و در دهه ۱۹۵۰ رساله دکتری خود را درباره آزادی نوشت. در اروپا همچنین انجمن دانشجویان کرد را بنیان گذاشت و فعالیتهای فرهنگی و سیاسی خود را دنبال کرد. با این حال، زندگی او همچنان در رفتوآمد میان کشورهای مختلف، بازداشت و زندان گذشت. او سرانجام در سال ۱۹۶۹ به لوزان بازگشت و بخش مهمی از سالهای پایانی زندگی خود را در سوئیس سپری کرد.
در کارنامه زازا مرز روشنی میان ادبیات، سیاست و اندیشه وجود نداشت. داستان کوتاه مینوشت، شعر و مقاله منتشر میکرد، روزنامهنگاری و ترجمه میکرد و همزمان به فعالیت سیاسی و پژوهشهای فلسفی میپرداخت. همین چندوجهی بودن، از نگاه نویسنده مقاله، بخشی از ویژگی روشنفکری کردی در قرن بیستم بود. شرایط تاریخی جامعه کردستان به او اجازه نمیداد خود را در یک حرفه یا حوزه فکری محدود کند.
یکی از مهمترین اسناد برای شناخت زندگی و جهان فکری زازا، خاطرات او با عنوان «زندگی من بهعنوان یک کرد» است. این اثر، مسیر زندگی او را از دوران کودکی و مهاجرت تا فعالیت سیاسی، سالهای تبعید و اقامت در اروپا روایت میکند و در کنار جنبه شخصی، تصویری از برداشت او نسبت به مسئله هویت کردی به دست میدهد.
تبعید در زندگی زازا تنها به معنای فاصله گرفتن از یک سرزمین نبود. تبعید برای او به وضعیتی دائمی تبدیل شده بود؛ حالتی که حتی در سرزمینهای محل اقامت نیز پایان نمییافت. او در پایان زندگی، تنهایی انسان تبعیدی را تجربهای توصیف میکرد که در آن فرد میان ملتها زندگی میکند، اما احساس میکند هیچیک او را آنگونه که هست نمیشناسند.
در این میان، مسئله هویت برای زازا به پرسشی بنیادین تبدیل شده بود: «من کیستم؟ از کجا آمدهام؟ به کجا میروم و کجا باید مستقر شوم؟» این پرسشها برای او صرفاً دغدغههایی شخصی نبودند؛ بلکه بازتاب وضعیتی تاریخی کردها بودند.
سرگذشت زازا را از این منظر نمیتوان از تحولات سیاسی ترکیه در دهههای نخست قرن بیستم جدا کرد. مقاله مرکز مطالعات کردی، سیاستهای یکسانسازی قومی و فرهنگی، محدودیتهای اعمالشده بر زبان و آموزش کردی، سرکوب شورشها و جابهجایی اجباری جمعیت کرد را از عواملی میداند که بخشی از روشنفکران کرد را به مهاجرت و فعالیت در خارج از ترکیه سوق داد.
روشنفکران کرد در تبعید در برابر تناقضی دائمی قرار داشتند: از یک سو باید فعالیت فرهنگی و سیاسی خود را حفظ میکردند و از سوی دیگر، امکان بازگشت به سرزمین خود را نداشتند. در نتیجه، بسیاری از آنان به جای آنکه تنها در یک حوزه تخصص داشته باشند، همزمان به ادبیات، سیاست، روزنامهنگاری، ترجمه و فعالیت فرهنگی روی آوردند. زازا یکی از روشنترین نمونههای این وضعیت بود.
ادبیات برای او اما تنها یکی از حوزههای فعالیت نبود؛ بخشی از تلاش او برای حفظ و بازآفرینی هویت فرهنگی بود. داستانهای کوتاه او در «هاوار» منتشر میشد و بعدها یکی از پژوهشگران کرد، به دلیل ویژگی آثار داستانیاش، او را «چخوف کردها» نامید؛ عنوانی که جایگاه ادبی او را در میان برخی پژوهشگران ادبیات کردی نشان میدهد.
ترجمه نیز در اندیشه و فعالیت فرهنگی زازا جایگاهی ویژه داشت. او اثر کلاسیک احمد خانی، «مم و زین»، را به زبان فرانسوی ترجمه کرد؛ کاری که یک سال پیش از مرگش به پایان رساند. مشارکت او در فعالیتهای فرهنگی انستیتوی کرد پاریس نیز بخش دیگری از تلاشهایش برای معرفی و حفظ زبان و ادبیات کردی بود.
فعالیت سیاسی زازا از سوریه آغاز شد و با تشکیل یک حزب کردی و فعالیتهای سیاسی ادامه یافت؛ فعالیتهایی که در نهایت به بازداشتهای متعدد او در سوریه و دیگر کشورهای منطقه انجامید. اما با گذشت زمان، تجربه تبعید و ناکامی پروژههای سیاسی، او را از سیاست عملی دورتر کرد و فعالیت فرهنگی و ادبی به تدریج جایگاه بیشتری در زندگیاش یافت.
این تغییر را میتوان بخشی از تحول در نگاه زازا به مسئله سیاست و هویت دانست. برای او، فرهنگ و زبان تنها حوزههایی جدا از سیاست نبودند؛ بلکه در شرایطی که امکان تحقق یک پروژه سیاسی مشخص محدود شده بود، به عرصهای برای تداوم هویت تبدیل شدند. به این ترتیب، داستان، ترجمه و پژوهش فرهنگی برای او شکلی دیگر از ماندن و مقاومت در برابر فراموشی بود.
پژوهش مورد استناد مقاله، مفهوم «روشنفکر کرد» را نیز در بستر تاریخی متفاوتی بررسی میکند. در جامعه کرد، به دلیل محدودیتهای تاریخی آموزش و فرهنگ مکتوب، روشنفکران برای مدت طولانی بیشتر در میان رهبران مذهبی، خاندانهای محلی و بعدها تحصیلکردگان نظام آموزشی غرب ظهور کردند. از همین رو، روشنفکر کرد در بسیاری از دورهها نقشی فراتر از تولید اندیشه داشت و همزمان حامل فرهنگ، مترجم، فعال سیاسی و واسطه ارتباط جامعه با جهان بیرون بود.
در این چارچوب، پژوهش دانشگاهی بلال آکتاش با عنوان «چهره یک روشنفکر کرد: نورالدین زازا (۱۹۱۹-۱۹۸۸)» نیز در مقاله مورد توجه قرار گرفته است. اهمیت این پژوهش از نگاه نویسنده در آن است که زندگی زازا را از منظر یک پژوهشگر غیرکرد و در فضای دانشگاهی فرانسه بررسی میکند؛ گویی زندگی این روشنفکر در «آینه دیگری» بازتاب یافته است.
زازا از سال ۱۹۷۰ در سوئیس به صورت دائمی مستقر شد و پس از ازدواج، فعالیت سیاسی او کاهش یافت، اما ارتباطش با فرهنگ کردی همچنان ادامه داشت. او در فعالیتهای فرهنگی مرتبط با کردها مشارکت میکرد و تا سالهای پایانی زندگی در حوزه زبان و ادبیات کردی فعال ماند.
او در سال ۱۹۸۸ بر اثر سرطان درگذشت؛ بیآنکه فرصت بازگشت به سرزمینی را پیدا کند که خاطره آن از کودکی تا پایان زندگی همراهش بود. زندگی زازا از این منظر، داستان رفتنهای پیدرپی است: رفتن از زادگاه، عبور از مرزها، زندگی در تبعید، بازگشت به اروپا و سرانجام پایان زندگی در جایی دور از خانه.
اهمیت نورالدین زازا در تاریخ معاصر کردها شاید بیش از هر چیز در همین چندپارگی و چندوجهی بودن زندگی او باشد. او نه صرفاً یک فعال سیاسی بود و نه تنها یک نویسنده؛ بلکه به نسلی تعلق داشت که در شرایط پراکندگی و فقدان یک ساختار سیاسی مستقل، بخش مهمی از مسئولیت حفظ زبان، ادبیات و حافظه فرهنگی کردها را بر دوش کشید.
زندگی او در نهایت روایتی از کشاکش میان وطن و تبعید، سیاست و فرهنگ، امید و سرخوردگی و هویت فردی و جمعی است. زازا در تمام این سالها در جستوجوی پاسخی برای پرسشهایی بود که از مرزهای زندگی شخصی او فراتر میرفتند؛ پرسشهایی درباره اینکه انسان چگونه میتواند خود را تعریف کند و چگونه میتواند زبان و خاطره خویش را زنده نگه دارد.
از این منظر، نورالدین زازا را نمیتوان تنها با عنوان نویسنده، سیاستمدار، روزنامهنگار یا مترجم معرفی کرد. زندگی او روایت روشنفکری در تبعید است؛ روشنفکری که ادبیات را به حافظه، ترجمه را به پل ارتباطی و زبان را به یکی از مهمترین نشانههای هویت تبدیل کرد و تا پایان زندگی، میان سرزمین ازدسترفته و جهانی که در آن زیست، به دنبال معنای «کرد بودن» بود.
مرکز مطالعات کردی در آلمان
دیدگاه کاربران