خبر ۱۴۰۵/۰۷/۱۵ ۰۹:۲۱ زمان مطالعه: 7 دقیقه ★ — (۰)
اندازه متن:
تلگرام واتساپ

نقش فوتبال در بازتاب مسئله کردها

سرویس جهان- ورزش قهرمانی، بویژه فوتبال، در سال‌های اخیر برای بخشی از کردها به عرصه‌ای برای بازنمایی هویت، تقویت احساس تعلق جمعی و افزایش دیده‌شدن نام و فرهنگ کردی تبدیل شده است. موفقیت های تیم های فوتبال آمداسپور در ترکیه و دال‌کورد در سوئد نمونه‌هایی از این پدیده را نشان می‌دهد.

به گزارش کردپرس، فوتبال در سال‌های اخیر، علاوه بر نقش ورزشی خود، به یکی از عرصه‌هایی تبدیل شده است که هویت کردی در آن دیده و بیان می‌شود. بررسی دو یادداشت منتشرشده در نشریه «آمارگی» درباره تیم‌های آمداسپور ترکیه و دال‌کورد سوئد نشان می‌دهد که فوتبال می‌تواند برای بخشی از کردها به فضایی برای ابراز تعلق هویتی، شکل‌گیری احساس جمعی و افزایش دیده‌شدن نام و فرهنگ کردی در عرصه عمومی تبدیل شود، هرچند این نقش لزوماً به معنای سیاسی شدن ورزش یا جایگزینی آن با فعالیت‌های سیاسی نیست.

آمداسپور، باشگاه دیاربکر، در ماه مه ۲۰۲۶ به سوپرلیگ ترکیه صعود کرد و در ۲۰ سپتامبر نیز در نخستین فصل حضور خود در این رقابت‌ها توانست بشیکتاش را با نتیجه ۳ بر ۲ شکست دهد. بر اساس یادداشت کوبرا ساگیر در «آمارگی»، واکنش‌ها به این پیروزی از دیاربکر فراتر رفت و در شهرهای دیگر و شبکه‌های اجتماعی کردی نیز بازتاب یافت. به نوشته او، بخشی از هواداران این نتیجه را فراتر از یک موفقیت ورزشی ارزیابی کردند و آن را به هویت و تعلق کردی پیوند دادند.

ساگیر معتقد است موفقیت اخیر آمداسپور باعث شده این باشگاه بیش از گذشته در فضای عمومی ترکیه دیده شود. حضور در برابر تیم‌های شناخته‌شده فوتبال این کشور، پوشش گسترده‌تر رسانه‌های ورزشی و ارتباط با هوادارانی از بخش‌های مختلف جامعه کرد و دیاسپورای کرد، جایگاه این باشگاه را فراتر از یک تیم محلی قرار داده است. از این رو، آمداسپور به یکی از آشکارترین فضاهای بیان هویت کردی تبدیل شده است، هرچند هواداران آن الزاماً برداشت سیاسی یکسانی از این هویت ندارند.

یادداشت ساگیر این روند را در چارچوب گسترده‌تر دیده‌شدن مسئله کردها بررسی می‌کند. به نوشته او، این دیده‌شدن در گذشته عمدتاً از مسیر سیاست، احزاب، درگیری‌های مسلحانه، فعالیت‌های دیپلماتیک، جنبش‌های حقوق بشری و اعتراضات شکل گرفته است و در کنار آن، حوزه‌هایی مانند موسیقی، ادبیات، نوروز و فعالیت‌های فرهنگی نیز در معرفی هویت و تاریخ کردها نقش داشته‌اند. ورزش، از نگاه ساگیر، مسیر متفاوتی ایجاد می‌کند؛ زیرا می‌تواند هویت کردی را در فضایی عمومی و غیرسیاسی‌تر در معرض دید مخاطبانی قرار دهد که ممکن است پیش از آن ارتباطی با مسئله کرد نداشته باشند.

این روند تنها به آمداسپور محدود نمی‌شود. ساگیر به حضور ورزشکاران کردتبار در رشته‌هایی مانند فوتبال، بوکس و هنرهای رزمی اشاره می‌کند و نمونه‌هایی مانند دنیز اونداو، آگیت کاباییل و نامو فاضل را مورد توجه قرار می‌دهد. به باور او، نوع بازتاب هویت کردی در میان این ورزشکاران یکسان نیست؛ برخی درباره پیشینه خود آشکارا سخن می‌گویند، برخی آن را در قالب نشانه‌های فرهنگی بروز می‌دهند و برخی نیز اساساً آن را در عرصه عمومی برجسته نمی‌کنند. در نتیجه، معنایی که از حضور یک ورزشکار کردتبار شکل می‌گیرد، فقط به موضع خود او محدود نمی‌شود و هواداران، رسانه‌ها و فضای اجتماعی نیز در آن نقش دارند.

دال‌کرد در سوئد نمونه دیگری از این رابطه میان فوتبال و هویت است. دکتر بمو نوری در یادداشتی به بررسی تاثیرات باشگاه فوتبالی می‌پردازد که در سال ۲۰۰۴ در شهر بورلنگه سوئد توسط اعضای جامعه کُرد ساکن این تأسیس شد و از سطوح پایین فوتبال سوئد تا آلسوانسکن، بالاترین سطح فوتبال این کشور، پیش رفت. در نگاه نوری، اهمیت دال‌کورد صرفاً به موفقیت ورزشی آن مربوط نمی‌شود، بلکه این باشگاه به فضایی تبدیل شده است که بخشی از جامعه کرد در سوئد توانسته است هویت خود را در چارچوب یک نهاد ورزشی سوئدی بیان کند.

دال‌کرد در این روایت هم‌زمان یک باشگاه سوئدی و باشگاهی با نمادها و نام مرتبط با کردها است. همین ویژگی، آن را به نمونه‌ای از پیوند هویت محلی و هویت فراملی تبدیل می‌کند. نوری با اشاره به مفهوم «خانه» در میان جوامع دیاسپورا، بر این نکته تأکید دارد که تعلق به یک سرزمین لزوماً به محل تولد یا تابعیت رسمی محدود نمی‌شود و می‌تواند از طریق زبان، موسیقی، غذا، خاطرات خانوادگی و تجربه‌های مشترک بازسازی شود. فوتبال نیز می‌تواند بخشی از همین فرایند باشد.

در این چارچوب، باشگاه فوتبال فقط محلی برای برگزاری مسابقه نیست، بلکه می‌تواند زمینه‌ای برای شکل‌گیری یک «ما»ی جمعی فراهم کند. هواداران در زبان روزمره از «برد ما» یا «باخت ما» سخن می‌گویند و خود را در موفقیت و شکست تیم سهیم می‌دانند. دال‌کرد از این نظر نمونه‌ای است که در آن این «ما» می‌تواند هم به جامعه محلی بورلنگه و کردهای ساکن سوئد مربوط باشد و هم به شبکه گسترده‌تر دیاسپورای کرد.

دو یادداشت آمارگی بر این نکته تأکید دارند که ورزش می‌تواند هویت‌های متفاوت را در کنار یکدیگر قرار دهد. کرد بودن در این روایت لزوماً در برابر هویت جامعه میزبان قرار نمی‌گیرد. تجربه دال‌کورد در سوئد و نمونه‌هایی از ورزشکاران کردتبار نشان می‌دهد که تعلق به جامعه میزبان می‌تواند در کنار حفظ عناصر هویت کردی قرار گیرد و الزاماً به حذف یک هویت به سود هویت دیگر منجر نشود.

در عین حال، نویسندگان نسبت به تعمیم این تجربه نیز احتیاط می‌کنند. پیروزی یک تیم فوتبال یا موفقیت یک ورزشکار نمی‌تواند به معنای نمایندگی همه کردها تلقی شود. جامعه کرد از نظر موضع سیاسی، ویژگیهای زبانی، خصوصیات منطقه‌ای و ویزگیهای نسلی متنوع است و برداشت افراد از هویت کردی نیز یکسان نیست. ساگیر همچنین تأکید می‌کند که دیده‌شدن در عرصه ورزش الزاماً به همدلی سیاسی با مسئله کردها منجر نمی‌شود و ممکن است تنها کنجکاوی اولیه درباره فرهنگ، پیشینه یا هویت کردی ایجاد کند.

از این منظر، اهمیت آمداسپور را می‌توان در تغییری دید که در شیوه بازتاب مسئله کردها در فضای عمومی رخ داده است. اگر پیش از این مسئله کرد بیشتر از مسیر سیاست، جنگ، مذاکرات و فعالیت‌های حقوق بشری در معرض توجه افکار عمومی قرار می‌گرفت، موفقیت‌های ورزشی امکان دیگری برای دیده‌شدن ایجاد کرده‌اند. حضور یک تیم یا ورزشکار کرد در یک رقابت بزرگ، مخاطب را ابتدا از مسیر ورزش با نام، هواداران، نمادها و برخی عناصر فرهنگی کردی مواجه می‌کند.

با این حال، فوتبال جایگزین سیاست نیست. مسئله کرد همچنان به طور عمده تحت تأثیر سیاست دولت‌ها، احزاب، تحولات امنیتی، مذاکرات و مناسبات منطقه‌ای قرار دارد. نقشی که ورزش می‌تواند ایفا کند بیشتر به حوزه فرهنگ عمومی، احساس تعلق و دیده‌شدن مربوط می‌شود. به همین دلیل، اهمیت آمداسپور یا دال‌کرد را می‌توان نه در تبدیل شدن آن‌ها به بازیگران سیاسی، بلکه در ایجاد فضایی برای تجربه و بازنمایی هویت دانست.

برآیند دو یادداشت آمارگی نشان می‌دهد که فوتبال برای بخشی از کردها از یک فعالیت صرفاً ورزشی فراتر رفته و به عرصه‌ای برای شکل‌گیری احساس جمعی و بازتاب هویت تبدیل شده است. آمداسپور این روند را در داخل ترکیه و در سطح رقابت‌های حرفه‌ای این کشور نشان می‌دهد و دال‌کرد نمونه‌ای از تداوم همین تجربه در میان جامعه کردِ ساکن در سوئد است. تفاوت این دو تجربه در جغرافیا و شرایط اجتماعی آن‌هاست، اما در هر دو مورد، فوتبال امکان می‌دهد هویت کردی در فضایی عمومی، روزمره و غیر سیاسی حضور پیدا کند.

 

خبرهای مرتبط

دیدگاه کاربران

۰ نظر
امتیاز:
— (۰)
دیدگاه‌های ارسال‌شده پس از تأیید ناظران منتشر خواهند شد.