یادی از پزشکی فرهیخته و فرهنگ ساز، «دکتر عزیز فیض نژاد»/شهباز محسنی

سرویس کردستان - چند هفته پیش بود که شنیدم پزشک فرهیخته و همشهری عزیزم، دکتر عزیز فیض نژاد در آلمان و در غربت، درگذشته است و متأسف شدم؛ بیشتر از این بابت که دیر باخبر شدم.

کرد پرس- ایشان یکی از معدود پزشکان فاضل و باسواد و فروتن و بسیار کتابخوان و مشوق نویسندگان و محققان و مترجمان بودند. اهل روستای عرب اوغلی سقز از طایفه بزرگ فیض الله بیگی  بود. 

در جنوب آلمان، شهرکوچکی به نام (بادویلدباد) در نزدیکی مرز فرانسه به خدمت شریف طبابت مشغول بود. با آنکه دور  از کردستان می زیست اما همواره به خاطر پیوندهایش با اهالی قلم، در محافل علمی کردستان و در کتابها و یادداشتهای نویسندگان بارز و برجسته، نام و بادشان زنده بود. کمتر کسی را به دلسوزی و شیفتگی دکتر فیض نژاد نسبت به فرهنگ و زبان و ادبیات کردی، سراغ داشته ام.
 محمد قاضی، مترجم نامدار کشورمان، در صفحه آغازین ترجمه کتاب «کرد و کردستان» اثر واسیلی نیکیتین، که اثر مهمی است نوشته است «ترجمه این کتاب را به عزیزانم جناب دکتر فیض نژاد که مشوق من در ترجمه آن بوده است و جناب احمد قاضی تقدیم می دارم». 

یادم است دبیرستانی که بودم مدتی زنده یاد دکتر فیض نژاد در خیابان ساحلی سقز مطب باز کرد تا به مردم زادگاهش سقز، خدمت کند اما بعدها  به آلمان بازگشت. کاک هادی مرادی، استاد دانشگاه،  تعریف می کرد در سفری که چندسال قبل به آلمان کرده بود چندروز مهمان خانه ایشان شده بود. دیده. بود که آن زنده یاد، کتابخانه ای دوازده هزار جلدی که گنجینه  ای بود برای خود در خانه اش فراهم کرده بود. کتاب‌هایی نفیس‌ و با ارزش و به زبانهای گوناگون. می‌گفت در  آن یکی دوهفته  که در خانه دکتر فیض نژاد بوده در ساعاتی که ایشان به بیمارستان و سر کار می رفت وقت داشتم بعضی از کتابها را از قفسه ها بیرون آورده نگاه می کردم می دیدم ایشان اغلب کتابها را خوانده بود و با دو نوع مداد به رنگهای سبز  و قرمز زیر بعضی پاراگراف‌ها و سطور، حاشیه زده یا خط کشیده بود.

برایم سؤال بود چرا به دو رنگ؟ در پاسخ گفته بود: مداد سبز برای مطالب مهمی است که خوانده ام که ممکن است بعدا از آنها استفاده کنم. مداد قرمز رنگ هم مطالبی است که برایم مبهم اند و هنوز درکشان نکرده ام. علامت زده ام تا  دوباره بخوانم و بیشتر در باره شأن تأمل کنم! این عشق مفرط به دانستن را در کمتر کسی می توان سراغ گرفت.

همچنین برای استاد هادی مرادی نقل کرده بود که این اواخر گادامر، فیلسوف مشهور آلمانی و نظریه پرداز مکتب هرمنوتیک، به عنوان بیمار به من مراجعه کرده و مراجعات مکرر و تحت مراقبت گرفتنش، تبدیل به دوستی و رفاقت  و رفت و آمد شده است و به خاطر ایشان علاقه زیادی در این اواخر به مطالعه فلسفه پیدا کرده ام. 
ایشان رابطه گرمی با اهل تحقیق داشت و پیگیر و دنبال کننده آثارشان از جمله ماموستا هژار در برگردان قرآن کریم به کردی. بطوری که استاد هژار از محبتها و دلسوزیهای ایشان در کتاب «چێشتی مجێور» سپاسگزاری کرده است. یا فرهنگ نویس برجسته، کاک صلاح پایانیانی، تعریف می کرد وقتی جلدهای نخست و دوم «فەرهەنگی زارەکی کوردی» را درآورده بود ایشان از طریق دکتر امیر حسن پور، با آقای پایانیانی تماس گرفته بود و ایشان را به ادامه کارش، بسیار تشویق کرده و تجربیاتی را که لازم بوده به ایشان انتقال داده بود. 
دکتر عزیز فیض نژاد، پزشکی درس خوانده و موقر و ادیب و فرهنگ دان و کتاب شناس بود و از مفاخر گمنام و عاشقان کردستان است.

علاقه ای به تظاهر در محافل ابدا نداشت و تواضع و فروتنی و انسان‌دوستی در ذاتش بود.  می دانم که بارها با اهل قلم در تماس بود، کتابهایشان را خوانده بود راهنمایی و تشویقشان به ادامه کار و فعالیت می کرد. بخصوص دوستان مهابادی از لطف و تشویق هایش (حتی چه بسا مادی) برایم گفته اند.

خانه اش نیز موزه ای از صنایع دستی کردستان بود. در هنر عکاسی و فیلم هم دستی داشت. از زندگی روستاییان کردستان و سقز، فیلم و عکسهای زیادی در حوزه مردمشناسی گرفته بوده. خداوند روح آن پزشک فرهیخته را شاد فرماید. امیدوارم ساز و کاری پیش آید با کمک نزدیکان و اقربایش، کتابخانه و نوشته های با ارزشش را به سقز برگردانیم و این آثار، مقدمه تأسیس مرکزی مطالعاتی به نام خود ایشان، در منطقه گردد.

کد مطلب 2798238

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha