به گزارش کردپرس، بر اساس تحلیل نشنال کانتکست، روند بازسازی ارتش سوریه نشان میدهد که احمد الشرع در حال ایجاد ساختاری نظامی است که هیچ نیروی مسلحی، از جمله نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF)، نتواند پس از ادغام نیز زنجیره فرماندهی مستقل خود را حفظ کند. تغییرات اخیر در وزارت دفاع، اگرچه با کنار گذاشتن برخی فرماندهان جنجالی وابسته به ارتش ملی سوریه و کاهش نفوذ آنان، برای کردها اطمینانبخش به نظر میرسد، اما در واقع بخشی از یک راهبرد گستردهتر برای تمرکز کامل قدرت نظامی در دمشق است.
در مرحله نخست پس از سقوط حکومت بشار اسد، دولت انتقالی برای جلوگیری از تنش، گروههای مسلح را بدون انحلال ساختارهای داخلیشان وارد وزارت دفاع کرد. فرماندهان سابق درجه نظامی گرفتند و نیروهایشان تقریباً با همان ترکیب پیشین در قالب لشکرهای جدید سازماندهی شدند. اما اکنون دمشق وارد مرحله دوم شده است؛ مرحلهای که در آن فرماندهان از نیروهای وفادار خود جدا میشوند و اختیار واقعی به ستادهای مرکزی ارتش منتقل میشود.
در همین چارچوب، چهرههایی مانند ابو ععمشه، سیف ابوبکر و شماری دیگر از فرماندهان ارتش ملی سوریه از فرماندهی مستقیم یگانهای خود کنار گذاشته شده و به سمتهای ستادی منتقل شدهاند. این جابهجاییها اگرچه از نظر ظاهری ارتقای مقام محسوب میشود، اما در عمل آنان را از شبکههای نظامی، نیروها، تسلیحات و پایگاههایی که منبع اصلی قدرتشان بود، جدا میکند. با انتقال مدیریت حقوق، تدارکات، انتصابها، آموزش و لجستیک به وزارت دفاع، فرماندهان پیشین دیگر بر یک نیروی مستقل تکیه نخواهند داشت و وابسته به ساختار مرکزی دولت خواهند شد.
این تغییرات برای SDF نیز از جنبهای مثبت تلقی میشود، زیرا بسیاری از فرماندهان کنار گذاشتهشده متهم به نقض حقوق کردهای عفرین و دیگر مناطق شمال سوریه بودهاند و حتی از سال ۲۰۲۳ تحت تحریم آمریکا قرار داشتند. با این حال، نشنال کانتکست معتقد است این تصور که دمشق تحت فشار SDF دست به این تغییرات زده، با واقعیت سازگار نیست. اصلاحات کنونی همه ارتش را در بر میگیرد و بخشی از برنامه از پیش طراحیشده الشرع برای پایان دادن به ساختارهای شبهنظامی و ایجاد ارتشی کاملاً متمرکز است. در واقع، دمشق همزمان با تضعیف فرماندهان ارتش ملی، اعتماد کردها را نیز جلب میکند تا آنان با اطمینان بیشتری روند ادغام را بپذیرند.
به باور این تحلیل، احمد الشرع همان الگویی را دنبال میکند که پیشتر در ادلب و در دوران رهبری هیئت تحریرالشام به کار گرفته بود؛ یعنی ابتدا گروههای مسلح را در یک ساختار بزرگتر جای میدهد، به رهبران آنها جایگاه و درجه رسمی میبخشد و سپس بهتدریج ابزارهای واقعی قدرت، مانند انتصاب فرماندهان، مدیریت نیروها، تسلیحات، آموزش و منابع مالی را به دولت منتقل میکند. در نتیجه، رهبران سابق عنوان خود را حفظ میکنند اما کنترل مؤثر بر نیروهایشان را از دست میدهند.
از نگاه نشنال کانتکست، نیروهای دموکراتیک سوریه به دلیل برخورداری از ساختار نظامی، امنیتی و اداری منسجم، نسبت به دیگر گروههای مخالف پرونده پیچیدهتری دارند؛ اما توافق ژانویه ۲۰۲۶ نیز هیچ جایگاهی برای حفظ یک فرماندهی مستقل SDF پیشبینی نکرده است. بر اساس این توافق، نیروهای SDF باید بهصورت فردی و پس از بررسی امنیتی وارد وزارتخانههای دفاع و کشور شوند. تنها امتیازی که برای آنها در نظر گرفته شده، تشکیل سه تیپ در استان حسکه و یک تیپ در کوبانی است؛ امتیازی که بسیار محدودتر از خواستههای پیشین این نیروها به شمار میرود.
این در حالی است که در مراحل اولیه مذاکرات، رهبران SDF از حفظ سه سپاه یا دستکم سه لشکر مستقل سخن میگفتند. اما پس از تحولات نظامی اوایل سال ۲۰۲۶، نتیجه مذاکرات به چهار تیپ محدود شد. به عبارت دیگر، آنچه زمانی قرار بود یک بلوک نظامی بزرگ و منسجم باشد، اکنون به چند تیپ در دل ارتش ملی سوریه تقلیل یافته است.
نشنال کانتکست تأکید میکند حتی همین چهار تیپ نیز تضمینی برای حفظ هویت مستقل خود ندارند. وزارت دفاع میتواند بهمرور نیروهای تازهاستخدامشده، افسران آموزشدیده و فرماندهان جدید را به این یگانها اضافه کند، فرماندهان سابق SDF را به ستادهای ارتش یا مناصب دیگر منتقل کند و ترکیب داخلی این تیپها را تغییر دهد، بدون آنکه نیازی به انحلال رسمی آنها باشد.
در حال حاضر حدود شش هزار نیروی SDF در وزارت دفاع ثبت شدهاند که نزدیک به پنج هزار نفر از آنان در سه تیپ مستقر در حسکه سازماندهی شدهاند. این تعداد در مقایسه با ارتشی که دمشق قصد دارد آن را به حدود ۲۰۰ هزار نیرو برساند، تنها حدود ۲.۵ تا ۳ درصد از کل نیروها را تشکیل خواهد داد. از نظر سازمانی نیز چهار تیپ وابسته به SDF تنها حدود پنج درصد از تیپهای ارتش جدید سوریه را شامل میشوند؛ رقمی که نشان میدهد وزن نظامی این نیروها در ساختار آینده ارتش بسیار محدود خواهد بود.
به اعتقاد این تحلیل، دمشق احتمالاً در کوتاهمدت تغییرات شدیدی در ساختار SDF ایجاد نخواهد کرد، زیرا چنین اقدامی میتواند روند ادغام را با بحران روبهرو کند. اما دولت بهتدریج از طریق تمرکز بر پرداخت حقوق، کنترل تسلیحات و مهمات، آموزش مشترک، ارتقای افسران و مدیریت انتصابها، وابستگی کامل این نیروها به وزارت دفاع را ایجاد خواهد کرد. پس از انحلال رسمی فرماندهی کل SDF، اختلافات درباره انتصابها و جابهجایی فرماندهان نیز دیگر یک موضوع سیاسی نخواهد بود، بلکه به مسئلهای اداری در داخل ارتش تبدیل میشود.
در پایان، نشنال کانتکست نتیجه میگیرد که کنار گذاشتن فرماندهانی مانند ابو عمشه و سیف ابوبکر صرفاً اقدامی برای پاسخ به مطالبات کردها نیست، بلکه نمایانگر الگویی است که دمشق قصد دارد در قبال همه گروههای مسلح، از جمله SDF، اجرا کند؛ الگویی که ابتدا با اعطای جایگاه و درجه نظامی آغاز میشود و سپس با جدا کردن تدریجی فرماندهان از نیروهایشان، تمام ابزارهای واقعی قدرت نظامی را در اختیار دولت مرکزی قرار میدهد. از این منظر، بازسازی ارتش سوریه بیش از آنکه به معنای حفظ جایگاه مستقل SDF در ساختار جدید باشد، نشانه آغاز روندی برای جذب، مهار و استحاله تدریجی این نیروها در ارتش واحد سوریه است.
سرویس جهان-تحلیل نشنال کانتکست نشان میدهد احمد الشرع با بازسازی ارتش سوریه در پی ادغام تدریجی نیروهای دموکراتیک سوریه در ساختاری است که امکان حفظ فرماندهی مستقل را از آنها سلب میکند.
کد مطلب 2798031

نظر شما